موضوع بحث

مامانهای آبان 92+ نی نی های ناز و سالم و باهوش

1395/10/29 20:30 15783
سلامممممممممممممم من اوممممممممممممممممدم

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بالاخره زاییدم.

خیلییییییییییی راحت بودم و کلیم سر حالم و خوشحال

عاطفه جونم و ایسان جونم قدم نو رسیده مبارک.

پستهارو نخوندم هنوز.

ایسان جون روز بعد از من زایمانش بود که خواهرش اومد عکس نینیشونو نشونم داد لباااااااش خیلییییییییی خوشگلهههه گل پسملی

حالا شرحشو بعدا میام میدم اینو بگم که خیلیییییییی راحت بود


72239710841223718499.jpg

اینم عکس گل عسل شیرینم

راستی من چربی شکمم رو هم با یکم پوست اضافشو برداشتم .بخیه هام 3 برابر سزارینه اما چون شکم بند میبندم و زیاد راه میرم راحتم.
سلامی از اولین ترکیده تاپیک به همه مامانای ترکیده و نترکیده...خوف و خوشین که؟؟..خدا رو شکر

دلم کلی برای همه تنگولیده بود..ولی نمیدونین این جغله حتی فرصت یه جیش کردن هم به من نمیده...کلا فکر کنم

اجدادش کانگورو بودن...خخخخخ..چون اصلا دوست نداره تو تخت بخوابه...میگه فقط منو بگیرین تو بغلتون تا بخوابم...

فقط بدیش اینه که من و شوهرم هیچکدوم کیسه نداریم که این جوجه رو بذاریم توش... الان هم تو بغل بنده در حال

خواب تشریف دارن و من یه دستی دارم میتایپم...کچل شدم از دستش..خواب شب که کلا تعطیل شده...شبا در مجموع 3

-4 ساعت بیشتر نمیخابم...خلاصه که حسابی از این مدت باقیمونده استفاده کنید و استراحت کنین که بعدش رسما

دهنتون اسفالته.......

کلی هم الان دیدم که مامان جدید داریم....تبریک میگم به همه شون و برای مامانای نترکیده هم زایمان خوب و راحتی

ارزو میکنم

قووووووووجونی...دیدم گفتی دوشنبه میری یزائونی...مبارکککککککککککه..به سلامتی ....پس دخملت مهری شد از اخررر

.....فقط دلم خونه برای تو که چه طوری میخای از اون چرتهای کوچیک 20 ساعته ات!! در طول روز دست بکشی..هییییییی

ومیرم برات................

من فعلا برم..بعدا میام از خودم عکس دخملم رو در میکنم....
AlternaTickers - Cool, free Web tickers
سلام دوستای گلم

ممنون از همه اونایی که بهم تبریک گفتن
ان شاالله فرشته های همتون صحیح و سالم بیاد تو بغلتون و لذتش رو ببرین

اسم گل دختر من روشان خانومه

عاطفه جون مبارک باشه گلم قربون لپای ریحانه برم تو رو خدا موقع شیر دادن ریحانه جونم دعا کن که روشان هم بتونه یه دل سیر از من شیر بخوره

غزاله جون مبارک باشه عسل خانوم خیلی ماهه
راستی دکتر من گفت تا 40 روز شکم بند نزن چون چسبندگی میاره و ممکنه دیگه باردار نشی من الان خیلی غصه میخورم تو دکترت نظرش راجع به شکم بند چی بود؟


آیسان جون و بقیه مامانای گلی که نی نی اومده تو بغلشون مبارکتون باشه

من دوباره میام سر میزنم
بوسسسسسسسسس برای همه
Lilypie Pregnancy tickers
سلام به همگیییییییییییییییییییییییییی


غزاله جون

آیسان جون



قدم نی نی مبارکککککککککککککککککککککککککککککک


مامی الی جون
مرسی قربونت برم. ایشاللا همه موم این مرحله رو با آرامش و راحتی پشت سر بذاریم.

مینا جونم
خدا رو شکر که همه چی به خیر گذشت.
منم سرمای بدی خوردم و از دیروز تکونای پسرم خیلی کم شده . قراره برم چک nst گرچه میدونم چیزی نیست اما آدم این جوری خیالش راحت تره.
منم دوشنبه میرم واسه معاینه و چکاپ.
قربونت برم عزیزم. حتمن دعات میکنم. تو هم منو فراموش نکن و دعام کن.

قو جون
ایشالا به سلامتی میری و نی نی رو میاری خونه.
عزیزم سر زایمانت همه مون رو دعا کن.

خورشید خانووم جون
مصی جون
مرسی از جدول تولداتون. خیلی کار خوبی کردین. دستتون درد نکنه.

سارای کوچک جون
عروسکای دخترت خیلی رنگوارنگ و خوشگلن. مبارکککککککککککککککککککک

گیسو جون
منم دقیقن حال تو رو دارم. هر روز از خدا میخوام که این چن روزم به خیر بگذره و فشار و اینا کار دستم نده. من احتمالن زایمانم 5 یا 6 آبانه و تا اون موقع یه 10 روزی مونده. من که همش دست به دعام.

ابریشم جون
چه عجب بابا....منور کردی تاپیکو
بابا دلمون آب شد خووووووووووووووو زودی عسک دخترتو بذار.
Lilypie First Birthday tickers
سلام دوستای گلم
38 هفته و 6 روز
فردا 39 هفته م تموم میشه و وارد 40 هفته میشم. هرکی از من جلوتر و عقبتر بودن زاییدن، من موندم

فکر کنم میخوام دست عاطفه رو از پشت ببندم، تازه اون با اقدامی که دکترش کرده بود تو 40 هفته زایید، منکه اقدامی هم راجع بهم صورت نگرفته. خوب البته موندن بچه فعلا واسه خودش بهتره، اما هم خسته شدم از کمردرد و کلا اذیتهایی که همتون باهاش درگیرین و هم اینکه هرچی بیشتر بمونه بیشتر وزن میگیره که واسه زایمان طبیعی سخت میشه خوب!!!

Masi جون
ممنون بابت لیستی که زحمت کشیدی و درست کردی... البته عسل و برگزیده رو جا انداختی.

خورشید خانوم جوون
ممنون از لیستت و پیشنهادت بابت اضافه کردن اولین روز آخرین پریودی بچه ها، اما بنظرم اینکه اضافه بشه هرکی تو هفته چندم زاییده بهتر باشه

برای همتون آخرین روزهایی پر از سلامتی و آسایش آرزو میکنم
38+5سلام دوستان.ماری جون منم خسته شدم دوست دارم زودبیاد ولی هیچ خبری نیست هر چی بیشتر بمونه زایمان سختر میشه.شما انقباض یا درد داری?
مابرروی کره زمین زندگی نمیکنیم سرزمین واقعی ما قلب کسانی ست که دوستشان داریمCafeMom Tickers
راستی غزاله جون دخترت چه نمکیه ماشالا.ابریشم جون خوبی ?عکس لیانا خانومو بذار ببینیم.قوجون دیگه دوشنبه خیالت راحت میشه.خوش بحالت دخترت میاد بغلت
ببخش پستای کوتاه میذارم قول میدم دیگه تکرار نشه
مابرروی کره زمین زندگی نمیکنیم سرزمین واقعی ما قلب کسانی ست که دوستشان داریمCafeMom Tickers
الاله جوون! پس شما هم که با منی
والا از آبریزش و لکه بینی که هیچ خبری نیس. انقباض هم نه آنچنان. بعضی روزا دردهای شبیه پریودی که زیاد جدی نیس یا بعضی وقتا سفت شدن شکم. ولی اینروزا بدجوری کمردرد دارم. طوریکه یک رگی از تو کمرم میگیره تا تو باسن و پا که وقتی میخوام بلند شم و راه برم اگه جایی نباشه دستمو بگیرم میفتم، در این حد میگیره.
تازه هرچی رو به جلو هم که میریم، دقت در تعداد حرکاتش خیلی مهمتره و واقعا استرس زاست. چون اگه کم بشه و آدم دقت نکرده باشه خب عواقب خوبی نداره

پس شما هم طبیعی هستی... آفرررررررررررین


شما بودی که خودت اسفندی بودی و شوهرت تیرماهی؟

راستی بچه ها کی بود که میخواست اسم نینیشو بذاره مانلی؟
سلام بچه ها خوبید؟
حدود 45 دقیقه پیش به چند دقیقه ای خم شدم کاری انجام بدم بعدش که ایستادم تا همین الان نی نی یه ریز داره تکون می خوره اونم خیلی عجیب و غریب . به شدت احساس می کنم ناآرومه. از یه طرف می گم بی خیال چیزی نیست بازی امشبشه از طرف دیگه یه کم ته دلم نگرانه. به نظرتون چیز مهمیه برم بیمارستان یا نه؟ اصلن تکونای زیاد نی نی هم می تونه دلیل مشکلی باشه یا فقط کم شدن تکوناس که مهم و خطرناکه؟
نفس بادصبا جوون!
یه کم دیگه منتظر بمون، اگه بازم همینطوری بود و بنظرت غیرعادی اومد حتما برو بیمارستان که خیالت راحت بشه. انشاله که چیزی نیس... بهرحال آدم سرسری هم نگیره خوبه!
مرسی ماری جون از این که جوابمو دادی. بیمارستان هم زنگ زدم همینو گفتند. حالا یه کم دیگه منتظر می مونم. البته احساس می کنم از اون حالت ناارومی شدید دراومده ولی شکمم هنوز سفته
سلام مامانا خوبید؟

پریا جون خدارو شکر لکه بینیت قطع شده برای یبوست هم برگ سنا معجزه میکنه ولی اصلا نمی دونم که تو دوران بارداری میشه خورد یا نه از دکتر یا عطاری بپرس.راستی در مورد مادر شوهر من دیگه عاجز شدم و نمی تونم چیزی گم کم آوردم بهتر چیزی نگیم که حرص بخوریم.شما بیمارستان بابک رو میشناسی؟من هیچ وقت به حرف اون دکتر بیشعورش همچین کاری نمیکردم.

نازنین جون خدارو شکر که همه چیز خوب شده خوش به حالت خیالت راحت شد بابت این فشار دادن شکم انقدر فکر من و مشغول کرده تا یکشنبه برم ببینم دکترم چی میگه.بلهههههههه ما هنوز درگیر این مرخصی هستیم باور کن زایمانم یکنم ولی هنوز این بیمه درست نشده و آخرشم مجبور میشم از مرخصی زایمانم کم کنم.

نیلی جون انشاالله زایمان راحتی داشته باشی.

سلین جون مرسی دیدم.

قو جونم جدی جدی دوشنبه زایمان میکنی؟اصلا باور نمیکنم.مرسی تیکر عزیزم و دیدم تیکر خونم اومده بود پایین.راستی شوشوی منم خیلی مصر به زایمان طبیعی بود ولی دیشب رفتم سایت یوتیوب فیلم زایمان طبیعی رو نشونش دادم البته فیلم نشون نمی دادها چون سن میخواست منم هر چی وارد کردم نمی شد کصافط خلاصه کلا منصرف شد از طبیعی زایمان کردن من.خخخخخخخخخ.راستی قو جونی اسم پسملیه من عوض شد آریا بید.

عاطفه وووییییییییییی الان یه عالمه خونریزی داری یعنی؟در مورد خونه تکونی به غلط کردن افتادم هی گفتم کاش خودم تمیز کرده بودم انقدر که غر زد.

اکرم جون انشاالله به حق همین ماه عزیز خدا یه نی نی ناز و سالم بهت بده.

بی همتا جون نسبت به همیشه کم شده بود ولی دکتر بیمارستان اقبال گفت اصلا لازم نیست همش بچه رو چک کنید فقط یه بار بعد از ناهار باید سه تا چهار تا حرکت داشته باشه یه بارم یعد از شام چون بچه تو این سن بیشتر میخوابه.

مسی جون بله ما هنوز درگیر بیمه بیدیم.حالا مامانم خیلی نذاشت بگم ویلا فحش بارونشون میکردم زنیکه.

مامان امین جون خوا خفت نکنه دختر کلی خندیدم برای اون مارمولک بازیت.خخخخخخخخخخخخ.واقعا جدیدا دیگه دکترا پول میدن مدرک میخورن دور از جون اندازه ی خرم نمیفهمن نخواست به من بگه برو یه یه چیزه شیرین بخور دوباره ان اس تی شو اگر دوباره مشکلی بود دنبال راه حل میگردیم.

سارا جون وسایلای نی نیت مبارک باشه خوشگلن.

غزاله جون قدم نو رسیده مبارک خدارو شکر که زایمان راحتی داشتی انشاالله که نامدرا باشه.

آیسان جونم قدم نو رسیده ی شما هم مبارک باشه حتماااااااااااا زودی بیا عکس گل پسملی رو بذار.

ابریشم جون منور فرمودی بابا دلمون برات تنگ شده زودی بیا عکس دخملیت رو بذار دیگه.

پگاه جونم انشاالله که هیچی نیست و خوابه نی نیت حتما بیا زودی خبر بده .

ماری جون و الی جون انشاالله شماها هم زایمانای راحتی داشته باشید.



Lilypie Premature Baby tickers
سلام دوستای گلم

35+3


غزاله جون مبارکه...نی نی نازتو از طرف ما ببوس


ابریشم جون بابا 3 -4 ساعت که خیلییییییییی خوبه من فکر میکردم 1 ساعتم نشه خوابید خخخخخ...خدا به هممون صبر و تحمل اون روزا رو هم بده


مامان ساراکوچولو مبارکه وسایل دخملت باشه گلم


دزیره جون بازم تبریک اسمشم خیلیییی:*


ماری جون وآلاله حون انشاالله هر موقع به صلاحتونه زایمان کنید
سلام به همه

من یه ذره خونه تکونی داشتم یه ذره عروسی داشتم یه ذره هم تنبلی داشتم. این شد که هی اومدم خوندم و جواب ندادم و هی اومدم خوندم و جواب ندادم تا دیگه کلییییییییییییییی واسه جواب دادن دیر شد! دیشب رفته بودیم عروسی دختر عمه شوهر جان. خیلی از عروسی خواهر شوهر جان بهتر بود و کلا حالم خیلی جالبتر بود. تازشم رفتم آرایشگاه موهامو رنگ کردم. البته یه رنگ قهوه ای تیره که زود از سرم بردارن و فقط اون سه رنگی موهام تبدیل شد به دو رنگی تیره! ولی یه احساس بدی دارم. از دیروز که سرم رو رنگ گذاشتم هی کف سرم داغ میشه! مخصوصا در مجاورت با بالشت. همش خیس عرقم از سر. اصلا از گرما دیگه خواب ندارم! دو بارم از صبح تا حالا شستم حسابی ولی انگار بهتر نشدم. کسی همچین تجربه ای داره عایا؟ آرایشگر خودم نبود رفتم جای دیگه. ممکنه رنگ بد واسم گذاشته باشه؟ طفلکی نی نی!

خونم هم هنوز جمع و جور نشده ولی خیلی کاراش انجام شد. تقصیر خودمه. اصلا حال و حوصله جمع کردن که ندارم هیچ هی هم راه میرم میریزم و میپاشم و حال میکنم!

از دردای ماه نه هم بگم که واقعا خیلی بهتر شدم و زور میزنم که اعصابم رو خراب نکنم و شاد و خوشحال زندگی کنم و بی خیال! این روزا جز به خودم و همسرم و پسرم به هیچکس دیگه ای فکر نمیکنم!

خب

ببینم اینجا چه خبره!

پرناز جون من انقدر که منتظر زایمان تو هستم منتظر زاییدن خودم نیستم! دیدم نوشتی 29 مهر خیلی شاد شدم. میشه دوشنبه که فکر کنم همزمان با قو بترکی بره پی کارش. امیدوارم که با دیدن نی نی سرحال و خوشگلت تمام رنج این مدت رو فراموش کنی و دیگه شاد زندگی کنید. به نظر من خیلی داری به شوهرتم سخت میگیری ولی چون شرایطت رو درک میکنم دعفات نمیکنم! همچنان تا زایمانت میتونی گیر بدی! بین اسما هم به نظر من کیان خوشگلتره

ثنا جون ایشاالله تا حالا نی نی چرخیده باشه. من یه مقاله خوندم تو نی نی پلاس که دیگه البته خیلی دیره واسه گفتنش ولی چند تا راه عجیب و غریب واسه چرخیدن نی نی داشت . مثلا اینکه یه آهنگ رو با هدفن روی شکمت بکشی طوری که از بالا به پایین آروم بیاری. یا با نور چراغ قوه اینکارو بکنی(البته نوشته بود زیاد اینکارو نکنین چون به خودی خود رفتار تهاجمی محسوب میشه). خلاصه که نظرش این بود که از اون پایین هی به هر نحوی صداش کنید که توجهش جلب شه و صدا رو دنبال کنه و سرشو بیاره پایین. اینکه چقدر درسته و عملیه و این حرفا رو دیگه نمیدونم ولی امتحانش ضرر هم نداره.

پگاه جون دستت درد نکنه جوابمو دادی. من دیدم نوشتی احتمال زایمان زودرس داری واسه همین پرسیدم دکترت بهت بتا داده یا نه. آی بهت حسودی میکنم که کارات تموم شده آی حسودی میکنم که بیا و ببین!

وااااااااااااااااای دزیره جون واسه نی نیت غش کردم. الهیییییییییییییییییییییی. مبارک باشه عزیزم. ایشاالله که جریان شیرت هم به زودی برقرار میشه و روشان خانم دلی از عزا در میاره. باریک الله به این همت که به این زودی عکسشم واسمون گذاشتی. دستت درد نکنه.

سودی جون یه متنی گذاشتی بودی منو همچین درگیرش کردیا! همش میاد تو ذهنم.

عاطفه جون تبریک ویژه ویژه. این دخملت که همش لپه ماشاالله.خیلی هم بعیده که حتی درصدی زردی بگیره به خاطر خوب شیر خوردنش. واقعا نیومد نیومد بهترین وقت ممکن اومدا. تو اولین نفری هستی که میبینم تو بیمارستان بهمن زایمان طبیعی انجام داده. تمام تئوریهای منو ریختی به هم!

مامان کیان جون زاییدی عایا؟

مینا جون بابا چه همتی! من بودم کلا بیمه رو بی خیال میشدم خیلی دیوانه کننده شد که. خیلی هم بی شعور بودن اون دکترای کذایی تو اون بیمارستان کذایی که تو رو سکته دادن. ایشششششششششش

مامان امین جون یه بوس بسیار بزرگ و رنگی پنگی صدا دار و آبدار واسه تو که از تجربیاتت میگی. من که خیلی بی سواتم تو بچه بزرگ کردن هر اطلاعاتی رو در این زمینه میبلعم! قراره خودم تنهایی بچه بزرگ کنم. فکر کن! بیچاره نی نی اول! خدا بهش رحم کنه

خب من دیگه خسته و صاف شدم! یه عالمه سوال از عاطفه جون دارم که تو پست بعدی مینویسم قراره بیاد دونه دونه جواب بده. البته پست بعدی کی بشه رو دیگه خدا عالمه!




سلام و صد سلام

وای غزاله جونم مبارکه ماشالا به این دخمل ناز

من یکسری از عکس های اتاق پسرمو می ذارم امیدوارم دیده بشه می خواستم با حوصله بچینم دیدم اگه منتظر بشم حوصلم بیاد سر جاش شاید بزام و شایدم بشه دومادی پسرم!!!
آپلود عکس
اینم مینی واش و تخت کنار مادر البته تخت و بعدا می برم اتاق خودم که اتاق خودمون سبز هست و اینو ست اونجا گرفتم

آپلود عکس

اینم ست غذا خوری شا مپو و لوسیون و همه رو خواهرم فرستاده. اینجاهم حتما هست من نرفتم دنبالش

آپلود عکس

آپلود عکس

اینم یکسری از لباس های پسری
آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

و در اخر ست دارو و پستونک و ....
آپلود عکس
سلام مامانهای گل خوبید
منم ٣٧هفته و٦روزم
تولدبچه های گلتون مبارک باشه چشم ودل همگیان روشن


میس ماری جان
نه عزیزم دیرنیست ممنونم ازتوجه ت باشه عزیزم امتحان میکنم انشالله هرچی خیره پیش بیادیکشنبه نوبت دکتردارم امروزانجام میدم ببینم چی میشه

خورشیدخانم
ماشالله عزیزم هم سلیقه ات خوبه هم زیباست انشالله بسلامتی بپوشه واستفاده کنه مبارکشم باشه
خداوندامراآن ده که آن به.
ارسال پاسخ و نظر شما