صفحه اصلی | درباره نی نی سایت | تماس با ما |   پنجشنبه، 30 خرداد 1392
 
نام کاربری: کلمه عبور:
» ثبت نام پسوردم را فراموش کرده ام بخاطر بسپار
 title=
پیش از بارداری بارداری و زایمان شیرخوار (0 تا 12 ماه) نوپا (12 تا 24 ماه) خردسال (2 تا 4 سال) پیش دبستانی (5 تا 8 سال)  
تبادل نظر | سؤالات رایج |  کلوب ها |  بارداری هفته به هفته | سال اول هفته به هفته |  ابزارها | گالری |  خاطرات |  نشریه | فروشگاه |  نیازمندی ها |  بازارچه | آمار سایت |  تبلیغات

تبادل نظر

تمام اطلاعات راجع به قبل و بعد از آی وی اف

برای اظهار نظر باید وارد سیستم شوید | جستجو


مريا
پست ها: 47
عضویت: 19/9/1389

1389/9/27   3:12 ب.ظ
 
ای وی اف
 
محبوب
پست ها: 3
عضویت: 27/9/1389

1389/9/27   3:37 ب.ظ
 
من قرار است که با تخمک اهدایی عمل IVF را دوشنبه انجام دهم برای موفق شدن عمل باید چه کنم ؟
 
محبوب
پست ها: 3
عضویت: 27/9/1389

1389/9/27   3:38 ب.ظ
 
من قرار است که با تخمک اهدایی عمل IVF را دوشنبه انجام دهم برای موفق شدن عمل باید چه کنم ؟
 
محبوب
پست ها: 3
عضویت: 27/9/1389

1389/9/27   3:38 ب.ظ
 
من قرار است که با تخمک اهدایی عمل IVF را دوشنبه انجام دهم برای موفق شدن عمل باید چه کنم ؟
 
شهرزاد
پست ها: 747
عضویت: 17/4/1389

1389/9/27   4:04 ب.ظ
 
سلام محبوب جون .اول از همه باید استرس رو از خودت دور کنی وبه خدا توکل کنی بعدش هم 3الی 4روز اول کاملا استراحت کن .تا میتونی اب میوه ومیوه بخور تا باعث یبوست نشه واز توالت فرنگی استفاده کن.عزیزم باید کاملا ارامش داشته باشی که این خیلی موثره.بار چندمه که شما ای وی اف میکنی ؟موفق باشی.
 
مريا
پست ها: 47
عضویت: 19/9/1389

1389/9/27   4:25 ب.ظ
 
سلام محبوب جان من 5 روزه فهمیدم باردارم با عمل ای وی اف . از سه هفته قبل از عمل فقط آرامش و مثبت اندیشی اصلا استرس نداشتم هر روز با اشتیاق آمپولامو میزدم و خوشحال بودم که دارم تو این راه حرکت می کنم بعد از دارو ها روز عمل تخمک گیری شد ساعت 5 صبح وقت داشتم ساعت 4.5 بیدار شدم دوش گرفتم موهامو سشوار کردم آرایش کردم قشنگترین لباسامو پوشیدم شوهرمو حاضر کردم و رفتیم انگار دارم میرم یه جشن بزرگ توی کلینیک همه به من نگاه می کردن خیلی برام جالب بود بعد از انجام یه سری مراحل تشکیل پرونده و غیره بالاخره منو برای عمل صدا زدن رفتم توی اتاق عمل دکتر بیهوشی پرسید استرس داری گفتم چرا باید استرس داشته باشم فقط خیلی خوشحالم انگار تو آسمونم بعد از عمل فهمیدم عمل زیفت نمی شم چون هایپر شده بودم اصلا ناراحت نشدم و پزشکم تصمیم گرفت آی وی اف انجام بدم پس مرخص شدم تا دو روز بعد ......روز عمل دوم بخاطر اینکه دهانه رحمم تنگ بود بازم باید بیهوش میشدم
 
مريا
پست ها: 47
عضویت: 19/9/1389

1389/9/27   4:36 ب.ظ
 
اینقد خوشحال بودم و با خانومای دیگه شوخی می کردم که چند بار بهم تذکر دادن بعد رفتم اتاق عمل نی نیامو اوردن سه تا گذاشتن بعد که بهوش اومدم خب پاهام بالاتر از بقیه بدنم بود تقریبا دو ساعت در همون حالت بودم بعدم که مرخص کردن توی ماشین دراز کشیدم یه کم پاهام بالاتر بود و اومدم خونه اونجا هم دو تا بالش زیر زانوهام گذاشتم و راس ساعت شیافاو استفاده کردم و فقط برای دستشوئی بلند شدم خیلی آروم راه میرفت و از دستشوئی فرنگی استفاده می کردم غذاها بیشتر سوپ و غذاهای گرم بود غذای نفخ دار الا نخوردم آب انار . پرتغال ومیوه جزء اصلی برنامم بود و فقط می خواستم که از یبوست جلوگیری کنم بعد از استفاده از شیاف حتما پاهام بالاتر بود و اروم بودم تمام موارد ایسترس زا را از محیطم دور کردم فقط آرامش خواب فکرای مثبت انتخاب نام کودک و بدون استرس بدون فکر بد فقط فقط امید امید وامید
 
تنوع ترين لوازم تولد، لباس تولد، مهماني و منزل، اسباب بازي، كيف ...
برگزارکننده جشنهاي تولد کودکان،جشن سيسموني
مريا
پست ها: 47
عضویت: 19/9/1389

1389/9/27   4:43 ب.ظ
 
تقریبا 6 -7 روز بعد عمل یه کمر درد یکطرفه خیلی جالب و خوشایند دقیقا انکا به انازه یه میخ انگار یکی داشت بسرعت سمت راست کمرمو سوراخ می کرد اینقدر برام خوشایند بود همش میخندیدم میگفتم درسته باید لانه گزینی کنید ولی تورو خدا یه ذره آرومتر ممکنه از این ور سوراخ بشه خلاصه لحظات شاد شاد و پر از امید .بعد از دو روز درد از بین رفت و من دیگه خودمو مامان میدونستم البته اینها همه ساخته های ذهن من است چون بیشتر لانه گزینی هابا لک بینی همراه هست ولی من اینطوری بنودم بعد تحت تاثیر بقیه رفتم سراغ بی بی چک که کاملا برای افرادی مثل من که به روش غیر طبیعی حامله میشن اشتباه است چون خیلی چیزا متفاوته
 
مريا
پست ها: 47
عضویت: 19/9/1389

1389/9/27   4:50 ب.ظ
 
بی بی چک یکی بعد از دیگری منفی بعد شروع کردم به تغیییر مارک از 1500 تا 5000 همه منفی خوب یه کم ناراحت شدم ولی بعد از گذشت یه روز وبیرون ریختن همه بیبی چکها دوباره آرامش آرامش خواب خواب فیلم فقط صفا دقیقا مثل ماه عسل و البته همسر خوبم هم همش در کنارم بود یه برگه برداشتم 16 روز علامت زده بودم هر روز یکشو خط می زدم خیلی خوشحال بودم کلی نذر و نیاز کردم تا بالاخره روز آزمایش رسید البته تو این 16 روز فقط دو بار حموم فقط 5 دقیقه اونم با آب ولرم روز
 
مريا
پست ها: 47
عضویت: 19/9/1389

1389/9/27   4:55 ب.ظ
 
روز آزمایش با آزانس رفتم خیلی آروم و با احتیاط بعدم جواب آزمایش مثبت با بتای 1500 دقیقا بعد از 5 روز تاخیر در پریود و الان با توصیه پزشکم باز هم استراحت تقریبا مطلق ادامه داروها و.........
 
مريا
پست ها: 47
عضویت: 19/9/1389

1389/9/27   4:59 ب.ظ
 
توکل به خدا -عدم استرس -شادی - محیط کاملا آرام و تا حدودی تغذیه و مهمترین موضوع توسل به ائمه اطهار امیدوارم تونسته باشم کامل و جامع راجع به یه آی وی اف موفق در اولین مرتبه توضیح داده باشم اگه سئوال داشته باشید بازم در خدمتم و اینو بدونید که من برای ادامه این راه مهم به دعای شما دوستان عزیز محتاجم التماس دعا
 
سوگل
پست ها: 355
عضویت: 26/8/1389

1389/9/27   5:13 ب.ظ
 
مریا جان خیلی خیلی بهت تبریک میگم. امیدوارم بچه های سالمی به دنیا بیاری و همیشه خوشحال باشی. ممنون از این همه آرامش و امید که با همه قسمت کردی.
 
نازي
پست ها: 321
عضویت: 3/4/1389

1389/9/27   6:35 ب.ظ
 
سلام میشه بگین مشکلتون چی بود که ای وی اف کردین؟
 
eli
پست ها: 312
عضویت: 16/8/1389

1389/9/27   9:08 ب.ظ
 
مر با جان خیلی برات خوشحالم مرسی از تجربیات شیرینت برای من هم دعا کن
 
مريا
پست ها: 47
عضویت: 19/9/1389

1389/9/30   4:25 ق.ظ
 
سلام دوستان خیلی ممنون از لطفتون امیدوارم شما هم به زودی نتیجه بگیرین من چند سال تنبلی تخمدان داشتم و تخمک آزاد نمیشد دیر متوجه شدم و همسرم هم اسپرمش ضعیف بود و عمل واریکوسل -واریس بیضه - را انجام داد وبعد از آن به حد مطللوب رسید ولی به خاطر مشکل من بازهم نشد یکبار ای یو ای کردم و پزشکم که بسیار حاذق هستن و دستشون حرف نداره دیگه وقت تلف نکردن و منو آی وی اف کردن که خدارو شکر نتیجه داد راستی بچه ها امروز رفتم سونو گفت دو تا ساک حاملگی خیلی خوب دارم فقط نمیدونم اوون شیطون دیگه کجا بودکه سالکش دیده نشد به دکتر گفتم یه کم دنباش بگردین ولی گفت هنوز رحم خیلی باز نشده و بهش فشار میاد همسرم میگه اون دختره و اون پشتا قایم شده بالاخره باید یه داستان داشته باشم برای فکر کردن
 
شهرزاد
پست ها: 747
عضویت: 17/4/1389

1389/10/1   12:45 ق.ظ
 
مربا جون بهت تبریک میگم ان شاالله این 9 ماه رو بخوبی پشت سر بگذاری .عزیزم شما تحت نظر کدوم مرکز ناباروری بودین وبار چندم باردارشدین.
 
nazi
پست ها: 2,451
عضویت: 5/12/1388

1389/10/1   2:08 ق.ظ
 
akhey nazi,,,manam delam khast,,,,,,,,,
 
مينا
پست ها: 8,516
عضویت: 25/7/1389

1389/10/1   9:29 ق.ظ
 
http://ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=62268
 
بخند و بگو به کدامین دلقک بیشتر می خندی تا نقاب او را به چهره زنم و بخندانمت.......ای اندوه همیشگی من
مريا
پست ها: 47
عضویت: 19/9/1389

1389/10/1   11:01 ق.ظ
 
روبی جان سلام عزیزم من تحت نظر خانم دکتر آل یاسین بودم (کلینیک امید) و بار اول آی وی اف باردار شدم ایشان بسیار پزشک حاذقی هستندو دکتر جنین شناس مرکز آقای دکتر سعیدی هم خیلی کارش عالیه
 
مينا
پست ها: 16
عضویت: 10/1/1390

1392/2/13   11:55 ق.ظ
 
سلام مربا جون. الان حتما" گلهات به دنیا اومدن. میشه بگی الان خودت یا نی نی ها مشکلی دارین یا نه؟
 
Lilypie Pregnancy tickers
به روز رسانی خودکار نوشته ها:

گزارش آگهی
تبلیغات متنی

خريد و فروش لوازم و اثاثيه اداري و منزل اجناس نو و دست دوم بخريد و بفروشيد

خدمات پوست،مو ،زيبايي، لوازم آرايشي و... قابل توجه خانم هايي که به دنبال زيبايي هستند


مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست. لطفاً پیش از استفاده از سایت صفحه "شرایط استفاده از سایت" را مطالعه فرمایید. استفاده از این سایت بدان معناست که شما قبلاً صفحه "شرایط استفاده از سایت" را مطالعه کرده و به مفاد آن واقفید.
درباره نی نی سایت | تماس با ما | شرایط استفاده از سایت | رعایت حریم شخصی کاربران | تبلیغات در نی نی سایت
info[at]ninisite[dot]com
نقل مطالب این سایت با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت بلامانع است.

page created in 0.15625 seconds