نی نی سایت > تبادل نظر > پيش از بارداري > آمادگي و اقدام براي بارداري > چه جوری اشتی کنم؟به من بی سیاست کمک کنید

موضوع: چه جوری اشتی کنم؟به من بی سیاست کمک کنید + اظهار نظر

1   2  
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
جوجو پست ها : 234عضویت:1391/11/1
1392/2/22 - 12:37 عصر
دیشب باشوشو قهر کردم میخواستیم بریم عروسی بهترین دوستم 7تا10 بود به خاطر اینکه برسیم من کلاسمو نرفتم هی بهش میگفتم سریع باش به شوخی میگرفت لفتش میداد همیشه سراینکه من بگم جایی بریم اینطوری میکنه عین گاو نه من شیرده میمونه همه کارمیگنه بایک حف یا حرکت میزنه هما رو خراب میکنه اخرش هم سرهمین گفتم نمیرم خیلی دلم میخواست برم همه بچه های کلاسمون دعوت بودن حرف بد بهم زد منم ناراحت شدم
چی کارکنم دیگه اینگوری نکنه هردفه همین برنامه ست لطفا کمک کنید خانومای با سیاست
خدای مهربون مواظب محمد کوچولومون باش.       مبارک باشه :)
پريسا پست ها : 7087عضویت:1386/11/20
1392/2/22 - 12:44 عصر
خوب نمی خواسته بیاد برا همین اینجوری کرده نباید عصبانی می شدی اینجوری خود شما نرفتین
"شميم" پست ها : 2061عضویت:1390/9/8
1392/2/22 - 12:46 عصر
یه بارم یه جا خودش خواست بره اینجوری قالش بزار کیف کنه- بدون دعوا و اینا با آرامش برنامه شو بهم بزن
دریای آرام پست ها : 7421عضویت:1391/11/23
1392/2/22 - 12:46 عصر
به نظر من الان باهاش آشتی نکن..چون کاری که تو دوست داری انجام نداده...بذار یه کم منت بکشه...خودتو غمگین و غصه دار نشون بده.......خیلی غصه دار......یه کاری کن بفمه خیلی ناراحتی .....بذار اون بیاد منت کشی .بعد تا اومد یه کم بهش بگو غصه خوردی و ناراحتی بعدش آشتی کن
دخترم همه روشنایی خونه ما....عشق و زندگی من بدنیا اومد
فرشته مامان و بابا        مبارک باشه :)
السيا پست ها : 1934عضویت:1389/4/2
1392/2/22 - 12:47 عصر
تجربه زندگی به من میگه هیچ دوستی ارزش این رو نداره که آدم رابطش رو با همسرش خراب کنه همیشه سعی کن با همسرت با احترام کامل رفتارکنی.............
زندگي بدون عشق ومحبت هيچ معنايي پيدا نميكنه
ابر بهار پست ها : 1138عضویت:1391/10/30
1392/2/22 - 12:47 عصر
باید میگفتی که نمیریم عزیزم
بعدشم خودت لباساشو آماده میکردی و می آوردی تا تنش کنه که دیگه اینقدر لفتش نده
خدايا كمكم كن تا عاشقانه ترين نگاه ها را در چشمش بريزم. فروش سرویس خواب و بوفه با قیمت مناسب http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadid=896492&postID=35114770
       مبارک باشه :)
ابر بهار پست ها : 1138عضویت:1391/10/30
1392/2/22 - 12:49 عصر
ببخشید نبایدمیگفتی که نمیریم عزیزم
بعدشم خودت لباساشو آماده میکردی و می آوردی تا تنش کنه که دیگه اینقدر لفتش نده
خدايا كمكم كن تا عاشقانه ترين نگاه ها را در چشمش بريزم. فروش سرویس خواب و بوفه با قیمت مناسب http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadid=896492&postID=35114770
       مبارک باشه :)
السيا پست ها : 1934عضویت:1389/4/2
1392/2/22 - 12:50 عصر
800 تا دوست و رفیق تو محل کار و دانشگاه داشتم ........ هیچکس مثل شوهر آدم نمیتونه خلوت تنهایی های آدمو پر کنه
زندگي بدون عشق ومحبت هيچ معنايي پيدا نميكنه
پريسا پست ها : 7087عضویت:1386/11/20
1392/2/22 - 12:50 عصر
السیا
marjan پست ها : 200عضویت:1388/4/18
1392/2/22 - 12:50 عصر
عزیزم اون باید بیاد منت کشی نه تو
نادعليا مظهر العجائب تجده عونا لك في النوائب كل هم و غم سينجلي بعظمتك يا الله يا الله يا الله و بنبوتك يا محمد يا محمد يا محمد و بولايتك يا علي يا علي يا علي
سما پست ها : 2507عضویت:1391/2/18
1392/2/22 - 12:52 عصر
به نظر من الان باهاش آشتی نکن..چون کاری که تو دوست داری انجام نداده...بذار یه کم منت بکشه...خودتو غمگین و غصه دار نشون بده.......خیلی غصه دار......یه کاری کن بفمه خیلی ناراحتی .....بذار اون بیاد منت کشی .بعد تا اومد یه کم بهش بگو غصه خوردی و ناراحتی بعدش آشتی کن
"شميم" پست ها : 2061عضویت:1390/9/8
1392/2/22 - 12:54 عصر
بچه ها واقعاً سیاست چیه؟ چرا ما ها نداریم؟ من که انقد از دست خودم ناراحتم با این بی سیاستی ام و خنگی ام
نگارجون پست ها : 8887عضویت:1390/2/6
1392/2/22 - 12:57 عصر
جوجو خودتو خیلی خیلی غمگین نشون بده. اصلا بگو گردنم گرفته و خودتو به مریضی بزن. من به جای تو افسوس خوردم آخه جمع دوستانه خیلی خوش می گذره. درسته که هیچ دوستی ارزش قهر با همسر رو نداره ولی همسر هم باید بدونه که به خواسته های به جای خانمش جواب بده.
"شميم" پست ها : 2061عضویت:1390/9/8
1392/2/22 - 12:58 عصر
از دست خودم ناراحتم که چرا از اولش خودمو با خانواده شوهرم صمیمی گرفتم و زیادی باهاشون راحت شدم- البته اونا آدمای خیلی خوبی ان ولی خوب خانواده شوهرن دیگه بالاخره یه حرفایی میشه - دوست داشتم کلاسمو بیشتر حفظ می کردم - خیلی خودمو ساده کردم در مقابلشون- اصلاً به داشته هام نبالیدم- تواضع کردم- زیادی- اونا هم الان مثل یه آدم معمولی با من بر خورد می کنن- یادشون رفته که من چه آدمی هستم و چقدر باید بهم احترام بذارن -
سحر پست ها : 6107عضویت:1391/11/10
1392/2/22 - 12:59 عصر
یکم از خرم یاد بگیر
:) :) :)
       فقط 22 هفته و 5 روز به تولد طاها باقی مونده !
"شميم" پست ها : 2061عضویت:1390/9/8
1392/2/22 - 1:03 عصر
محیا یه وقتایی به خدا حس می کنم خرم خیلی آدم خوبیه- اتفاقاً اون درست زندگی می کنه- نه ماها- وقتی یه چیزی رو میخواد حتماً بدستش میاره- ولی ماها همش گذشت گذشت- کوتاه اومدن-
السيا پست ها : 1934عضویت:1389/4/2
1392/2/22 - 1:07 عصر
عزیزم از من میشنوی هیچوقت واسه چیزی زیادی حرص و ولع نشون نده وگرنه بهش نمیرسی همیشه قبل از انجام هر کاری چیچی میگن سنگاتو وابکن ......... باید قبلش خیلی جدی میگفتی این مهمونی برام خیلی مهمه و ازت خواهش میکنم باهام بیای و موقع آماده شدن خیلی سنگین رفتار میکردی و جایی برا شوخی کردن وپس کشیدن اون نمیزاشتی.........همین
زندگي بدون عشق ومحبت هيچ معنايي پيدا نميكنه
ماه تكه پست ها : 2656عضویت:1391/1/11
1392/2/22 - 1:16 عصر
اون به علاقه تو احترام نگذاشته و حرف بد هم بهت زده حالا تو میگه چطوری اشتی کنم.؟؟؟؟؟من خودم ادمی هستم میگم ادم باید خیلی جاها گذشت کنه و زیر سیبیلی رد کنه ولی برای خودشم باید ارزش قائل باشه.یک جایی باید بهش بفهمونی احترام به سلیقه و شخصیت همدیگه لازمه زندگی زناشوییه
یک خانواده خوشحال چیزی جز یک بهشت زودرس نیست
1   2  
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: