موضوع بحث

مامانهای آبان 92+ نی نی های ناز و سالم و باهوش

| مشاهده متن کامل بحث + 1201862 بازدید | 15784 پست
1395/10/29
|
20:30
ساحل جون
منم این سوال برام مطرح بود از دو سه نفر پرسیدم گفتن چون اتاق عمل محسوب می شه اجازه نمی دن ارایش داشته باشیم حتی اگر پرستارا هم آرایش داشته باشن حق داریم اعتراض کنیم چون محیط باید کاملا استریل باشه. باز هم نمی دونم باید از بیمارستان خودت سوال کنی

مامان مانی جان
تو اسمای ثبت هست اما دوست من پارسال می خواست بذاره گفتن اسم پیامبر دروغینه بهش اجازه ندادن. البته اداره ثبت ها با هم فرق می کنند . منم خیلی مانی دوست دارم . البته به خاطر حرف دوستم کلا دیگه بی خیال شدیم و الان چند ماه یه اسم دیگه رفته تو دلم نشسته
در هر حال بسیار بسیار بسیار اسم زیباییه و ایشاله مانی کوچولوت به زودی بیاد بغلت

پرناز جون
منم اینطوری می شم از هفته بیست و دومم بود البته هنوز پیش دکترم نرفتم که بپرسم چیه اما فکر می کنم سر نی نی باشه اغلب هم پایین شکمم بیشتر سمت چپه
رانیتیدین هم جز داروهایی که مشکلی نداره تو بارداری اما سعی کن فقط وقتی مجبوری بخوری منکه دارم سوزش رو تحمل می کنم و تا حالا نخوردم
سونو هم دکتر من هر بار که می رم برام میگیره یه بار ازش پرسیدم و پرس و جو کردم گفت دو بعدی خطر نداره باز هم احتیاط کنی بهتره
در مورد طرح های کارتونی هم نگران نباش عزیزم. بالخره هر کاری کنی نی نی از همون اول چشمش به یه چیزی میافته . یه چیزهایی دست آدم نیست، اگه سرویسش خوشگله دیگه شک نکن و با همون حال کن چون ممکنه سرویس رو عوض کنی دو سالش که بشه علاقه مند به یه کارتون بشه مثلا . نمی شه بچه رو تو قوطی کرد که بابا جان

عاطفه جون
ای جوووووووووووووووووووووونم عجب مامان گوگولی مگولی شدی تو فکر کنم تو خیابون که راه می ری همه برات راه باز می کنن خیلی حال کردم با عکست . و خوش به حالت که فقط دل داری . منکه از پشت و جلو پیشروی کردم.
خریدای نی نی هم خیلی ماه بودن مبارکت باشه

مامان آتریسا جان
واااااااااااااااااااااااای من چهارشنبه صبح وقت دارم تازه میخواستم فردا عصر زودتر برم . عجب دلی داره این دکی ما بابا. خوش شد گفتی منم فردا زنگ می زنم می پرسم. خدا خیرت بده.

گیس گلابتون جان
منم همین حس رو یه هفته است دارم ، و از ترس اینکه یهو نیاد بیرون نمی دونم چکار کنم. دلم به دکترم خوش بود که حاج خانوم هنوز انگار از سفر برنگشته.

نیلی جان
بیست و یک هفته و سه روز، پنج ماه تموم می شه. الان تو با حساب تیکرت تقریبا پنج ماه و سه هفته ای

بی همتا جون
دستت درد نکنه من با اینکه قرص میخورم دوباره دیشب پام گرفت اشکم دراومده بود خداروشکر عدسی خیلی دوست دارم

آیسا جان
واقعا عکس مال الانته ؟ پس چرا شکم من اینقد بزرگه؟ دمت گرم خوش تیپ

قو جون
اتاق دخملت مبارک حالا دیگه هی برو پر و پیمونش کن ایشاله
Lilypie First Birthday tickers


**** ما را به دعا کاش نسازند فراموش

رندان سحرخیز که صاحب نفسانند

**************
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان برشما مامانای ناز و دوست داشتنی مبارک
**********
♡♡ التماس دعا دارم از همتون...♡♡♡




*********



رمضان ، بهار قران ، ماه عبادتهای عاشقانه نیایشهای شبانه وعارفانه

وبندگی خالص ، بر همگی مامانهای عزیز و مهربون مبارک ****

التماس دعا

♡♡♡♡♡♡
نازنین جونم ببخشیدا ولی زر مفت میزنن هر کیو خودشون قبول ندارن میشه دروغین. مانی یه دانشمند فرهیخته بود پیامبر بودن یا نبودنش برام مهم نیس اینا کلن هیچ ایرانی ای رو به عنوان پیامبر قبول ندارن. ولی مطمئنم ثبت میشه حالا به قول تو شاید بعضی ثبت احوالا کاسه داغتر از آشن جهت ارشاد و راهنمایی میگن نمیشه. منکه حاضرم راجع به مانی و زندگیش با هر کدومشون که حرف مفت زد بحث کنم و حرفمو ثابت کنم به هر حال پروژه خودم مانی شناسی بوده.

مرسی ساحل جون
و تنهایی من/ شبیخون حجم تو را پیش بینی نمیکرد /و خاصیت عشق اینست
Lilypie Pregnancy tickers

سلام مامانای قلمبه .

قو جونم هیچ کس اندازه ی من از آمپول نمی ترسه.جات خالی خیلی حال داد اون اتو کشیه بعدش که راضی بیدیم روزی یه دونه پنی سیلین نوش جان کنیم.خخخخخخخخخخخخخ.رنگ اتاق نی نیت هم مبارک باشه.

ساحل جون اگر بخواین بیهوشی بگیرین دکتر باید سر 10 دقیقه بچه رو در بیاره ویلا داروی بیهوشی سریع به بچه منتقل میشه نیم ساعت برای بی حسیه.

عاطفه جونممممم خدارو شکر عفونت گلو امیدوارم که خوب شده باشه هنوز گه گداری سرفه میکنم.میبینم تو محل ما میپری میدونستم مرخصی میگرفتم نمی رفتم سرکار میومدم پخت میکردم.یه غذای خوشمزه درست کن میایم خونت و هم جمع میکنیم.میس ماری که فعلا به روی خودش نیاورده که ما میخوایم بریم خونشون.

آخ جون عاظفه داری هماهنگ میکنی خونه ی قو هم بریم پس زودتر خبرش رو بده من ساکم رو ببندم.
عاطف بدجور باهات موافقمممممممممممممممممم برای نی نی قو که باید نگران مامانش باشه.



Lilypie Premature Baby tickers
سلام.
اینقده گفتین میزنم لهت میکنم و زن عموی شوهرتو له میکنم و بزن لهشون کن که آخر این مهمونی شام فردا کنسل شد!!!

عاطفه جون من مثلا رفتم پرونده تشکیل دادم واسه کلاس بارداری ولی کله صبح ساعت 9 کلاساش شروع میشه منم که تا حالا از این غلطا نکردم که صبح زود بیدار شم خدای نکرده. ولی این روش کانگرو رو توی یه سی دی دیده بودم. یه سی دی دارم اسمش نوزاد سالمه توش کاملا روشهای شیر دهی و مراقبت از نوزادو داره یه جاشم همین فیلم قدیمی عهد بوق آمریکایی رو گذاشته. البته توش هیچ مامانی نمیگه که گریه کردم نی نی هم گریه کرد(ببین اینا که بیرون از دل آدمن چقدر احساس آدمو میگیرن چه برسه وقتی تو دل آدمن. قابل توجه مامانای ناراحت!). پس نتیجه میگیریم که اینی که من دارم با اونی که تو دیدی فرق داره ولی توضیح همون روشه که مامانا نی نی لختشونو با یه پوشک میزارن بین سینشون و زیر لباس باهاش میرن این ور اون ور. تازه یکی بود که داد باباهه هم ببنده. بعد باباهه سینش همچین تمیز! تو بگو یه تار مو داشت نداشت باور کن! بعد من تصور کردم بخوان یه موجود زنده رو اونجوری ببندن به مردای ایرانی! بعد مادر بچه هم خفه میشه چه برسه به نی نی نارس!

در مورد دخمل کچلت هم فقط باید بگم که پگاه جون در هفته 22مثانش از روی شکمش پیداست!!! حواستو جمع کنا! دخترتو بده به پسری من(ینی آخر ارتباط بین گوز و شقیقه!!!). تضمینی!

بی همتا جون دوست منم تو هفته 5 بارداری بهش گفتن که ساک هست ولی قلب نیست. رفته پیش دکترش بهش گفته به نظر من تو حتما سقط میکنی!!! ینی این دکترا فکر میکنن اینجا اروپاس که زل بزنن به چشمای مریض بگن متاسفم! بابا اینجا ایرانه. اینا هم زنای ایرانی هستن که تا تقی به توقی میخوره احساسات فوران میکنه. منم به دوستم گفتم که ممکنه سقط کنی یا نکنی و بعدش هزار تا اتفاق دیگه بیوفته ولی چیزی که در هر صورت بهش نیاز پیدا میکنی روحیه ست نه دکتر روحیه خراب کن. تو خیلی خوب روحیت رو حفظ کردی.

ساحل جون من خیلی با این هیجانی که دکترت بهت داده حال کردم! انگار آدم رفته شهر بازی رنجر سوار شده! خاطره جالبی شد واست. کلی خندیدم.

وای مامان آتریسا جون اون تصادف تو دیگه آخر زور بودا. من امروز واسه همسری تعریف کردم دو تایی نشستیم آی حرص خوردیم آی حرص خوردیم که نگو و نپرس. ینی بعضیا چنین روهایی رو از کجا میارن عایا؟ اگه یک بیستم این رویی که اینا دارن رو من داشتم واسه خودم الانه رئیس جمهور آمریکا بودم. حالا من میمالم به دیوار پارکینگ خونمون هی پیاده میشم از دیواره عذر خواهی میکنم!!! دیگه به ماشین کسی بزنم که فقط دو ساعت باید از اینکه وقت عزیزشو گرفتم معذرت بخوام! پناه بر خدا از شر اونا و از دست من!

قو جونی من عکس اتاق نی نیتو میخوام. همه دیوارارو در نهایت کاغذ دیواری کردی؟ میخوای استیکرو کجاهاش بچسبونی؟ عکس لفطا. منم با عاطفه جون هم نظر هستم. اون صندلی غذاهای اینجوری خیلی خاص و خوشگلن ولی من هم واسه خودم نمیدوستم! ینی من از وقتی این گهواره روبا رو از نزدیک دیدم هر چی چوبیه رو اون شکلی تصور میکنم خوشم نمیاد.

پریا جون تو بودی که بی روحیه و حساس شده بودی؟ ببین نبین(؟!؟) که بچه ها میگن ما هم این شکلی شدیم بعد تو فکر کنی پس همه چی طبیعیه هاااا. به نظر من خیلی داری اشتباه میکنی. (ینی من برعکس همه میخوام دعوات کنم) مگه ماها چند بار واسه اولین بار حامله میشیم که تو داری خاطره به این خوبی رو تبدیل میکنی به یه خاطره کسل کننده؟ خودتم که میدونی فکرای اشتباه داری میکنی. پس دیگه توجیهی نمیتونی بکنی. رو احساساتت کنترل داشته باش. هر وقت عصبانی شدی سعی کن خودتو آروم کنی و از همه مهم تر و سختتر اینقدر شوهرتو اذیت نکنی. اونم به اندازه خودش ناراحتی داره. درسته که ما الان حامله ایم و دلمون خیلی توجه میخواد و دوست داریم که مدام چپ و راست بهمون خدمت کنن و ابراز علاقه، ولی واقعیت اینه که لزومی نداره که واسه نداشتن این چیزا هم از خودمون ناهنجاری نشون بدیم. واسه نی نی هم بده باور کن. بعدا نی نی هم بی حوصله و عصبی میشه شب و روزتو یکی میکنه!!!


قند عسلک جون فقط میتونم بگم بیچاره دختر تو. خیلی خوشحالم که مادری با احساسات تو نداشتم. امیدوارم که بعدیت حتما پسر شه که دختر کوشولوی ناز دیگه ای زیر دستت بزرگ نشه(میتونی از دستم ناراحت شی و منو فحش هم بدی)

آهان راستی کی بود میخواست بیاد خونه ماااا؟ من نمیدونم چرا اون پستای مشکوک به خود اندازی برام باز نمیشه!!!
نازنین جون مرسی کلم
ماه تابان جون من با هیج کدوم سرو کار نداشتم که راهنماییت کنم
کسی راجع به بیمارستان عرفان اطلاعاتی داره من میخوام اونجا سزارین کنم ؟
راستی من جون همش خوابیده ام برام سخته با لب ناب بیام به همین خاطر از کوشیم
استفاده میکنم به نظر شما ضرر داره؟
تا جند روز بیش خیلی از مامانا میکفتن ما شبها بیخوابیم میومدن بست میزاشتن حالا
نمیدونم جرا جند شبه که من میام همه خوابن!!!!
Lilypie Maternity tickers
پرناز جون منم یکسره تبلت کنارمه و تواینترنتم و تواین سایت.
فک نکنم ضررداشته باشه!شنیده بودم سه ماهه اول که مغز جنین شکل میگیره
صحبت کرون باگوشی موبایل ضررداره که من اون 3ماه کلآ خاموش کرده بودم،،


نمیدونم چجوری بعضی بچه هاکناراسمشون میاد که همیشه on هستن،،
چجوری منم نشون بدم همیشه آنم!!!

آخه من کل روز گوشیم on هست،مگه تو خونه نباشم یاشب که میخوابم خاموش کنم،

ضررداره واقعآ؟؟ من که دراز کشیده روسینم میزارم و چت میکنم!!

کسی میدونه عایااااا؟
راهنماییم کنید online بودنم و نشون بدم!!

سلام مامانا قلمبه خوبین ؟
من پسرمم هم خوبیم خدا رو شکر رفتم سونو و همه چیز خوب بود
دکترم دعوام کرد اینقدر الکی دلم شور میزنه
چقدر شکم شما ها خوبه من که حسابی چاق شدم یه 12 کیلویی چاق شدم

ساحل جون بعضی ها که می تونی ببینی آن هستن اون کسایی هستن که توی لیست دوستات ادشون کردی و دوستت هستن تو هم اگه آن لاین بشی فقط دوستات می تونن ببینن که آن هستی و بقیه نمی فهمن
گاهی خدا آن قدر صدایت را دوست دارد ، که سکوت میکند تا تو بارها بگویی خدای من . ......منزه است خداوندی که بر طرف کننده غم ها است. غم و مشکل من را برطرف کن، بر ضعف و کمی چاره ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی کنم روزی ده ای پروردگار جهانیان
سلام مامانا خوبین؟نینی ها خوبن

ساحل جون:
ممنون از لطفت من نصف احساسمو نتونستم بنویسم گلم.بله دسته عزاداری حسینیه اعظم زنجان بزرگترین دسته عزادازی کشوره اگه سرچ هم بکنی نتیجه اش همینه. حتما برات دعا میکنم اون روزا هم یادم بنداز. این دسته رو تلوزیون مستقیم پخش میکنه من با اینکه از پشت بوم خونمون کامل میشه دید همیشه از تلویزیون نگاه میکنم میتونی همزمان خودت هم حاجتتو از امام بخوای انشااله اگه صلاح باشه روا میشه. خیلی ها میان زنجان برا حاجتشون اگه کسی از خانواده خواست تشریف بیاره باید از ماه قبلش هتل رزرو کنه چون اون روزا نه بلیط به مقصد زنجان پیدا میشه نه هتل و مسافرخونه ای جای خالی داره.اگه روزای زایمانم نبود با کمال میل خونه خودم از مهمونای امام پذیرایی میکردم.
ساحل جون با این همه پارازیتی که دور و برمون مرحمت فرمودن فکر نکنم گوشی تلفن ضرری داشته باشه. طفل معصوما دلم کباب میشه وقتی میبینم بیگناه زیر این همه اشعه هستن.خدا ازشون نگذره.

جانسو جون
چشم عزیزم من دعا میکنم. البته روز زایمانم احتمالا همون روزا باشه ولی حتما به یاد شما و خانواده محترمتون خواهم بود شما هم توضیحاتی که برا ساحل جون نوشتمو بخونید عزیزم.

قو جان:
به به سلام مامان خانم دلمون تنگ شده بود برات عزیزم. بسلامتی و به مبارکی انشااله حتما اتاق دخترت هم مثل خودش ماه شده. انتخاب پرده واقعا کار سختیه من که برا خونه حدود یه ماه طفلی مامانمو از نفس انداختم تا بپسندم البته زحمت دوختن همهشونو هم مامان جونی برام کشیدن و دستای مهربونشو بوس میکنم اون موقع باردار نبودم برا یکی از اتاق خوابا که میخواستم اتاق بچه باشه یه پرده ارزون از حراجی گرفتم (ترک بود ولی چون 6 متر ازش مونده بود میداد متری 6000 تومن) منم از قضا همون قدر لازم داشتم و همونو خریدم که بعدا برا اتاق بچه یکی دیگه بخرم ووقتی نصب شد انقدر خوشگل شد که نگو اتفاقا به اتاق بچه هم میخوره حریر لیمویی خیلی روشن که دو ردیف گل زرشکی روشه و یه ردیف گلها کوچیکن یه ردیف گلها درشت. چون نینی پسره احتمالا اتاقشو سبز و لیمویی کنم و اونوقت پرده رو هم عوض نمیکنم. (اگه انگشتام مثل دهن آب داشت الان کف کرده بود)لگدهای نینیه منم خیلی نیست همون مثل ماهیه.نگران نشو عزیزم تو از الان این همه نگران میشی بعدا که بزرگ شد چکار میکنی دختر؟

زهرا خانم عزیزم:
درسته بچه های ما روزای عزاداری امام حسین بدنیا میان ولی اون روزا کل کوچه ها و خیوبونا پر از معنویته و پر از رفت و آمد اماما و فرشته ها انشااله که امام حسین و حضرت عباس به بچه هامون نظر کنن.

بی همتا جون:
خدا دخترتو و پهلوهاتو برات حفظ کنه خواهر.

عاطفه جون:
ای جان چقدر قشنگ بود چقدر بچه به مامانش وابسته است خدایا مادرارو برا بچه هاشون حفظ کن و بچه ها رو هم برا اونا سالم و صالح نگه دار.من با پسرم حرف میزنم و دلم میخواد صدامو بشنوه. چند روز پیش که خونه در کمدامو نصب میکردن رفتم خونه مامانم اینا تا پسرکم اذیت نشه و اعصابش تو اون همه سر و صدا خورد نشه.

شیوانا جون:
عزیزم بهت تبریک میگم که بعد 6 سال نینی دار شدی واقعا خوشحالم خدا برات حفظش کنه. مامانایی مثل شما بیشتر قدر بچه هاشونو میدونن. ما همسایه ای داریم که الان سنشون بالاست تعریف میکردن که بعد چند سال از عروسیشون بچه دار نشدن و شنیدن که خواهرشوهراش با هم حرف زدنی میگفتن برن برا برادرشون یه زن دیگه بگیرن(مال حدود از 40 سال پیشه ه الان کسی از این کارا نمیکنه ) خلاصه محرم بوده و دسته حسینیه داشته از سر کوچه رد میشده و این خانم همسایه ما داشته گریه میکرده و از خدا بچه میخواسته. یکی زنگ در خونه رو میزنه میره دم در میبینه یه آقاست که دست نداره و پنج تا بچه دور و برش هستن همسایه ما میترسه و میخواد درو ببنده که اون آقا بچه هارو هل میده داخل. خانومه میگه قیافه یه دختر کوچولو هنوزم یادشه و بعد خانم بچه دار میشه 5 تا بچه میاره دختر آخرش همون قیافه دختر کوچولوئه بوده. و اون آقا هم حضرت عباس بوده. بعد اون ماجرا هر سال روز تاسوعا نذری میده. امیدوارم خدا به همه اونایی که نینی میخوان مثل شما نینی های خوب و سلامت بده

قند عسلک جون:
ماجرایی که برا شیوانا نوشتم بخون. ناشکری نکن عزیزم. دختر برکته. دختر مثل فرشته است وقتی تو خونه راه میره مثل اینه که فرشته ها تو خونه قدم میزنن.نمیدونم چرا انقدر رو پسر تاکید داری. شاید دلیلی داره.
همه بر سر زبانند تو در میان جانی **** چه مکانی بهتر از جان که تو در میان آنیLilypie Second Birthday tickers
سلام به همگیییییییییییییییییییییییی
دیروز بالاخره در مورد روروئک تصمیم نهاییم رو گرفتم. قصدم خریدنش نبود اما بس که این همسری من عاشق اون روروئکه شده بود سفارش دادیم بیارن.
اما خوب خوبیش اینه که کار واکر و جامپر رو هم میکنه و یه داستان دیگه هم میشه که راستشو بخواین خوب درکش نکردم.
طبق معمول ببکو خریدم.قراره تا آخر هفته بیاردش اگه بد قولی نکنه. البته یکی توو مغازه اش بود. اما دلم چرک بود که اونو بخرم.

بی همتا جون
قابلتو نداشت. از وصفت کلی حال کردم.

میس ماری جونم
ینی میگی فقط منم که میتونم مثانه مو از رو پوست پیدا کنم؟؟؟
تا امروز فکر میکردم یه موضوع عادیه. الان دارم از خودم ناامید میشم. سعی میکنم یکیو پیدا کنم که یه عکس از من بگیره امروز.که بذارم اینجا.
در مورد کمربند من خیلی راضیم. چون دو تیکه هم هست من بیشتر وقتا پد زیر شکمشو میبندم.که گرما اذیتم نکنه. یه جوری با سنجاق اون زیر میرا وصلش میکنم دیگه!!!!

آیسا جونم
من نمیدونم الان شکمم اندازه تو بید یا نه؟ واستا !!!! هر جور شده امروز یه عسک از خودم در میکنم.

ساحل جون
در مورد اضافه وزن کنترل نشده یکی از اقوام من خیلی درگیر بود. دکترش بهش یه سری ورزشای بارداری سبک داد که میزان کالری سوزوندنشون مشخص بود. بعد آب هم مبخورد میزان کالریش رو ثبت میکرد.ینی مثلن روزی که باید 800 تا دریافت میکرد و 200 تا میسوزوند صبحش از رو کتاب واسه خودش برنامه غذایی چید.
اما نتیجه اش عالی بود. ما خیال میکردیم خیلی چاق میشه در بارداریش. چون در بارداری قبلیش وحشتناک شده بود. اما در کمال ناباوری در کل بارداریش 9 کیلو اضافه کرد و الان که یه سال و اندی از تولد بچه اش میگذره با شیر دادن کلی هم لاغر شده و اومده رو فرم.
میتونی از دکتر تغذیه کمک بگیری . چون افزایش و کاهش چشمگیر وزن اصن واسه سلامتی خوب نیست.به بافت مغز استخون و تراکم استخون اسیب میرسونه.
با داستانت کلی هیجانی شدم. خوش به حال دخترت.چه همه دوسش داری. ایشاللا خدا یکی بهت میده کلی حالشو میبری.منم که الان پسر دارم توو کف دخترم. البته بگما اگرم دختر داشتم توو کف پسر بودم. آخه من هر دوتاشونو خیلی دوس دارم.

مامن آتریسا جون
مرسی از دل داریت قربونت برم.

مامی الی جون
دقیقن!!!.اتوکد غلط کنه خط به این دقیقی بکشه واللا. امید وارم بعد زایمان برن. چون خیلی رو مخن.
در مورد قیمت , خواهش میکنم عزیزم. کاری نکردم.
توو اه رمضون همه میدونن که روزه به زن باردار واجب نیست. برو یه گوشه ای تا دلت میخواد آب و خوراکی بخور. به خودت سخت نگذرونیا نی نی گناه داره.
واییییی چه عزا داری باحالی دارین!!! من دو سال پیش رفتم محله کودکیم عاشورا. اونجا خیلی با صفا برگزار میشه. اونقدر گریه کردم و دلم لرزید که تا ساعت ها یه حس سبکی خاصی داشتم.
واسه ما هم دعا کن. قربونت برم.

مینا جونممم
منم همینو میگم دیگه. هماهنگ کن بریم.

قو جونم
به سلامتی که اتاق نی نی آماده شد. مبارکهههههههههههههههههه.
کارای منم داره تموم میشه.قول میدم که تا آخر هفته عکس بذارم.
اااااا پس تو هم در دسته گوشت تلخا بیدی؟؟؟
میخوای داستان علمیشو برات تعریف کنم؟؟؟
پشه ها عاشق خون با ph خاصی هستن. نیش زدنشون هم سه مرحله داره . اول نیششون رو توو پوست میبرن اگه ph مطلوب بود روند نیش زنی اامه پیدا میکنه و در مرحله دو نیش توو رگ فرو میره و در پایان که خون خورد وقتی نیششو پس میکشه در مرحله آخر یه ماده ای توو پوست آزاد میکنه که باعث خارش میشه.
اا اگه این ph در مرحله اول باب دل آقای پشه نباشه نیششو پس میکشه و میره دنبال یکی دیگه. و ما خارشی احساس نمیکنیم. به این دسته میگن گوشت تلخاااااااااااااااااااااااا.

عاطفه جونم
چه کلاس باحالی رفتی. کلی ذوقشو کردم.
درباره عکس یه بار این سلف تایمر رو امتحان کردم. از چنن زاویه عجیب غریبی عکس انداخت که خودم موندم این منم یا خونه جن داره
Lilypie First Birthday tickers
سلااااااااااااااااام سلااااااااااااااام دوست جونای تپل مپلی
خوبین؟؟؟؟؟؟؟همه چی روبه راهه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ایشالا که همینطوره
اووووووووووووه چقد پست جدید ولی همه رو خوندم خدارو شکر همه در سلامتی کامل هستین
جونم براتون بگه که این چند روزه حساااااااااااااااابی با مامانم خوش گذشت نمیذاشت دست به چیزی بزنم واسم غذاهای خوشمزه درست کرد قد این یک ماه که ندیده بودمش با هم حرف زدیم درد ودل کردیم و خب من دلم گرفت که امروز مامانم رفت آخه من تک دخترم من و مامانم خیلی بهم وابسته ایم ولی قول داده زودی دوباره بیاد
لباسای دخملمو بهش نشون دادم کلیییییییییییییی ذوق کرد و خوشش اومد آخه دخملم نوه اول مامانمه به خاطر همین خیلیییییییی خوشحال و ذوق زدس که نوه دار شده از حالا میگه منم دیگه دو تا دخمل دارم کلا ما خانواده کم جمعیتی هستیم من بچه اولم و یه داداش کوچیکتر از خودم دارم هنوزم خیلی مونده تا خواهر شوهر بشم داداشم هنوز 18 سالشه ولی اینم بگماااااااا مامانم ماشالا جوونه هااااااااا خیلیم مهربون و دلسوز و صبور
وااااااااااااااااای که چقد دوباره دلم براش تنگ شد
بعد ماه رمضون هم قرار شد مامانم شروع کنه به خرید من که خیلییییییییی ذوق زدم از حالا

دوستایی که خرید کردین مبارک باشه ایشالا به سلامتی استفاده کنین

عاطفه جون شیکمت چه باحاله منم دوس دارم تا 4 هفته دیگه اینجوری بشه ماشالا که قدتم بلنده چه شیکمت بهت میاد

از پست قند عسلک خیلی عصبی شدم
خیلی برات متاسفم که هنوز نتونستی هیچ احساسی نسبت به این موجود کوچولوی معصومی که تو دلته داشته باشی
مگه دل تو از سنگه آخه پس احساس مادرانت کجا رفته

قوووووووو جونم این صندلی غذا کاربردش خوبه ولی خب انگار یه جوریه من زیاد خوشم نمیاد من از اون رنگیا دوست دارم ناداحت نشی دوستم خب این نظر منه ایشالا مورد پسندتو پیدا کنی
حتما عکس اتاق دخملتو بذار که خیلی مشتاقم ببینم
آفرین مامان زرنگ مبارک باشه

راستی بچه ها چند روز پیش گفتم نی نیم تکون نمیخوره از همون روزی که مامانم اومد شبش داشتیم با هم حرف میزدیم دیدم یهویی شروع کرد به تکون خوردن اینقدددددددددددددددده خوشحال شدم مخصوصا مامانم قلبونش بشم که عاشقشم

شرمنده جواب بقیه رو ندادم پستا خیلی زیاد بود
برا همتون بخصوص نی نیاتون آرزوی سلامتی دارم
پیشاپیش هم فرا رسیدن ماه رمضون رو بهتون تبریک میگم ایشالا که هر چی از خدا میخواین تو این ماه پر برکت بهش برسین التماس دعا
فعلا بای بووووووووووس
مامان مانی جان
منم به همین خاطر از اسم مانی همیشه خوشم میومد، چون من زیاد دنبال اسم خاص نیستم برام مهمه که اسم شناخته شده باشه و معنی خوبی داشته باشه طوری که وقتی جوجوام ازم سوال کرد که معنای اسمش چیه ، بهش افتخار کنه
حالا ایشاله پسمل دومی رو می ذارم مانی
آخه اینطوری که بوش میاد خانواده بابای نی نی حسابی بوی میکرن

ساحل جون
ما از ماه دوم که هنوز نمی دونستیم نی نی چیه با اینکه تازه دلمون دختر می خواست قرار گذاشتیم اگه نی نی مون پسر بود اسمش رو بذاریم کسرا
الانم اسم نی نی م همینه ایشاله که سالم به دنیا بیاد و واقعا مثل اسمش کینگ باشه
شما چه اسمایی کاندید کردین؟
Lilypie First Birthday tickers
الهه جون ممنون از راهنماییت،،فهمیدم عزیزم

مامی الی جون چه داستان جالبی،اشکم دراومد وااای خوش به سعادتتون،،اگه تلویزیون برنامه رو میزاره اونروزها یک یاداوری بمن حتمآ بکن،
حالانه بمن،،همه دوست دارن بدونن و همزمان ببینن برنامه رو،

ممنون عزیزم_


پگاه جون کاش از اول اینکارومیکردم واقعآ.. الان دیرنیست؟ ولی بازم سعی خودم و میکنم با یک دکتر تغذیه صحبت کنم،،ممنونم ازت.


نازنین جون اسم قشنگی انتخاب کردی ایشالابسلامتی بیاد بغلت عزیزم،
من ولا بین سه تااسم بدجوری موندم، باید منتظرشم دنیابیاد ببینم چه اسمی باخودش میاره!!!

آراد میگن اسم یکی از فرشته های خداس ولی فک نکنم توسایت نام یک روز خاص هست!
آرشا بمعنی مقدس +_ماهان بمعنی مانند ماه( البته ماهان هم اسم دختره هم پسر)
اون خواننده آکادمی گوگوش پارسال ماهان بود! :-)

پسراولم عرفان هست ،مهم نیست اسماشون حتمآ بهم بیاد..


بهرحال من هرسه تارو دوست دارم،آرشا روبیشتر..

تاببینم **
ساحل جون
الان که نوشتی بنظرم اومد که قبلا هم نوشته بودی این سه تا اسمو حافظه اس دیگه چه کار کنم
بنظر من هر سه تاش خیلی خیلی قشنگه و منم آرشا رو ترجیح می دم معنی ش قشنگ تره
وقتی آدم می خواد اسم بذاره باید به یه نی نی یه ساله فکر کنه ، به یه پسر بیست ساله فکر کنه و به یه مرد چهل ساله هم فکر کنه . ببین کدوم از این سه تا واسه هر سه تصویر قند ته دلت آب می کنه

در جستجوی رویا جان
من پس از تفحص های بی اندازه تصمیم گرفتم که کریر نخرم.
البته ما زیاد اینور اونور نمی ریم بخصوص تو اون چند ماه اول
ولی ساک نی نی خریدم که اون یکی دو ماه که عین ماهی می مونه تو اون بذارمش
Lilypie First Birthday tickers
سلام سلام صد تا سلام
مامان آترییسا جون مرسی راست گفتی الان که تموم شد خیلی خوشحالم

پگاه جون ما هم تازه کاغذ دیواری زده بودیم یعنی هنوز دو سال نشده اما دیگه عوضش کردیم آقا هه راه میرفت می گفت این کاغذ که چیزی نشده چرا می خواین عوض کنین

قو جونم سلام اتاق دخملت مبارک باشه عجب چیزی میشه پارکت سفید با رنگ ترکیبی دیوار منم هنوز پرده انتخاب نکردم می خوام تختش رو بذارم بعد کلا ببینم که چی بهش می آد راستی تو چرا کاغذ نکردی؟ باشه حتما دیگه عکس میذارم
اینم مشخصاتم
خورشید/ 3000/ 8 بهمن/ 32/ دکتر فندرسکی/ نینی اول/ پسر

قند عسلک خواهر شوهرم خیلی پسر می خواست وقتی فهمید دختره تا چند روزبه کسی نگفته بود خیلی داغون بود اما الان دخترش 20 ماهشه می گه عاشقشه دیگه هم تصمیم نداره بچه بیاره بذلر دنیا بیاد خودتو شوهرت عاشقش میشین

شیوانا جان وای عاشق این آهنگم همش می گم اینو من واسه نینیم خوندم ایشالا بیاد دنیا می خوام اینو براش بذارم و برقصم. دست سامی بیگی درد نکنه

عاطفه جون بابا ازجاهای باکلاس دیدن میی کردی چرا آوید و آپادانا نرفتی این توصیفات تو به جاده کرمانشاه می خورد من که خودم رفتم تهران همه چیزایی که تو بهار جنوبی بود همه رو نی نی سالن اول پاستور داشت و اون سیسمونیچیکو بالاتر از دلتا تازه دقیقا قیمتاش هم همونا بود.
سلام مامانا خوبید؟

مامی الی جونم برای منم خیلییییییییییییییییییی دعا کن انشاالله خدا حاجت دلت رو بده من اصلا یادت نره ما که سعادت نداریم روز تاسوا و عاشورا زنجان باشیم ولی در مورد عزا داریهاش خیلیییییییییی شنیدم .

پگاه جونم رورئک مبارک باشه یکی هم برای آقای شوهر میخریدی سوار میشد یک روز رو تعیین کن بریم خونه ی این میس ماری تلپ شیم.هااااااااا خیلی حال میده چه خودشم زده به اون راه ولی ما پرو تر از این حرفها بیدیم.

مهسا جونم جای مامانت خالی نباشه انشاالله زودی دوباره میبینیش غصه نخور.

قند عسلک تو این تاپیک خیلی ها آرزو داشتن بچه اشون دختر بشه اصلا ناشکری نکن.خیلی ها در حسرت همین روزهان که تو داری سپریشون میکنی.

نازنین جان ما هم یکی از اسمهای کاندیدمون کسری هستش اسم سهیل رو از کله ی همسری جانمان انداختیم و الان رو دو تا اسم یکی کسری و یکی هم آریا فکر میکنیم که همسری باز هم با اریا موافق نیست و میشه همون کسری.

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو هم تبریک میگم بچه ها برای هم خیلی دعا کنیم تو این ماه ساناریا جان اگر تونستی یه ختم قران دسته جمعی بذار ممنون میشم خیلی خوبه.
Lilypie Premature Baby tickers
ارسال نظر شما