موضوع بحث
سلام مهرناز خانم
من یه دختر دارم به اسم کیمیا حالا برای دختر دومم یه اسم هم وزن کیمیا میخوام
لطفا راهنمایم کنید
هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند تورا نگران کند...اگر او را که مراقب توست باور کنی...!
مرسی عسلک جان خوشحالم که از این اسامی خوشت اومده اینشالله به زودی مامان میشی
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
نرگس جان من مسافرت بودم و اونجا هم نت نداشتم جواب همتون رو میدم عزیزان فقط وقت میخوام
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
اسامی پسرونه برای کوثر عزیز:
کارن فارسی نام سردار لشکر مهرداد شاهزاده اشکانی که علیه اشک بیستم(گودرز) قیام کرد
کامداد فارسی نام وزیر و مشاور آبتین
کامیاب فارسی آن که به خواست و آرزویش رسیده باشد، پیروز
کامیار فارسی کامیاب
کسا عربی عبای ضخیم
کسری فارسی کسرا،معرب از فارسی، خسرو، نام انوشیروان پادشاه ساسانی، فرزند قباد
کوروس فارسی کوروش، نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کورش کبیر از مقتدر ترین پادشاهان ایران که تخت جمشید را بنا نهاد
کوشا فارسی ساعی، تلاشگر
کوهیار فارسی کوه نشین، نام برادر مازیار فرمانروای طبرستان
کیا فارسی پادشاه سلطان، حاکم، فرمانروا
کیارس فارسی کیارش، از شخصیتهای شاهنامه، نام دومین پسر کیقباد پادشاه کیانی
کیارش فارسی از شخصیتهای شاهنامه، نام دومین پسر کیقباد پادشاه کیانی
کیان فارسی پادشاهان، سلاطین، دومین سلسله پادشاهی از دوره تاریخ افسانه ای ایران
کیسان فارسی مانند پادشاه، دارای منش شاهانه
کیهان فارسی جهان، دنیا، گیتی
کیاراد فارسی پادشاه جوانمرد ، مرکب از کیا به معنای سلطان و پادشاه و راد به معنای جوانمرد
کارینا فارسی چهارمین مملکت از ممالک تابعه قوم پارت که توسط ولات اداره می شدند.احتمالابه منطقه نهاوند اطلاق می شده است
کیاشا فارسی شاهنشاه ، شاه شاهان ، مرکب از کیا یه معنی حاکم ، سلطان ، فرمانروا و شا مخفف شاه
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
برای مانی عزیز:
مادیا فارسی نام همسر آخرین پادشاه ماد
ماندانا فارسی عنبر سیاه، نام دختر آستیاگس آخرین پادشاه ماد و همسر کمبوجیه و مادر کوروش پادشاه هخامنشی
ماهدیس فارسی آن که مانند ماه زیباست
ماهک فارسی ماه کوچک، نام یکی از پادشاهان سکائی
مهتا فارسی همتای ماه، زیبا و درخشان چون ماه
مهدیس فارسی شبیه ماه، بسیار زیبا و سفید
مهرناز فارسی زیبا چون خورشید،از شخصیتهای شاهنامه، نام خواهر کیکاووس پادشاه کیانی و همسر رستم پهلوان شاهنامه
مهسا فارسی مانند ماه، زیبا
مهسان فارسی مانند ماه، زیبا
مهشاد فارسی مرکب از مه( ماه) + شاد( خوشحال)
مهشید فارسی ماه روشن و درخشان، پرتو ماه
مهلا فارسی دوستانه، آهسته
میریام فارسی قوی و فربه، نام خواهر موسی(ع)
مانیا فارسی علاقه بسیار زیاد
مارتا فارسی در اوستا مشا و مارتا به معنای نوع انسان آمده است ، فناپذیر ، دنیایی
ماتینا فارسی گل سرخ در گویش مازندرانی
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
برای سما جان:
آترا فارسی آذر- آتش - نام یکی از ماههای پاییز
آرا فارسی مخفف آراینده آرایشگر-زیور زینت
آسا فارسی زیور مایه زیبایی و آرایش - وقار و ثبات و تمکین و آسودگی
آلا فارسی پروا احتیاط
آوا فارسی صدایی که به آواز خوانده می شود یا از آلات موسیقی به گوش می رسد
آیسا فارسی,ترکی آی( ترکی) + سا(فارسی) زیبا، مانند ماه
آرمینا فارسی دختر همیشه پیروز - بانوی مقتدر - الهه زیبایی
آریسا فارسی اریسا - ایرسا - رنگین کمان - همچنین به ریشه بوته سوسن کبود هم آریسا گویند
آتریسا فارسی آذرگون مانند آتش - دختری با چهره ای زیبا و برافروخته مرکب از آتری(تغییر یافته آذر-آتر-آتری) + پسوند مشابهت
آویسا فارسی پاک و تمیز مانند آب
آرشیدا فارسی بانوی درخشان آریایی - بانوی آراسته و درخشان - مرکب از آر + شید + الف تانیس - آر به دومعنی به کار می رود اول:مخفف آریایی و دیگری :مرخم آرا به معنای آراینده
آلیسا فارسی ایرسا - رنگین کمان - به بوته سوسن کبود نیز بدان جهت که دارای گلهای زرد و سفید و کبود است ایرسا گویند
آرنیکا فارسی آریایی نیک خو
آوینا اوستایی-پهلوی,فارسی دختر پاک ، بانویی که مثل آب زلال است. مرکب از آو(آب) + ین نسبت + الف تانیث
آروشا فارسی درخشان ، نورانی باهوش ، نام دختر داریوش سوم
آریستا فارسی زیبا و خوشکل مانند عروس ، مرکب ازآریس به معنای عروس و تا پسوند مشابهت
آیتا فارسی مرکب از آی ترکی به معنی ماه و پسوند شباهت فارسی ، مانند ماه ، دختر زیبا رو ، دختری که مانند ماه درخشان و زیباست
آیما ترکی,فارسی ماه من ، مجازا عزیز من ، زیبا رو بانوی زیبا دختر خوش چهره
آریسا فارسی مرکب از آری به معنای آریایی بعلاوه پسوند مشابهت ، دختری که مانند آریاییان اصیل و نجیب است
آنوشا فارسی کیش و مذهب ، دین و آیین
آرنوشا فارسی منسوب به آرنوش ، آریایی جاویدان ، ایرانی جاوید ، مرکب از آر به معنای آریایی بعلاوه نوش به معنای جاویدان
آدرینا فارسی آتشین ، سرخ رو ، دختر زیبا رو ، بانوی آتشین
اسرا فارسی در گویش سمنان اشک
الیسا عربی,فارسی دختری که مانند گل انار لطیف است + مرکب از الیس(عربی)به معنای گل انار و الف تانیث فارسی
انیتا فارسی آنیتا، آناهیتا ، ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده است
بهتا فارسی مرکب از به (بهتر، خوبتر) + تا (یار، همتا)
بیتا فارسی بی همتا، بی نظیر
بنیتا فارسی دختر بی همتای من
بهسا فارسی بانوی خوش چهره ، دختر زیبا رو
پرنیا فارسی فرنیا
پریشا فارسی پری شاه، شاه پری ها
پانیا فارسی محافظ نگهدارنده
پرسا فارسی نرم و لطیف مانند پر.
پانیسا هندی,فارسی زیبا مانند آب ، مرکب از پانی به معنای آب و سا پسوند شباهت
تارا فارسی ستاره
درتا فارسی,عربی در(عربی) + تا(فارسی) مانند در، مانند مروارید، همتای دُر
درسا فارسی,عربی در(عربی) + سا(فارسی) مانند در، مانند مروارید
دیبا فارسی نوعی پارچه ابریشمی معمولاً رنگین
فارسی روینده
رها فارسی نجات یافته، آزاد
سارینا فارسی خالص،پاک
سانیا فارسی در گویش مازندران سایه روشن جنگل
ساینا فارسی سیمرغ، عنقا
سریرا فارسی زیبا
سوفیا فارسی سوفیه نام پایتخت بلغارستان
سومیا فارسی محبوب، دوست داشتنی
سومیتا فارسی لطف و محبت، مهربانی
فریما فارسی زیبا و دوست داشتنی
فرینا فارسی با شکوه، شکوهمند
مهتا فارسی همتای ماه، زیبا و درخشان چون ماه
مهسا فارسی مانند ماه، زیبا
مهلا فارسی دوستانه، آهسته
مانیا فارسی علاقه بسیار زیاد
نیوشا فارسی شنوا، شنونده
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
برای گلبانوی عزیز:
ساتیا دختر فارسی از نامهای باستانی
سارنگ پسر فارسی نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی
ساره عبری سارا
سارینا دختر فارسی خالص،پاک
ساشا دختر و پسر یونانی ریشه اصلی نام ساشا یونانی است اما در زبانهای روسی و فرانسه و انگلیسی بکاربرده می‌شود و به معنای مدافع و محافظ مردان است
سام فارسی آتش ، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی پسر نریمان و پدر زال و جهان پهلوان شاهنامه در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی
سام سنسکریت,فارسی داستان خوشایند - حدیث خوش
سامان فارسی سرزمین، ناحیه ، ترتیب و روش کاری، نظام، صبر، آرام و قرار، نام مؤسس سلسله سامانیان
سامیا پسر فارسی نام ماه یازدهم از سال ایرانیان در زمان هخامنشیان
سامیار فارسی کمک کننده به آتش محافظ آتش
سانیا دختر فارسی در گویش مازندران سایه روشن جنگل
ساینا فارسی سیمرغ، عنقا
سپنتا پسر فارسی اسپنتا - مقدس قابل ستایش
سپند فارسی اسپند دانه سیاه و خوشبویی که برای دفع چشم زخم در آتش می ریزند
سریر دختر عربی تخت پادشاهی، اورنگ
سریرا فارسی زیبا
سمن فارسی رازقی، یاسمن
سنا عربی روشنایی نور بلندی رفعت
سومیا دختر فارسی محبوب، دوست داشتنی
سینا فارسی,عبری صفت مشبه از سنبیدن، سوراخ کننده،نام شبه جزیره ای کوهستانی در شمال شرقی مصر که حضرت موسی(ع) به پیامبری برگزیده شد و الواح دهگانه را خداوند به او نازل کرد، نام جد ابن سینا پزشک و دانشمند نامدار ایرانی
سامینا فارسی پیشوند مشابهت بعلاوه مینا ، مانند مینا ، نام گلی است
حامد عربی سپاسگزار
حامی عربی حمایت کننده، پشتیبان
حسام عربی شمشیر تیز و برنده
حدیث عربی نوجدید ، سخن تازه ، خبر آگهی
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
نرگس جان:
نیلیا فارسی به زنگ نیلی ، منسوب به نیلی ، مرکب از نیلی و الف نسبت فراوانی 210
نیلوفر سنسکریت گلی به رنگ سفید، کبود، و زرد که مصرف دارویی دارد-همچنین نام یکی از جشنهای ایرانیان قدیم(جشن نیلوفر) که در روز هفتم یا هشتم هر ماه برگزار می شد و هرکس که در این روز از پادشاه حاجتی می خواست برآورده می‌شد .فراوانی 77652
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
نرگس جان به نظر من نیلیا از نیلوفر و لیلیان قشنگتره و چون فراوانیش کمتره پس هنوز دمده نشده اما نیلوفر قدیمی شده لیلیان هم به نظر من سنگینه اما بازم میل خودته
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
برای ندا خانم:
کاملیا فرانسه گلی درشت و زیبا به رنگ سفید و صورتی که در بهار ظاهر می شود
کمند فارسی دام، کنایه از گیسو
کیانا سریانی طبیعت
کیارا فارسی اندوه و ملالت ، میل شدید به خوردن انواع خوردنی جات
کامیلا لاتین محافظ مبعد ، نام دختری جنگجو در افسانه تروا
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
برای ندا خانم:
کاملیا فرانسه گلی درشت و زیبا به رنگ سفید و صورتی که در بهار ظاهر می شود
کمند فارسی دام، کنایه از گیسو
کیانا سریانی طبیعت
کیارا فارسی اندوه و ملالت ، میل شدید به خوردن انواع خوردنی جات
کامیلا لاتین محافظ مبعد ، نام دختری جنگجو در افسانه تروا

ندا جان اسامی دخترانه که با الف تمام میشن توی همین تاپیک زیاد گذاشتم میتونی نگاه کنی شاید به اسم کیمیا بیان
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
مهر ناز عزیزم
من اسم نیلیا رو برای دخملم که قراره 27 تیر به امید خدا به دنیا بیاد انتخاب کردم
واقعا از لطفت ممنونم

نیلیا سعادت

نیلیا سعادت

نظرت چیه؟؟؟؟؟؟؟ میپسندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام مهرناز جون
میشه کمکم کنی از بین این اسما یکی و برای پسرم انتخاب کنم و اگه پیشنهاد بهتری داری واقعا ممنون میشم
اراد
اریا
ارین
از اونجایی که نینی سایت قطع دسترسی بود من دیر جوابتونو دادم ببخشید.نرگس جان به نظر من نیلیا قشنگه.
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
آرزو جان اسامی انتخابیت زیبا هستن اما اگر دوست داری اسامی بیشتری را داشته باشی لطفا بهم بگو که با چه حرفی شروع بشه و آیا به اسم خودت و یا همسرت و یا به فامیلیش میخوای که بیاد و اگر میخوای که به این موارد هم نزدیک باشه پس اسم خودت همسرت یا فامیل نی نی ات رو بگو تا بهتر بتونم کمکت کنم در ضمن در همین تاپیک از صفحه اول تا اینجا اسامی پسرونه زیادی گذاشتم میتونی ببینی و انتخاب کنی امااگر بازهم بیشتر خواستی بهم خبر بده
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
سلام مهرناز جون ، ممنون از تاپیک خوبت

من دوست دارم اگه نینیم دختر شد اسمشو نینا یا کیانا بذارم . دوست دارم اگه نینیم پسر شد هم یه اسمی بذارم که آخرش با نا یا آ تموم شه ولی اسمای خوبی سراغ ندارم . ممنون میشم اگه کمکم کنی عزیزم .
پری عزیز ببخش که دیر جوابت رو دادم چون همین الان اومدم سراغ تاپیکم. اسامی پسرانه که به الف یا نا ختم بشه رو برات میذارم امیدوارم بپسندی:
آترینا فارسی آترین - آذرین، نام پسر اوپَدرَم که به نوشته سنگ نوشته بیستون در زمان داریوش پادشاه هخامنشی در خوزستان یاغی شد و خود را پادشاه خوزستان خواند
آرنا کردی آریایی نژاد
آشینا آشوری قوی ،قدرتمند،نیرومند، زورمند
اوتانا فارسی دارای اندام زیبا ، نام یکی از یاران داریوش یکم پادشاه هخامنشی
برنا فارسی جوان
دانا فارسی عاقل، خردمند
سانا کردی آسان و راحت - گویش محلی صنعا پایتخت یمن که قهوه آن معروف است
سورنا فارسی نام سردار ایرانی در زمان اشکانیان
سینا فارسی,عبری صفت مشبه از سنبیدن، سوراخ کننده،نام شبه جزیره ای کوهستانی در شمال شرقی مصر که حضرت موسی(ع) به پیامبری برگزیده شد و الواح دهگانه را خداوند به او نازل کرد، نام جد ابن سینا پزشک و دانشمند نامدار ایرانی
شیانا فارسی پاداش دهنده جزا دهنده مرکب از شیان (جزا و پاداش) + الف فاعلی
کارینا فارسی چهارمین مملکت از ممالک تابعه قوم پارت که توسط ولات اداره می شدند.احتمالابه منطقه نهاوند اطلاق می شده است
یونا عبری یونس،کبوتر
عزیزم این اسامی که گذاشتم برات با نا تموم میشن که البته میشه گفت بعبارتی به الف هم ختم میشن یعنی هر دو گزینه مورد نظر تو رو دارن اما اسامی که به الف ختم میشن رو برات میذارم:
آتیلا فارسی نام پادشاه قبیله هون که امپراطوری روم شرقی را شکست داد٠
آرتا فارسی ارتا(به فتح الف) در اوستا به معنای مقدس آمده است
آریا فارسی نژاد هندوارپائیان که در عهدی بسیار کهن با هم زندگی می کردند و بعدها به دو بخش بزرگ تقسیم شدند گروهی به هند و ایران آمدند و گروهی به اروپا رفتند.نام میهن عزیز ما ایران از این‎ ‎کلمه گرفته شده است
آریتما کردی نام یکی از سران ماد
آیلا عربی نام پهلوانی ترک که شاهنامه به عنوان مبارز افراسیاب از او یاد شده است
آرمیا عبری ارمیا ، بزرگ داشته شده؛ نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل ، همچنین لقب حضرت خضر نبی و لقب حضرت علی (ع)
آلیا عبری الیاس
آریستا ارمنی آریستاکس ، برزگر ، کشاورز
آروشا سنسکریت روشنایی ، نور خورشید ، آرامش
آرشا فارسی آردا ، مقدس
آردا فارسی آرشا ، مقدس
ارشیا آرامی تخت پادشاهی، هزوارش و هم ریشه با "عرش" عربی است
ارمیا عبری بزرگ داشته شده؛ نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل
ایلیا عبری خدای خدایان - تغییر یافته نام الیاس یکی از چهار پیامبرجاویدان
ایلیا سریانی راستگوی بزرگ - نام حضرت علی (ع) در تورات
ارشا اوستایی-پهلوی مرد مقدس
ارسیا فارسی زلال و شفاف مانند اشک چشم-به کسر الف اول - مرکب از ارس(اشک چشم) + یا نسبت
امیرطاها عربی مرکب از دو اسم امیر به معنی آقا و سروز و طاها که نام یکی از سوره های قرآن است ،برخی تفاسیر این سوره را منسوب به اهل بیت علیه السلام می دانند
امیرپارسا فارسی,عربی مرکب از امیر و پارسا ، حاکم خداترس
بردیا فارسی نام دومین پسر کوروش پادشاه هخامنشی و برادر کمبوجیه
بهنیا فارسی وهنیا، کسی که از نسل خوبان است
پارسا فارسی پرهیزکار، مؤمن
پاشا فارسی پادشاه در امپراطوری عثمانی ،عنوان مقامات لشکری و کشوری
پوریا فارسی نام پهلوان ایرانی معروف به پوریای ولی، نام اصلی وی محمود خوارزمی و متخلص به قتالی بوده است
پایا فارسی پایدار
پارسیا فارسی منسوب به پارس ، مرد پارسی ، پسر ایرانی
رایا عبری آن که خداوند به او توجه دارد ، نام مردی از بنی اسرائیل
رضا عربی خشنودی، رضایت ، خشنود، راضی، نام امام هشتم شیعیان
رسا فارسی به صدای واضح که به راحتی قابل شنیدن است گفته می شود، بلیغ ، واضح ، کنایه از شخص رشید و خوش قد و قامت
سامیا فارسی نام ماه یازدهم از سال ایرانیان در زمان هخامنشیان
سپنتا فارسی اسپنتا - مقدس قابل ستایش
سوشا فارسی سوشیانت ، نجات دهنده ، نام هریک از موعودهای دین زرتشتی که هر هزار سال یکی از آنها ظهور می کند
سدرا فارسی نام درختی در آسمان هفتم بهشت
شانیا هندی کسی که در تصمیم و نظر خود پابرجاست - مصمم
صدرا عربی,فارسی مرکب از صدر (عربی به معنای بالا) + الف فاعلی (فارسی) - بالا برنده،ارج دهنده،نام حکیم محمدبن ابراهیم بن یحیی شیرازی معروف به ملاصدرا
طاها عربی نام سوره ای در قران کریم
عرشیا عربی,فارسی ملکوتی آسمانی - مرکب از عرش + الف نسبت
کسرا فارسی کسری ، معرب از فارسی، خسرو، نام انوشیروان پادشاه ساسانی، فرزند قباد
کوشا فارسی ساعی، تلاشگر
کیا فارسی پادشاه سلطان، حاکم، فرمانروا
کیاشا فارسی شاهنشاه ، شاه شاهان ، مرکب از کیا یه معنی حاکم ، سلطان ، فرمانروا و شا مخفف شاه
ماندا آرامی,فارسی علم دانش ادارک شناخت - مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است.
محمد پارسا فارسی,عربی مرکب از محمد به معنای بسیار ستایش شده + پارسا به معنای زاهد و با تقوی است
مهرنیا فارسی از نسل خورشید ، زیبا و درخشان
محمدرضا عربی ترکیب اسم حضرت رسول اکرم وامام هشتم شیعیان ، محمد به معنای ستوده شده و رضا به معنای خوشنود
محمدرضا عربی مرکب از دو نام محمد و رضا، کسی که حضرت رسول اکرم محمد صلی الله علیه وآله از او راضی است
مرسا عربی استوار ، ثابت ، پابرجا
هیرسا فارسی پارسا
خوب پری جان اینم اسمای پیشنهادی من به شما خوشحال میشم اگه اسمی نظرتو گرفت من رو هم باخبر کنی.
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
ممنون مهرناز جون ، خیلی لطف کردی
از اسمای ایلیا ، آرمیا و بردیا خوشم اومد . اسم پوریا هم قشنگه ولی یکی از فامیلهامون روی بچش گذاشته . به هر حال خیلی ممنون :-)
قابلی نداشت پری جان. حالا نی نی تو راه دارییا واسه بعدا میخوای؟
جور می کند خدا در و تخته را با هم. آنطور که تو و مرا... تو خاطره ساز و من خاطره باز
مرسی مهر ناز جان من اسم ماتینا رو انتخاب کردم .ممنون
ارسال پاسخ و نظر شما