موضوع: دكتر فروغ شادانلو: + اظهار نظر

صفحه 638 از 670 اول قبلی  633   634   635   636   637   638   639   640   641   642   643  بعدی آخر
کاربران حاضر: 0 کاربر و 6 مهمان
ژامك پست ها : 418عضویت:1388/6/14
1392/8/1 - 1:57 عصر
سلامی به همه،.

لیلا جون مبارک باشه عزیزم... ایشالا که قدمش برات خوب باشه گلم.

بهار جون برای خشک شدن شیر یه دارویی می دن که اسمش الآن یادم رفته ولی خیلی خوبه و آدمو راحت می کنه:)) اما مروارید جون راست می گه قبلش بذار خود دکتر نظر بدن بهت. بعدم بچه رو باید به نرور از شیر بگیری این طوری تجمع شیرم تو سینه کم می شه....راستي عكساي جديد ارشا جون رو نديده بودم خيلي ماشالا نازتر شده :*

مانیا جون خوبی عزیزم؟

رایکا جون من یادمه شما رو ولی انگار قبلا نام کاربریت فرق داشت!!! اشتباه می کنم؟

روژین جون خوبی؟ می خواستی برای بارداری دومت بیای پیش دکتر شادانلو چی شد؟

نازنین جون خوب کاری می کنی از استرس دوری کنی مشکلت حل می شه

ونوس جون خوبي؟ براوو كه انقدر به فكر درساتي عزيزم.
بهار پست ها : 712عضویت:1389/10/11
1392/8/1 - 3:16 عصر
تولد کامبیز کوچولو مباررررررررررررررررک باشه اشالله زیر سایه مامان باباش همیشه خندون باشه

مرسی از همتون برای کمک به من. راستش رفتم پیش خانوم دکتر و گفتن نگران نباشم. منم یه دفعه آرشا رو نگرفتم!!! شیر شب که نمیخورد تو روزم نمیخورد فقط 3 وعده اساسی بود که فقط اونو قطع کردم البته الان خیلییییییییییی خوبم تقریبا دیگه دردی ندارم بازم از همه محبتتاتون ممنون

راستش امروز حالم بدههههههههههههههههههههههه... رابطه کنترل نشده داشتیم! که البته نمیخوام وارد جزئیات بشم ولی تقصیر خودم بود گریههههههههههههههههههههههههههههه... داروخانه بهم اووسیز داد منم به فاصله 1 ساعت بعدش یکی خوردم و یه ساعت بعدش یکی دیگشو!!! یعنی خود داروخانه ای گفت به فاصله 1 ساعت بخور!! حالا میبینم میگن باید با هم میخوردی! یعنی حالم بدددددددددددددههههههههههههه دارم از استرس بالا میارم... به نظرتون دوباره 12 ساعت بعد قرص بخورم یا بسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امیدوارم یکی زود سر بزنه و منو کمک کنه گریهههههههههههههههههههه
رايكا (مامان آنيتا) پست ها : 1389عضویت:1390/8/8
1392/8/1 - 4:07 عصر
سلام دوستای مهربونم. امیدوارم که حالتون خوب باشه.
بله ژامک جان. من قبلا کاربریم فرق میکرد. ماشالا حافظه تون خیلی خوبه!!! من یه مدتی اینقدر نیومدم نینی سایت که کلا پسوردم رو فراموش کردم یه کاربری دیگه ساختم. اما با همین رایکا هم اینجا چند تا پست گذاشته بودم. عکس تولد آنیتا رو هم گذاشته بودم. خیلی خوبه که یادتون مونده. ماشالا واقعا.

راستی دوستای گلم. الان دو ساله من دارم شدید پافشاری میکنم که از تهران بریم. اصلا این شلوغی و بی در و پیکری رو دوست ندارم. بالاخره همسر قبول کرد و داره انتقالی میگیره برای کیش. فعلا باید یه مدت بریم کیش تا ببینیم بعدها چی میشه. اینقدر روحیه ام تو این مدتی که فهمیدم داریم میریم خوب شده که حد نداره. قبلا همه اش احساس میکردم تا ابد باید تو این وضعیت بمونم. اما الان خیلی به زندگی پیش روم امیدوارتر شدم.
مرواريد پرستار پست ها : 1774عضویت:1387/11/22
1392/8/1 - 10:24 عصر
نخور دیگه بهار جون.
كي رابطه داشتي؟
فرزانه (مامان تانيا و نيلا) پست ها : 546عضویت:1388/7/16
1392/8/1 - 11:20 عصر
سلام دوستای عزیز و خوب؛

انشاالله که همه خوبین. بالاخره فرصتی پیش اومد که بیام به سایت سر بزنم. آخه من کارم خیلی زیاده و اگه فردا تعطیل نبود بازم نمی شد بیام:(

اول از همه به لیلا جون قدم نورسیده رو تبریک بگم، امیدوارم که قدمش برای مامان و بابای گلش خوب باشه، ضمناً ما منتظر دیدن عکسای پسر خوشگل هم هستیم.

بهار جون خوبی؟ الان که فرصتی پیش اومد داشتم وبلاگ آرشا رو می خوندم. خیلی جالب بود. خیلی خوبه که وقت داری و می تونی اینو براش درست کنی. من هم خیلی دوست داشتم فرصتی دست می داد تا برای بچه ها وبلاگ درست کنم و خاطرات و اتفاقاتی رو که براشون می افته جایی ثبت کنم ولی هم کارم زیاده و هم تنبلیم میاد!:))) راستی عزیزم نمی خوام نگرانت کنم ولی مراقب رابطه محافظت نشده خیلی باش. من یه بار این بلا به سرم اومد و باردار شدم و مجبور شدم سقط کنم. البته اگر بتونی محاسبه کنی ه تخمکگذاریت کی بوده نگرانیت کم می شه چون اگر طبق تقویم اصلاً زمان تخمکگذاریت نباشه بارداری هم اتفاق نمی افته عزیزم. ایشالا که چیزی نشده، شده باشه هم اشکالی نداره تو که بچه دوستی خانوم:)))

ژامک جون خوبی؟ نارسیس خوبه ؟ کدوم ور آبی عزیزم؟:)))

شادلی جون به کل ما رو فراموش کردیا! کجایی خانوم خوشگله؟

مانیا جون خوبین؟ کار خوبی کردید رفتید آندوسکپی، ایشالا مشکل مهران خان هم جدی نیست. منم باید برم چون اسید معده دارم ولی دکتر فدایی فکر نمی کنم به این زودیا وقت بده....می ده؟

رایکا جان خوبی؟ من یه مامی رو یادمه تو تاپیک دکتر شادانلو که دختری به اسم آنیتا داشتن، ولی دقیقاً با جزییات چیزی یادم نیست، اما راست می گی عزیزم جای لادن، ماری و نسترن واقعاً خالی. لادن که می دونم از ایران رفت. ماری هم گاهی میاد و سر می زنه ولی چون یک کمی سایت و مشکلات خانمها ناراحتش می کرد ترجیح داد زیاد خودشو درگیر نکنه. نسترن نمی دونم چی شد که رفت ولی می دونم وکیل بود و احتمالاً فشار کاری باعث شد دیگه به نی نی سایت سر نزنه.

نازنین بانو جون خوبی؟ عزیزم خیلی خوبه که مشکلی نداری. پس دیگه با خیال راحت اقدام کن. سنتم که خیلییییییییی کمه و هنوز وقت زیاده. راستی گلم چرا دفعات نزدیکی رو بیشتر نمی کنی؟ بخصوص در زمان تخمکگذاریت این کارو بکن.

نگین جون خوبی؟ بچه ها خوبن؟وااای من که همین جوریش خیلی زندگیم سخت شده. یعنی واقعا به خیلییییییی از کارها نمی رسم. شوشو هم کمک می کنه ولی بازم نمی رسیم. به نظر من قبلاً خانواده ها وقت آزاد بیشتری داشتن که به بچه ها برسن؛ مشکل اقتصادی نبود، گرونی نبود ولی الان واسه یه لقمه نون باید پدر و مادر از صبح تا شب بیرون باشن. من که دیگه واقعاً نمی تونم و به شوشو هم گفتم که اگر خدایی نکرده بر اثر اشتباه یا ناخواسته روزی اتفاق افتاد می رم کورتاز می کنم!

بوس و عیدتونم مبارک
فرزانه (مامان تانيا و نيلا) پست ها : 546عضویت:1388/7/16
1392/8/1 - 11:34 عصر
راستی دوستان این تاپیک رو دوباره از زیر خروارها خاک کشیدم بیرون! در یابیدش!:))

http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?pageNumber=1&threadID=19967
نگين پست ها : 217عضویت:1388/11/4
1392/8/3 - 12:31 صبح
دوستای خوبم سلام
عیدتون مبارک
مرسی که وقت گذاشتید و به سوالام جواب دادین و نظرتونو گفتید. واقعاً خودمونم مستاصلیم......

لیلا جون، مبارک مبارک تولد کامبیز گوگول مبارک... خیلی قدمش براتون مبارک و خیر باشه، بهش برسید و حسابی مراقبش باشین. این روزای اول و عادت کردن به شرایط جدید سخته....

مانیا جون خوبی؟

بهار جون خوبی؟ آرشا خوبه؟ خودت خوبی؟ والا ما هم نی نی خیلی دوست داریم ولی راستش انگار جامعه فعلی زیاد آمادگی این که آدم تعداد زیاد بچه داشته باشه رو نداره. عزیزم راستی بالاخره قرص سوم رو هم خوردی؟

نازنین جون خوبی؟ ایشالا به زودی نتیجه می گیری عزیزم. دانشجو هستی؟

ژامک جون خوبی؟ نارسیس خوبه؟

فرزانه جون خوبی؟ درست می گی واقعاً انقدر سخت شده که آدم می ترسه.

رایکا جون خوبی؟ من یادمه یه مامان نازنینی تو این تاپیک دختری به اسم آنیتا داشت ولی راستش از جزییات بی اطلاعم. امیدوارم خودت و دختر گلت خوب باشید.

بوس - شب خوش
ويدا پست ها : 1015عضویت:1388/3/9
1392/8/4 - 12:04 صبح
سلام دوستای خوبم

مرسی که حالمو می پرسید من ویار بدی دارم برای همین کم سر می زنم ولی اون یکی تاپیکو آپدیت کردم.

بهار جون بابا فوقشم حامله شدی دیگه:) تازه می شی مثل من:))) اما از شوخی گذشته ایشالا که هرچی خیره برات اتفاق بیفته.

لیلا جون خیلی خیلی مبارک باشه عزیزممممممممممممممم
الی پست ها : 6عضویت:1392/7/23
1392/8/4 - 12:00 عصر
سلام دوستان من تازه عضو سایت شدم میخوام نی نی دار بشم وتحت نظر داکتر شادانلو هستم لطفا اگه کسی اطلاعات درباره دکتر داره بهم بگید لطفا"
الی پست ها : 6عضویت:1392/7/23
1392/8/4 - 12:00 عصر
سلام دوستان من تازه عضو سایت شدم میخوام نی نی دار بشم وتحت نظر داکتر شادانلو هستم لطفا اگه کسی اطلاعات درباره دکتر داره بهم بگید لطفا"
الی پست ها : 6عضویت:1392/7/23
1392/8/4 - 12:00 عصر
سلام دوستان من تازه عضو سایت شدم میخوام نی نی دار بشم وتحت نظر داکتر شادانلو هستم لطفا اگه کسی اطلاعات درباره دکتر داره بهم بگید لطفا"
ژامك پست ها : 418عضویت:1388/6/14
1392/8/5 - 2:17 صبح
سلام الی جون خوبی؟ عزیزم توی صفحات قبلی کلی توضیح داده شده درباره شون. ایشون دکتر بسیار بسیار خوبی هستند و واقعا برای مریض وقت میذارن. مراقبت های بارداریشون و سزارینشون خوبه اما در کل اصراری برای سزارین ندارن.

شما بارداری؟ چند سالته؟
ليلا مامي خرسي پست ها : 85عضویت:1391/9/15
1392/8/6 - 12:45 صبح
سلام خانوما؛

من اومدم. زایمانم خیلی راحت و خوب بود واقعاً دست دکتر شادانلو و دکتر امینی درد نکنه. من از نرسینگ بیمارستانم خیلی راضی بودم. خاطره زایمانمو میام می نویسم ولی الان خیلی داغون و خسته ام.... واقعاً مسئولیت سختیه... من هنوز باهاش اخت نشدم....

کامبیز همون طور که ان تی نشون داده بود 2850 گرم بود و قدش هم 51. خدا رو شکر سالم و تپله. زردی هم نداشت....
فقط شبها نمذاره ما پلک رو هم بذاریم...

از همه تون به خاطر پستاتون و پیامهای تبریکتون ممنونم. ایشالا بتونم جبران کنم. بوس
شادلي پست ها : 950عضویت:1388/5/22
1392/8/6 - 1:06 صبح
ســـــلام به همه ی دوستای خوبم؛

امیدوارم که خوب و خوش باشید. مدتی انقدر گرفتار بودم که اصلاً فرصت نمی کردم حتی ای میلامو چک کنم.
همه تون خوبین؟

ما هم بد نیستیم. بالاخره بعد از کلی دوندگی و تکاپو، کارمون درست شد. درواقع از طریق یکی از دوستان خیلی نازنین و عزیزمون پیام شوهرم، تونست کار بگیره اینجا و از طریق اقامت کاری موندیم فعلاً .البته در بحران اقتصادی اروپا و بخصوص اسپانیا روی پولی که اینجا درمیاد نمی شه حساب ویژه ای کرد و ناچاراً منزلمون در ایران رو مامانم اینا اجاره دادن که از پول اون اینجا راحت تر زندگی کنیم. سونوگرافی کردیم. نی نی دوممون هم پسره:) من خیلی دختر دوست داشتم ولی پیام خیلی خوشحاله. اون خیلی پسریه.... می گه این طوری برای آرشین هم بهتره که همبازی هم جنس خودش پیدا می کنه و سرگرمیهاشون مشترکه. ضمناً پیام هم مثل شوهر نگین جون به یک بچه قانع نیست و مثل این که طعم شیرین پدر شدن زیر زبونش مزه کرده:)) و می گه باید یه دخترم بیاریم:))))))) که محاله ممکنه من تن در بدم:))

من خیلی وزن اضافه کردم. این جا کلاس های مخصوص ورزش و یوگای خانمهای باردار می رم ولی خیلی می خورم:)) اگه دکتر شادانلو اینجا بود کلی دعوام میکرد ولی دکترای اینا زیادی ریلکسن:)))) زایمانم فکر می کنم هفته اول سال نوی میلادی 2014 باشه... از یه نظر برام جالبه و از نظری می ترسم به خاطر تعطیلات نرسینگ خوب نباشه و بیمارستان مثل همیشه نباشه ولی پیام می گه نترس. دکترم خوبه، بد نیست. اصلاً با دکتر شادانلو قابل مقایسه نیست. اصلاً وسواس های خانم دکتر گلمونو نداره... نمی دونم همه اینجورین یا دکتر من این طوریه. خدا رو شکر چون اقامتمون جور شد بیمه هم گرفتیم و می تونم با خیال راحت زایمانم کنم:))) چون هزینه اش رو بیمه می ده. من دوست دارم توی خونه زایمان کنم که آرشینم تنها نباشه. ضمناً توی سال نو می ترسم برم بیمارستان و خوب رسیدگی نکنند ولی زایمان توی خونه راحت تره. دکترم هر وقت دردم شروع بشه خودشو با یک ماما می رسونه و توی وان حموم یا حتی روی تختخواب خودم زایمان رو انجام می دم که مربی یوگام می گه توی آب خیلی دردش کمتره و راحت تره. تا الان 12 کیلو اضافه کردم که این خوب نیست:( نمی دونم تا 2 ماه دیگه چه قدر اضافه کنم ولی باید مراقب باشم.
این جا داشتن رابطه ج ن س ی رو در حن بارداری حتی تا ماه آخر منع نمی کنند. دکترم می گفت برای زایمان طبیعی خوبه چون تسهیلش می کنه:)) واقعاً نمی دونم این حرفا رو باید باور کنم یا نه؟:))) ولی شوشو جان که طبیعتاً دوست داره باور کنه و خیلی به این دکترای اینجا اعتقاد پیدا کرده:)))
خلاصه اینم از داستان های من. از این به بعد بیشتر سر می زنم تا باهاتون صحبت کنم. می بوسمتون....

فعلاً بای.
شادلي پست ها : 950عضویت:1388/5/22
1392/8/6 - 1:07 صبح
راستی اسمی که برای گل پسرم انتخاب کردیم فعلاً پرشین (Parshin) هست که البته انتخاب منه و ممکنه نظر شوشو تا آخرین لحظه تغییر کنه.
ليلا مامي خرسي پست ها : 85عضویت:1391/9/15
1392/8/6 - 1:13 صبح
آخی شادلی جون مبارک باشه. خوشحالم کارتون درست شد. چه اسم شیک و باکلاسی انتخاب کردید.
آفرین به جرعتتون که میخواین بازم طبیعی زایمان کنین.... من که تا آخرین روزها هم مردد بودم ولی درنهایت خودم به خانم دکتر گفتم سزارین:))
اینجا هم داشتن رابطه رو در طول بارداری منع نمی کنن مگر به تشخیص دکتر. البته ما ماه آخر رابطه نداشتیم ولی من تا هفته 28 رابطه داشتم و خدا رو شکر نه لکه بینی پیدا کردم نه مشکل دیگه. بعدشم دیگه خودم دوست نداشتم با اون شکم گنده رابطه داشه باشم... خیالتون راحت باشه.

ایشالا همه چی خوب پیش بره براتون.
بهار پست ها : 712عضویت:1389/10/11
1392/8/6 - 2:42 عصر
سلام به همه دوستای گلممممم
خوبید همگی؟؟؟

من که تا دلتون بخواد قرص خوردم!!! دو تا یک ساعت بعد از نزدیکی... 2 تا شب دو تا هم 12 ساعت بعدش!!!! یعنی خودکشی کردم رسما!!! دلم که میخواددددددددد اما شوشو اصلااااااااااااااااااا نمیخوادددددد منم دوست ندارم بدون رضایت اون باشه. بعد از این همه سال این اولین بار بود این اتفاق افتاد برامون همشم تقصیر آرشا شدااااااا بس که هولمون میکنه هههههههههه خیلی نگرانم چون واقعا اعصاب سقطو ندارم توکل به خدا اشاله که چیزی نباشه

لیلا جون مبارکه عزیزم. اشاله همیشه سالم باشه کامبیز کوشولو نگران هم نباش اولشه یواش یواش خوابشم درست میشه البته آرشا از اولش شبا میخوابید! ولی اینا همش طبیعیه و بدن آدم اولش خیلی داغون و خستس اصلااا نگران نباش به مرور به شرایط عادت میکنی و کم کم ازش لذت هم میبری

شادلی جووون به سلامتی. شکر خدا که کارتون هم درست شد... به به چه زایمان باحالی میشه تو خونه!!!!!!!!!!! خیلی کیف داره رو تخت خودت زایمان کنیا! اسم گل پسری هم خیلیییییییییی قشنگ و البته خاصه!!! معنیشم میشه بگی؟؟

نگین جون درسته بچه زیاد رو مردم به چشم خوبی نگاه نمیکنن ولی من معتقدم هر کس صلاح زندگیه خودشو بهتر میدونه مردمو هر کار کنی یه چیزی میگن ولی امیدوارم بهترینها پیش روتون باشه

ویدا جونم خوبی؟ بهتره ویار؟؟؟؟ وااااای بخدا یاد حاملگی میفتم اصلااا قید بچه رو میخوام بزنم اینقدر که سخت بود!!! چند هفتته الان؟؟؟

ژامک جون کجایی دوستم؟؟؟؟؟؟؟ خیلی دیر به دیر سر میزنیاااا قبول نیست!!! خوبی عزیزم؟؟

فرزانه جان شما خوبین؟؟؟ حق دارین به کارا نرسید کار بیرون خیلی از آدم انرژی میگیره. نیلا جونم خوبه؟؟؟ وای نیلا هم مثل آرشا دائما در حال حرف زدنه؟؟؟ آرشا که سرمونو میبره بس که حرف میزنههههههه دقیقا شده طوطی!!! تازه بهش میگم تو طوطی هستی مگه؟؟؟ میگه طوطی طوطی!!! خیلی شیرینه ولی خدایی یه وقتایی احساس میکنم سرم داره منفجر میشه!!!

رایکا جون خوبی؟ آنیتا خوبه؟ شما چمران رفتید برای زایمان آره؟؟؟ یادمه فکر کنم با هم بود حاملگیمون

نازنین جون خوبی؟ نگراااااااااان نباااااااااش دختر خوب زود مامان میشی استرس خودش از همه چی بدتره

مانیا جان خوبین؟؟ آقا مهران خوبن؟ بچه ها خوبن؟

مروارید جون نیستید، خوبید هلی جون خوبه؟ مروارید جون فکر کنم با اینهمه قرص منهدم میشم نه؟؟؟؟ من 1 ساعت بعد از رابطمون یه قرص خوردم یه ساعت بعدشم یکی دیگه!!! یعنی داروخانه ای گفت به فاصله 1 ساعت بخور!!! بعد دیدم همه میگن دو تا با هم ترسیدم بدددددددددد، دوباره قرص گرفتم دو تا شب خوردم دو تا هم 12 ساعت بعدش!!! یعنی زدم همه بدنمو ترکوندم!!! لامصب استرسش آدمو نابود میکنه!

روی ماه همتونو میبوسم
darya پست ها : 454عضویت:1389/9/21
1392/8/7 - 1:02 عصر
سلام خوبین بعد یه عالمه اومدم حالتونو بپرسممممممممم
چه خبراااا
لیلا جون مبارک
شادلی جون خوش بحالت که طبیعی میزایی

دیگه همه خوبین من 25 شهریور دفاع کردم و خوشحال ازاینکه یه سه ماهی باب اران تنها تو خونه وحالشو میبرمممم
اما این خوشحالی طولی نکشیدازاداره زنگ زدن گفتن نه ماه مرخصی تعلق نمیگیره و بایداز 16 مهر بیایییییییی
خلاصه دق کردممم اول میخواستم پرستار بگیرم به دلایلی نشد
الان باران میره مهد بچم و کلی حرص خوردم اولاش
ولی الان بهترم

مشکلم با باران اینه که زیادشیرمو نمیخوره و وزن خوب نمیگیره ولی غذاخوب میخوره
.
NINIPOOSH پست ها : 299عضویت:1392/4/23
1392/8/7 - 10:35 عصر
مجموعه بی‌نظیری از برند‌های معتبر لباس کودک مثل مادرکر، دبنهامز و زارا با قیمت‌های باور نکردنی در نی‌نی‌پوش تجربه کنید.
https://http://www.facebook.com/Ninipooshlebasekodak

8 و 9 آبان ماه (4 شنبه و5 شنبه همین هفته از ساعت 11.30 تا 7) نی‌نی‌پوش میزبان همه شما مامانای گل و کوچولوهای دوست‌ داشتنیه ;* نشانی: جردن خیابان مریم، برای اطلاع از جزئیات بیشتر می‌تونید با ما تماس بگیرید یا برامون مسیج بذارید.
Email: Ninipoosh.babyclothes@yahoo.com tell:09301601011
مرواريد پرستار پست ها : 1774عضویت:1387/11/22
1392/8/8 - 11:29 عصر
سلام دوستان عزیز

حال همه خوبه؟ امیدوارم که خوب باشین
من درگیر کارم و کم می رسم بیام تو اینترنت

لیلا جون تولد کامبیز رو بهت تبریک می گم عزیزم... درسته. اولش سخته ولی به زودی با شرایط جدید خودت رو وفق خواهی داد.

بهار جون خوبی؟ آرشا خوبه؟ ... بابا چه قدر قرص خوردی؟!!!! اگه تو زمان تخمکگذایت نبوده باشه که اصلاً احتمال باردار شدن وجود نداره... اگر در زمان تخمکگذاری باشه یک کمی خطریه که اونم با این همه قرص دیگه باید خیلی اسپرم فعالی بوده باشه که تخمک رو بارور کنه:))

دریا جون خوش اومدی... عزیزم باران رو پیش کدوم دکتراطفال میبری؟ واقعاً درکت می کنم. مادر شاغل بودن سخت ترین کار دنیاس:))

شادلی جون چه خوب که از خودت خبر دادی. و واقعاً این که تونستین بمونین اونجا خبر خوشحال کننده ای بود. امروز توی اخبار می گفت اقتصاد اسپانیا تکون خورده و خیلی اوضاع بهتر شده. ایشلا بتونید اونجا ماندگار بشید که این مملکت هیچ آینده ای نداره.... راستی نگران رابطه در بارداری نباش عزیزم. اتفاقی نخواهد افتاد.

فرزانه جون خوبی؟ بچه هاخوبن؟

نگین جون تصمیمش با خودته. اگر انقدر دوست داری اقدام کن.
صفحه 638 از 670 اول قبلی  633   634   635   636   637   638   639   640   641   642   643  بعدی آخر
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: