موضوع بحث

با خواهر شوهر پررو چیکار باید کرد؟؟؟؟؟؟؟؟

| 1395/11/18 | 15:56 37 بازدید
موضوع بحث: با خواهر شوهر پررو چیکار باید کرد؟؟؟؟؟؟؟؟
من یکسال و نیمه که ازدواج کردم و یه بچه 4 ماهه دارم. خواهر شوهرم31 سالشه و مجرده و از همون دوران نامزدیمون دنبال من و شوهرم برای خرید عروسیم میومد و بدترین و پستترین چیزها رو برای من انتخاب کرد و اجازه نظر به من نمیداد فقط برای پاتختیم من نظر دادم که میخوام برم آرایشگاه سوسه دواند بای داداشش که وای پول آرایشگاهش زیاد میشه و شوهرم رو با من درگیر کرد .بعدش هم که اومدیم سر زندگیمون چون میدید ما هر جا میریم من پیش شوهرم میشینم بهم حسادت میکرد و پیش یکی یکی از فامیلاشون میشست منو خراب میکرد که این همش میچسبه به شوهرش و اجازه نمیده زنها و دخترهای دیگه با شوهرش حرف بزنند. از طرفی فامیلهای شوهرم زناشون جوری هستند که فقط با شوهر آدم حرف معمولی نمیزنند و همش میخوان با شوهرم لاس بزنند و با نگاهشون قورتش بدهند. من هم از این موضوع خیلی ناراحتم و اونها هم همکش روبروی شوهرم میشینند و یه دختر خاله داره شوهرم که با خواهر شوهرم همدستی میکنه و علاقه زیاد به شوهرم داره و هر مهمونی ای که ما رو میبینه کل ساعات مهمونی رو مخاطب شوهر من میشه. خلاصه خواهر شوهرم اینقدر خراب کردن منو ادامه داد تا اینکه پریشب دختر عمه شوهرم که ماه بود از کانادا اومده بود و من در این مدت 4 بار دعوتش کرده بودم بماند که هر بار میومد با چه لباس افتضاح و لختی میومدو شوهر منو بوس میکرد موقع سلام و خداحافظی و به شوهرم نظر میداد که موهاشو چه مدلی درست کنه در صورتی که این خانم مطلقه است و همسن شوهرمم هست و پریشب که دوباره میخواست برگرده کانادا خواهر شوهرم با موبایلش موبایل شوهرمو گرفت و گوشی رو داد دست دختر عمش و اونم یک ربع با شوهر من خوشو بش کرد و نه حال منو پرسید و نه سلام به من رسوند و نه از من خداحافظی کرد. منم دیروز عصر به مادر شوهرم زنگ زدم و گله کردم که چرا دختر عمشون با من خداحافظی نکرد و گفتم فقبط پیش یک نفر منو خراب نکرده بود که پیش این هم خراب شدم. در ضمن اینم بگم که خواهر شوهرم مجرده و پیش پدر مادرش زندگی میکنه. مادرش هم به خواهر شوهرم گفته بود اونم شب اومد خونمون و به من گفت دختر عمم خوشش نمیاد از تو خداحافظی کنه به من چه مربوط. شوهر من هم بهش گفت تو باید شماره خونه ما رو میگرفتی نه شماره موبایل منو . اونوقت اونم گفت یعنی اجباری از زنت خداحافظی میکرد. شوهرمم گفت ما که کار یواشکی با هم نداریم که آدم باید احترامو رعایت کنه. بعدش خواهر شوهرم بهم گفت دیگه باهام چه مشکلاتی داری؟ منم بیشتر کارهایی که ناراحتم کرده بود رو گفتم اونم گفت متاسفم برات که فکر میکردم من مثل خواهرتم برات ولی تو به چشم یک خواهر شوهر به من نگاه میکنی و بی خداحافظی رفت در صورتی که در این مدت جز بدجنسی کاری در حق من نکرده بود. به نظر شما من با خواهر شوهر و فامیلهای شوهرم چطور باید رفتار کنم و الان با این برنامه ای که پیش اومد من چه وجهه ای پیششون پیدا میکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی ناراحتم.............
1390/04/07
|
12:22
خانم بلا شاید سوالشون باشه.... دلیل نمیشه شما توهین کنید
1390/04/07
|
12:27
خدایا هزار مرتبه شکرت « یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ اِکْشِفْ لى کَرْبى بِحَقِ اَخْیکَ الْحُسَیْنِ (ع) »...
دستت درد نکنه مامان گلی جون. به خدا فقط دوست دارم که نظرهای بیشتری در مورد مشکلم بدونم تا بتونم یه تصمیم درست بگیرم
1390/04/07
|
12:29
من کلاهرکسی که اعصابمو خورد کنه رابطمو باهاش قطع میکنم به همین راحتی هرکسی میخواد باشه فرقی نمیکنه.....شما هم همین کار و انجام بده دوری ودوستی.......
1390/04/07
|
12:32
من دو قلب دارم که بیرون از سینم میطپند ❤❤خوشبختی مگه غیر اینه
lili جون سلام عزیزم ناراحت نباش از این اتفاق‌ها تو همه زندگی ها هست.

آخرین راه حل برای بعشی آدمها اینه که اونها رو از زندگی حذف کرد. شاید آخرین راه این باشه که خواهرشوهرت رو از زندگیت حذف کنی! البته اگه به جایی برسی که مطمئن بشی باید اینکار رو بکنی
1390/04/07
|
12:33
چجوری میشه که حذفش کنم در صورتی که در خانه پدر و مادرش زندگی میکنه و من مجبورم خونه مادر شوهرم برم؟؟؟
1390/04/07
|
12:36
پانیذ جون آخه مشکل اینه که لرزش چشم داره کسی نمیگیرتش
1390/04/07
|
12:38
خواهرشوهرهای من هم این طورین فقط به موبایل شوشو زنگ می زنن و سال ماهی یکبار هم با هم حرف نمی زنیم
1390/04/07
|
12:39
در برابر دنیایی که گرفتاری های آن مانند خوابهای پریشان میگذرد شکیبا باش.....امام علی(ع)
لی لی جونم با سیاست پیش برو

البته من سیاست ندارم و یهههههههههههههههو قاطی میکنم و طرفو میکشم

ههههههههههههههههههههههههههه چی کار کنم این کارم باعث شده خانواده همسرم از من یکم بترسن و کاری نکن
1390/04/07
|
12:41

Daisypath Anniversary tickers همسرم دوست دارم .... میدانم دوستم داری .... دوست داشتنی های ما تا ابد ادامه دارد.
با شوهرت و کاراش صحبت کن بهش بگو اگه من هم با پسر عمه ام این طور رفتار کنم خوشش میاد یا نه البته باید با در نظر داشتن رفتار و اخلاق شوهرت خودت باهاش صحبت کن اول این قضیه را حل کن تا بعدها مشکلی پیش نیاد ....
بعد هم در مورد روابط خواهر شوشو بگو اول بگو دوسش دارم یکی یکدونه هست منم مثل خواهرش هستم بالاخره یه جوری شوهرتو وانمود کن که تو هم خیلی دوستش داری حالا قرار نیست که از صمیم قلب بشه فقط حرفه .. بهش بگو به خاطر رفتاراش ازش دلخوری تا شوهرت بعدا خودش در یک فرصت مناسب باهاش صحبت کنه
1390/04/07
|
12:42
عزیزم همیشه ندیده بگیرش !
حضورش رو هیچ فرض کن!
من بیشتر از 15 ماهه که خواهرشوهر مجرد 35 ساله فضولم رو ندیده گرفتم! با کم محلی بی محلی جواب ندادن بالاخره از زندگیم بیرونش کردم! رفت و آمد هم باهاشون دارم!

انشاءالله کسانی پیدا بشن که اونارو بگیرن!
1390/04/07
|
12:42
به خدا واگذارش کن.......خدا جای حق نشسته........
خواهر شوهرهای منم از بدجنسی تا ندارند....................فتنه گر................2 به هم زن........حسود......بد.....همه چسز...

من فقط بهشون سلام و خداحافظ میگم.......همین و همین...............
اونا هم مجردند....
1390/04/07
|
12:43
بزن تو دهنش

شوخی کردم به نظر من هیچی بهتر از کم محلی نیست همین که کم محلی کنی از صد تا فحشم بدتره
1390/04/07
|
12:44
خدا انشاالله بهت صبر بده
1390/04/07
|
12:48
موهاشو بگیر دور اتاق بگردونش
1390/04/07
|
12:52
خدارو دوست دارم واسه اینکه تورو بهم داده**خدارو دوست دارم چون عاشق بودنو یادمو داده
آخه مشکل اینه که بی محلی میکنم بیشتر برای شوهرم سوسه میادو مشکل خواهر شوهرم اینه که من چرا نمیذارم زنها و دخترهای فامیلشون برای شوهر من جولون بدهند. همش دوست داره بین من و شوهرم فاصله بندازه
1390/04/07
|
12:53
یه مدت نسبت به جولان دادن خودش و بقیه بی تفاوتی نشون بده حتی شده ظاهری و حساسیت خودت رو بروز نده کاری کن احساس کنه تیراش به سنگ می خوره و تو برات مهم نیست اون و زنهای دیگه چی می کنن
البته حسابی از دور مواظب باش ولی بروز نده!
1390/04/07
|
13:00
ضمناً به همسرت (بدون اینکه بدونه چرا و به چه علت حتی اگه بپرسه) بیشتر از قبل محبت کن
1390/04/07
|
13:02
اینم بدون این مساله ای نیست که یکی دو روزه یا یکی دو هفته ای حل بشه و به نقطه ای که می خوای برسه!


باید صبر و پایداری زیاد و (از خود گذشتگی زیاد) (البته نه در حد نادیده گرفتن خودت) داشته باشی و خسته نشی برای حفظ زندگیت باید تحملت زیاد باشه!
1390/04/07
|
13:04
اتفاقا یه مدته که دارم همین کارو میکنم مینا جون ولی دخترهای فامیلشون مخصوصا یکی از دختر خاله هاش خیلی بی جنبه است و ساعتها شوهر منو مخاطب حرفاش قرار میده و اسم شوهرمو چنان با جون محکم میگه که نگو. نمیدونم دیگه چیکار کنم مینا جون
1390/04/07
|
13:04
ارسال پاسخ و نظر شما