نی نی سایت > تبادل نظر > متفرقه > عمومي > نظرتون چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الکـــــــــــــــــــــــــی میگه ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!

موضوع: نظرتون چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الکـــــــــــــــــــــــــی میگه ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!! + اظهار نظر

1   2   3   4   5  
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
**** رزاليـن **** آنلاین پست ها : 36055عضویت:1391/2/3
1392/5/3 - 12:56 عصر
آپلود عکس رایگان و دائمی

زنی که ادعا می کند فرزند محمدرضاشاه و گوگوش است!


تارنمای رسمی رادیو تلویزیون ترکیه به نقل از مجله مهر، زنی با نام شادی پهلوی مدعی شده است:” من حاصل ازدواج پنهانی شاه و گوگوش هستم.”

خانم پهلوی که خود را فرزند ازدواج پنهانی شاه مخلوع ایران و خانم فائقه آتشین – گوگوش- خواننده مشهور ایرانی می داند و می گوید حاضر است تا با آزمایش DNA هم ادعای خود را اثبات کند.

به گزارش این مجله شادی پهلوی در صفحه خود در یکی از شبکه های اجتماعی داستان تولد خود را از سرپرستان ساواکی خودش شنیده است این طور روایت می کند: “دلیل واقعی دستگیری مادرم توطئه بر علیه ولیعهد بود چون اگر من پسر به دنیا می آمدم موازنه های قدرت پشت پرده زیادی به هم می ریخت.

مادرم بعدا با وساطت غلام رضا پهلوی از زندان آزاد شد.

در آن زمان در ایران به دلیل سانسور ساواک جز اعضای محرم و داخلی دربار و ساواک و اعضای خانواده حقیقی فرح دیبا که من به دست آنها سپرده می شوم کسی از مردم عادی ایران از تولد دختری بین فائقه آتشین و محمد رضا پهلوی خبر دار نشده و من نیز به بقیه کوه اسرار پدرم و خانواده او ملحق میشوم.

مادرم کمی پس از تولد من به دستور ساواک و برای جلوگیری از پخش هر نوع شایعه ای مبنی بر زایمان او از محمد رضا پهلوی… با محمود قربانی ازدواج کرد و بار دیگر به دستور ساواک و برای واقعی نشان دادن ازدواج خود با قربانی، فرزند بعدی خود یعنی کامبیز قربانی را حامله شد.

من از سرپرستان ساواکی خود شنیده بودم که فرح برای انتقام از تولد من و همدستی مادرم در نقشه کودتای داخلی اسداله علم … در روز زایمان مادرم مامور به بیمارستان فرستاده و آنها بلافاصله پس از تولد کامبیز با دستگاه اتصال قلب شوک به سر او وارد می کنند …کامبیز به این دلیل امروز کند ذهن(بوده)… و لقب عقب مانده گرفته است.”

به گزارش مجله مهر، شادی پهلوی مدعی شده است: “من به برادرم کامبیز قربانی هم بارها پیام دادم و گفتم برای آزمایش DNA به ترکیه بیاید تا داستان خود را ثابت کنم.”


مامان شَنگـول و مَنگـول و حبــه انگــور !!!

**** رزاليـن **** آنلاین پست ها : 36055عضویت:1391/2/3
1392/5/3 - 12:57 عصر

آپلود عکس رایگان و دائمی



..............................................................................


من ،شادی پهلوی (دختر محرمانه فائقه آتشین معروف به گوگوش و محمد رضا پهلوی )

...پس از اخراج من از دربار ،.من به دستور فرح به قتل نمی رسم چون او خواسته بود مرا به یک حربه سیاسی جدید بر علیه پدرم (مثل افشای قضیه قتل رییس جمهور امریکا کندی از سال ۱۳۴۲ ) و اسلحه انتقام شخصی خود تبدیل کرده و...... برای حفظ خود در بازی پشت پرده قدرت .... دعوای بین خانواده قطبی و پهلوی را تازه نگه دارد ...........


پس از ان جراحی پلاستیک جنایتکارانه به روی من به دستور فرح .......... و بازگشت من به ایران از سوییس ،من ازهمان ۵ سالگی به دست ساواک و خانواده حقیقی او سپرده می شوم


سرپرستی من به دست خواهر ،شوهر خواهر و یک خواهر زاده دورگه و کوتوله (نیم لهستانی ) فرح به نام سلیمه جبار زاده کامینسکی سپرده میشود .(..سلیمه بعدها از اواسط ده ۵۰ به عنوان شکنجه گر در ساواک استخدام می شود ...پس از انقلاب حتی کتابی در مورد او منتشر شد به نام :سلیمه امینی - شکنجه گر مخوف ساواک ...سعید کنگرانی( هنرپیشه )خود سلیمه را دیده و در سر صحنه آخرین فیلم مادرم فیلم در امتداد شب بارها توسط سلیمه اذیت و آزار دید . )


...در آنزمان ..ساواک اسم همگی مارا عوض کرده و نام عوض شده این اعضای خانواده حقیقی فرح را به جای نام پدر و مادر من و غیره ...ثبت می کند این شناسنامه به شماره ۲۱۳۷۴و نام من فرزانه رنجینه خجسته ..

هنوز تنها شناسنامه و هویت معتبر و قانونی من در ایران می باشد ... خیابان رنجینه خجسته در بلوار کشاورز تهران نیز از روی نام این خانواده نامگذاری شده است .................................................




من به دست آنها سپرده می شوم . آنها برای سرپرستی من صاحب امنیت سیاسی یا دیپلماتیک می شوند یعنی پلیس و دادستان حق دستگیری و بازجویی آنها را نداشت .......

پس از شروع زندگی من با آنها ، فاطمه از بچگی به من لباس سیاه می پوشاند می گفت مادرت مرده باید به عزای او بنشینی ... می دانستم دروغ می گوید هر روز مادرم را یا در تلویزیون یا در روی جلد مجلات می دیدم و صدای او را از رادیو می شنیدم انقدر عذاب و شکنجه زندگی جهنمی من در دست این فاطمه شدید بود که من همیشه به افسردگی بسیار عمیق دچار بودم و ..به طوریکه موی سر من از همان ۵ یا ۶ سالگی سفید در میامد ..فاطمه به این تاثیر خود بروی من به شدت افتخار کرده و او موی سفید مرا با افتخار به بقیه اقوام آنها نشان میداد و ..از این شاهکار خود حرف میزد ..................


... آخرین ملاقاتی که من در حضور آنها با مادرم داشتم ...شهریور (?)۱۳۵۸ بود مادرم در آنزمان تازه از امریکا به ایران باز گشته بود ...من در ان زمان ۱۲ سال داشتم و به خاطر حاملگی عمدی من و تحمل شکنجه های دخترم در دست آنها من به یک سکته مغزی دچار شده بودم یعنی در خیابان بیهوش شده و مردم مرا به بیمارستان برده بودند و عکس برداری در بیمارستان از سر من .خون ریزی داخلی نشان داده بود ......................................


...... آنها پس از شکنجه و قتل دختر نوزادم ،.که او در خانه آنها در بن بست حمیدی ، کوچه سعادت امیریه به دنیا میاید و سلیمه خود شکنجه های هولناک او را به عهده گرفت .......

سلیمه ابتدا تارهای صوتی بچه را قطع کرد تا صدای گریه او نپیچد .... روزها بعد ، پس از قتل وی آنها ... تکه هایی از جسد او شامل قلب او را در حضور من خورده . و باقی گوشت او را در یخچال خود می کنند ...و .....فاطمه حتی قبل از دفن مابقی جسد دخترم در حیاط خانه آنها ... او جسد بچه را در آب نمک می خواباند تا جسد وی خراب نشود و آنها هنوز در آینده برای تجدید لذت انتقام خود از او استفاده کنند و هنوز بتوانند با جسد او بازی کنند آنها جسد دخترم را با تحقیر نتیجه رضا شاه لقب داده بودند ... من در ان زمان به دلیل ان سکته حافظه خود را ا ز دست داده بودم ................................ ..


پس از آن ملاقات ،..مادرم برای از بین بردن پرونده محرمانه همکاری خود با جنایات ساواک که در پشت پرده فرح از سالها قبل برای اطمینان از رازداری مادرم بر علیه او راه انداخته بود . و فرح فقط از این راه مادرم را با سفارش رضا قطبی (مدیر رادیو و تلویزیون ) برای حضور در تلویزیون به بقیه خوانندگان حق اولویت ویژه داده بود ...

مادرم نه تنها مرا از دست ساواک آزاد نکرد بلکه او حتی به همین سلیمه پول هنگفتی برای قتل من پرداخت کرد ..

مامان شَنگـول و مَنگـول و حبــه انگــور !!!

ليليا پست ها : 7991عضویت:1390/10/25
1392/5/3 - 12:58 عصر
خدايا دوستت دارم که وقتي حالم بده و دلم گرفته...يه خبر خوبي از خوشحالي يه آدم(هر جاي دنيا که باشه،حتي اگه نشناسمش) برام ميفرستي و بهم نشون ميدي که هنوز آدما رو دوست داري
سايه *** پست ها : 2214عضویت:1391/10/23
1392/5/3 - 12:58 عصر
نمي دونم چه حکمتيه که هم بيکارم ، هم وقت نمي کنم يه هيچ کاري برسم ! :|
"تنبل" پست ها : 12697عضویت:1389/11/24
1392/5/3 - 12:59 عصر
رزالین اخه من حال دارم این همه رو بخونم!!!!!!!!!!!
پس هویجوری میگم الــــــــــــــــــــــــــکی میـــــــــــــــــــــــــــــگه
من تنبل نيستم,فقط يكم حال ندارم...
نازى و دوستان پست ها : 13905عضویت:1392/2/19
1392/5/3 - 1:02 عصر
باید تست زنیتیک بده مشخص شه
بيا با هم اينجوري دوست باشيم در ضمن من همون NAZI13002 هستم
**** رزاليـن **** آنلاین پست ها : 36055عضویت:1391/2/3
1392/5/3 - 1:03 عصر

بخشهایی از کتابی که همین شخص نوشته




کتاب :
من،شادی پهلوی دختر فائقه آتشین معروف به گوگوش و محمد رضا پهلوی

............پس از بازی در چند فیلم و توفیق کودکی او پس از رسیدن به بزرگ سالگی وضعیت مادرم در سینما عوض شده و چون او کاملا سینه نخودی بوده و اندام او پسرانه و نحیف بود سینمای تجاری فیلمهای فارسی که دارای صحنه های لختی بوده و آنها به پرو پاچه ستارگان زن خود برای توفیق فیلم های خود حساب میکردند آنها مادرم را برای نقشهای لختی مناسب ندیده و مآیل به سر مایه گذاری بروی او نبودند......

و او در ان نقش ها موفق نبود ... و به دلیل محدودیت نقشهای در نظر گرفته برای وی چون درامد مادرم محدود مانده بود او برای نجات آینده خود به فکر خوانندگی افتاده و با محمود قربانی (مدیر کاباره شکوفه نو )وارد همکاری شده بود، کار قربانی به دلیل اعتیاد شدید وی به قمار به محافل قمار اشرف پهلوی رسیده و قربانی برای پرداخت بدهی قمار خود به باند قاچاق مواد مخدر اشرف پیوسته بود قربانی همچنین در کاباره شکوفه نو مرتب محافل عیش و مواد مخدر خصوصی با شرکت اعضای خاندان پهلوی به راه انداخته و او مادرم را به عنوان نوچه خود وارد عمل کرده و این محافل شامل روابط جنسی بین بعضی از اعضای خاندان سلطنتی و مادرم همینطور با محمد رضا پهلوی نیز میشده است ...

...............اما پس از چندی در زمان قاچاق مواد ،پلیس مرزی با اسلحه قربانی به قتل رسیده و بر خلاف انتظار قربانی مشتریان سلطنتی او به داد او نرسیده و در مورد سرنوشت او بی تفاوت مانده بودند به این دلیل قربانی در پشت پرده با مادرم نقشه کشیده بود که با زمینه سازی لازم قربانی مادرم از محمد رضا پهلوی حامله بشود تا قربانی از ان بچه برای اخاذی مالی و اثبات روابط خود با دربار و پدرم استفاده کند و با این نقشه قربانی، مادرم به خود اجازه حامله شدن از محمد رضا پهلوی را داده بود .....

در ابتدا پس از کشف بارداری مادرم ساواک به دستور همسر پدرم قصد سقط جنین مرا داشت ... اما با پیشنهاد اسدوله علم و فقط به امید پسر بودن من برای انجام یک کودتای داخلی و استفاده از من به عنوان یک مهره سیاسی محتمل با احتمال جانشین کردن من با رضا پهلوی در صورت لزوم .... من اجازه تولد میابم ..

در اصل خبر تولد من به طور غیر مستقیم حتی در جراید ایران نیز درج شد چون .............مادرم پس از تولد من ...وی در اسفند ۱۳۴۶ به جرم همدستی با محمود قربانی در اخاذی مالی از محمد رضا پهلوی و دربار دستگیر شده و مدتی در شهربانی قلهک شمیران زندانی شد بسیاری از ایرانیان نسل قدیم این واقعه را هنوز به خاطر میاورند خبر دستگیری مادرم در جراید ان زمان با این تیتر منتشرشد :

چرا گوگوش را به شهربانی ...بردند ?(جراید ۱۳۴۶ ایران )

در آنزمان گرچه ساواک دلیل واقعی دستگیری او که همان همدستی او با محمود قربانی در اخاذی مالی از محمد رضا پهلوی بود را به جراید اعلام میکند اما نحوه اخاذی مالی این دو که با بارداری فائقه آتشین از محمد رضا پهلوی و تولد من بود را از جراید مخفی کرده و اخاذی مالی این دو توسط کشیدن سفته و چک اعلام میشود که این دروغ بوده و حقیقت نداشت....

دلیل واقعی دستگیری مادرم توطئه بر علیه ولیعهد بود چون اگر من پسر به دنیا میامدم موازنه های قدرت پشت پرده زیادی به هم میریخت مادرم بعدا با وساطت غلام رضا پهلوی از زندان آزاد شد در آنزمان در ایران به دلیل سانسور ساواک جز اعضای محرم و داخلی دربار و ساواک و اعضای خانواده حقیقی فرح دیبا که من به دست آنها سپرده میشوم کسی از مردم عادی ایران از تولد دختری بین فائقه آتشین و محمد رضا پهلوی خبر دار نشده و من نیز به بقیه کوه اسرار پدرم و خانواده او ملحق میشوم .....
مادرم کمی پس از تولد من به دستور ساواک و برای جلوگیری از پخش هر نوع .شایعه ای مبنی بر زایمان او از محمد رضا پهلوی او با همین شریک اخاذی مالی خود یعنی محمود قربانی ازدواج کرد و بار دیگر به دستور ساواک و برای واقعی نشان دادن ازدواج خود با قربانی او فرزند بعدی خود یعنی کامبیز قربانی را حامله شد من از سرپرستان ساواکی خود شنیده بودم که فرح برای انتقام از تولد من و همدستی مادرم در نقشه کودتای داخلی اسدوله علم ........ او در روز زایمان مادرم مامور به بیمارستان فرستاده و آنها بلافاصله پس از تولد کامبیز با دستگاه اتصال قلب شوک به سر او وارد میکنند ...کامبیز به این دلیل امروز کند ذهن.... و لقب عقب مانده گرفته است ...

..مادرم از سال اخراج من از دربار و بر گردانده شدن من به سر پرستی ساواک وبه دست اعضای خانواده حقیقی فرح او ..در اصل به همین دلیل و به عنوان پرداخت خون بهای من به او وی ..در سال ۱۳۵۰ به عنوان خوننده معرف ایران به جای اکبر گلپایگانی ..... به فستیوال فرانسه اعزا م شد ه و تحت آموزشهای ویژه.برای تبدیل شدن به خوا ننده روز ایران از هنرپیشه اخراجی قبلی . قرار گرفت .........و در خارج .........آنها وی را .با قول و قرارهمین رشوه محرمانه پدرم به او آنها وی را حتی ..با خوا نندگان مطرح خارجی مثل شارل آزناوور همصدا کرده و چند کنسرت برای وی در خارج .ترتیب داده ..و .مادرم با آموزش و حمایت سیاسی آنها به مدال طلا دست یافته و .. پس از ....

.... ..پدرم به او قول داده بود در صورت همکاری مادرم با ساواک زیر کنترل دارو دسته همسر وی .وهمکاری مادرم با تصمیم پدرم مبنی بر تبدیل کردن من به گروگان سیاسی و ضامن وفاداری او به همسرش ...........و .برای عذر خواهی به خاطر اینکه پدرم به امید پسر بودن من دستورهمسرش مبنی بر سقط مرا کنسل کرده و به خاطر همدست شدن با نقشه کودتای داخلی علم و قصد یافتن جانشین برای رضا پهلوی ...و .در عوض.پدرم .........و.... با متقبل شدن خرج تبلیغات به نفع مادرم در ایران و خارج او را به معروفترین خوننده ایران تبدیل کند ..............

و مادرم از این راه و با حمایت پشت پرده پدرم که به وی باج و حقالسکوت میپرداخت ........او .تا زمان فرار پدرم از ایران ...و سالها در تلوزیون و جراید ایران صاحب مزایای تبلیغاتی بسیار ویژه بوده ...و به بقیه خوا نندگان الویت دا شت .....فرح برای اطمینان از رازداری مادرم، بر علیه وی یک پرونده محرمانه شریک جرم کردن به راه انداخته و در پشت پرده مادرم را برای دریافت این مزایای تبلیغاتی ویژه او را شریک جرم بعضی از جنایات ساواک......... مثل قتل بچه های پرورشگاهی کرده بود ..که ساواک بعضی از آنها را برای تامین پیوندموی بعضی از اعضای تاس خانواده حقیقی فرح به قتل رسانده بود

.....................................................................................................................
...در ان سالها مادرم به دروغ ادعا میکرد مدیریت قربانی کلید موفقیت او ست در حالی که .............
..ساواک بعدها برای جلوگیری از شایعه و شک اینکه چرا گوگوش همیشه در تلوزیون حضور دارد ...و .برای مردم فریبی به .حضور او در تلوزیون اشاره کرده وبرای آسوده خاطر کردن مردم ...آنها ...حضور همیشگی مادرم در تلویزیون ایران را ...... با نمایشات حساب شده دست میانداختند .........................



مامان شَنگـول و مَنگـول و حبــه انگــور !!!

**** رزاليـن **** آنلاین پست ها : 36055عضویت:1391/2/3
1392/5/3 - 1:03 عصر
آپلود عکس رایگان و دائمی
مامان شَنگـول و مَنگـول و حبــه انگــور !!!

**** رزاليـن **** آنلاین پست ها : 36055عضویت:1391/2/3
1392/5/3 - 1:03 عصر
آپلود عکس رایگان و دائمی
مامان شَنگـول و مَنگـول و حبــه انگــور !!!

**** رزاليـن **** آنلاین پست ها : 36055عضویت:1391/2/3
1392/5/3 - 1:03 عصر
آپلود عکس رایگان و دائمی
مامان شَنگـول و مَنگـول و حبــه انگــور !!!

**** رزاليـن **** آنلاین پست ها : 36055عضویت:1391/2/3
1392/5/3 - 1:03 عصر
آپلود عکس رایگان و دائمی
مامان شَنگـول و مَنگـول و حبــه انگــور !!!

**** رزاليـن **** آنلاین پست ها : 36055عضویت:1391/2/3
1392/5/3 - 1:03 عصر
آپلود عکس رایگان و دائمی
مامان شَنگـول و مَنگـول و حبــه انگــور !!!

**** رزاليـن **** آنلاین پست ها : 36055عضویت:1391/2/3
1392/5/3 - 1:04 عصر
آپلود عکس رایگان و دائمی
مامان شَنگـول و مَنگـول و حبــه انگــور !!!

"تنبل" پست ها : 12697عضویت:1389/11/24
1392/5/3 - 1:04 عصر
یا ابرفرزززززززززززززززززززز شبیه میته
من تنبل نيستم,فقط يكم حال ندارم...
leylooon پست ها : 6101عضویت:1391/4/19
1392/5/3 - 1:07 عصر
رزالین اخه من حال دارم این همه رو بخونم!!!!!!!!!!!
پس هویجوری میگم الــــــــــــــــــــــــــکی میـــــــــــــــــــــــــــــگه
بگذار عشق خاصيت تو باشد ....نه رابطه خاص تو باکسي ....
leylooon پست ها : 6101عضویت:1391/4/19
1392/5/3 - 1:08 عصر
نمیری تنبل تو هم با این نظراتت
بگذار عشق خاصيت تو باشد ....نه رابطه خاص تو باکسي ....
leylooon پست ها : 6101عضویت:1391/4/19
1392/5/3 - 1:10 عصر
عععععععععععععععععییییییییییی چقدرم زشته
بگذار عشق خاصيت تو باشد ....نه رابطه خاص تو باکسي ....
مامان عسل پست ها : 3615عضویت:1389/10/21
1392/5/3 - 1:10 عصر
از گوگوش اصصصصصصصلا بعید نیست شایدم درست باشه
خداجونم دوست دارم فقط همين...
leylooon پست ها : 6101عضویت:1391/4/19
1392/5/3 - 1:12 عصر
نمیدونم راسته یانه ولی جای گوگوش بودم برای داشتن دختر به این زشتی سریع به افق پناه میبردم
بگذار عشق خاصيت تو باشد ....نه رابطه خاص تو باکسي ....
( سپيده مامان ماهان) پست ها : 574عضویت:1391/3/20
1392/5/3 - 1:12 عصر
وااااااااااااااااا یعنی واقعیههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
خالق من "بهشتي " دارد .نزديک.زيبا و بزرگ و "دوزخي" دارد به گمانم کوچک و بعيد...ودر پي دليليست که ببخشد ما را..گاهي به بهانه يک دعا در حق ديگري...شايد امروز آن روز بي دليل باشد...!
1   2   3   4   5  
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: