نی نی سایت > تبادل نظر > متفرقه > عمومي > نحوه ي برخورد با هم عروس جديد

موضوع: نحوه ي برخورد با هم عروس جديد + اظهار نظر

1   2  
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
شاينا پست ها : 1200عضویت:1388/9/19
1389/5/17 - 7:55 صبح
اگه كسي نظر يا تجربه اي داره بگه
بارون پست ها : 2600عضویت:1389/5/17
1389/5/17 - 8:00 صبح
فقط هر طوري برخورد ميكنيد مثل مامارين نباشين (شوخي)

عزيزم هميشه برخورد اوله كه شخصيت آدم و مشخص ميكنه

يا به دلت ميشه و هميشه دوسش داري يا برعكس ميشه

من تازه 2 ماه بود كه با همسرم عقد كرده بودم رفتيم خونه دائي همسرم

2تادختر دائي داره كه ازدواج نكردن البته سنشون خيلي بيشتر از همسرمه

انقدر تو برخورد اول با من بد برخورد كردن كه بعد از اون هرچي خواستن جبران كنن

من ديگه نتونستم قبولشون كنم

من خودم هرچقدر هم از كسي بدم بياد سعي ميكنم تو برخورد اول هميشه

باهاش مهربون باشم و احترامشو نگه دارم
بارون پست ها : 2600عضویت:1389/5/17
1389/5/17 - 8:01 صبح
حالا خودت تازه عروسي يا

تازه عروس اومده تو خانوادتون
آسمان آبي پست ها : 628عضویت:1389/1/10
1389/5/17 - 8:20 صبح
من هم يه هم عروس دارم كه اول خيلي با هم خوب شروع كرديم ولي بعد فهميدم كه مياد پيش من و شروع به حرف زدن ميكنه و ميره پيش خانواده شوهرك حتي حرفهاي خودشو هم ميگذاره گردن من و بهشون ميگه من هم باهاش قطع رابطه كردم
مهدیه جان عزیزم دوست خوبم دلم برات تنگ شده منم ریحانه دوست دوران راهنمایی . هرجایی دنبالت میگردم. امیدوارم که یه روزی ببینمت و همیشه سلامت باشی.
آسمان آبي پست ها : 628عضویت:1389/1/10
1389/5/17 - 8:22 صبح
شوهرك منظورم شوهرم بود اشتباهي تايپ شد
مهدیه جان عزیزم دوست خوبم دلم برات تنگ شده منم ریحانه دوست دوران راهنمایی . هرجایی دنبالت میگردم. امیدوارم که یه روزی ببینمت و همیشه سلامت باشی.
شاينا پست ها : 1200عضویت:1388/9/19
1389/5/17 - 8:28 صبح
نه من سه ساله كه عروس هستم! يه هم عروس جديد وارد خانواده شده.مي خوام يه جوري برخورد كنم كه نه بي احترامي كرده باشم نه اينكه بعدا پشيمون بشم از اينكه از همون اول باهاش صميمي بشم
شاينا پست ها : 1200عضویت:1388/9/19
1389/5/17 - 8:31 صبح
آيا از همون اول بشينم پيشش و شروع به گپ و گفت كنيم؟ بگم و بخندم؟و كلا صميمي بشم؟((( با توجه به اينكه خانواده شوهر از ازدواج اونها راضي نبودن )))
ساني پست ها : 2عضویت:1387/12/21
1389/5/17 - 8:34 صبح
من دو تا هم عروس دارم
بهترين راه اينه كه باهاش معمولي باشه
احترام بينتون باشه ولي صميمي نباشين چون بعدا مثل من ضربه اشو رو ميخوري
اصلا حرفي از مادرشوهر و پدر شوهر با هم نزنين
چون تجربه نشون داده بعدا اتفاق هاي بدي ممكنه رخ بده
Pegah پست ها : 6595عضویت:1387/10/26
1389/5/17 - 8:36 صبح
هم عروس چيه؟ همون جاري ميشه؟
ملتي که کتاب نميخواند..... بايد تمام تاريخ را تجربه کند ...
شاينا پست ها : 1200عضویت:1388/9/19
1389/5/17 - 8:42 صبح
اره همون جاريه!
سالومه پست ها : 12029عضویت:1388/9/14
1389/5/17 - 8:48 صبح
مهربون و خوشرو. و اينكه فوري همه حرفهاي خصوصي و گلگي هاي خودت از خانواده وشهر رو نريزي رو دايره
و البته حرفهاي اونم نبري به بقيه برسوني
اينجوري هميشه محترم مي موني
من هم دو ساله كه جاري دار شدم
زندگی زیباست ای زیبا پسند ....
مينا پست ها : 12عضویت:1389/5/16
1389/5/17 - 8:52 صبح
ببين من يه جاري دارم خيلي فرصت طلبه .......... راجع به خصوصي ترين مسائل از من مي پرسه ولي خيلي مارمولكه منم جديدا تصميم گرتفم زياد باهاش قاطي نشم ..... ما رسممونه واسه تولد همديگه كادو مي گيريم حتي شده يه چيز كوچيك برادر شوهرم هميشه وقتي مجرد بودم واسه من مي گرفت حالا با اينكه ما كلي كادو ازدواج شاباش عيدي پاگشا هرجا بريم سوغاتي و اينا داديم ...................... چند وقت پيش همه به من كادو تولد دادن ايشنون هم با وقاحت فقط گفتن مباركه همين اين درحاليه كه يكماه پيش تولد بردادر همسرم بود و ما حدود 20 هزارتومان كادو گرفتيم ماه ديگه تولد جاريمه از يه طرف مي گم كادو ندم از يه طرف مي گم دوست ندارم مثل بچه ها سريع تلافي كنم كاش بازم بگيرم تا شرمنده بشه
شاينا پست ها : 1200عضویت:1388/9/19
1389/5/17 - 9:01 صبح
هم عروس همون جاريه ديگه.
شاينا پست ها : 1200عضویت:1388/9/19
1389/5/17 - 9:06 صبح
مينا به نظر من يه كادو بگير هرچند يه چيز كوچك.اينجور بزرگي خودت رو نشون دادي.
شاينا پست ها : 1200عضویت:1388/9/19
1389/5/17 - 9:09 صبح
اگه هم عروس شما( جاري) مورد قبول خانواده ي شوهر نبود و اونها به اجبار موافقت كرده بودن چي؟ ما سه تا جاري هستيم.جاري بزرگ كه اصلا حتي به عروس جديد سلام هم نكرد.نمي دونم چرا.اما من دلم نيومد.آخه تو جشن عقد هيچكي به عروس محل نمي زاشت.حتي كسي نرفت بهش تبريك بگه.اما من رفتم.باهاش دست دادم و سلام و احوال پرسي كردم و تبريك گفتم.نمي دونم كار بدي كردم يا نه.اما در كل مي خوام بدونم بايد با يه تازه وارد! چطور برخورد كرد.مرسي از راهنمايي هاتون
سالومه پست ها : 12029عضویت:1388/9/14
1389/5/17 - 9:21 صبح
شاينا جان كار خيلي خوبي كردين.من 15 ساله متاهلم و روابطم با خانواده وشهر عاليه. اينم از الگو برداري از مادرم دارم كه اونم تو خانواده شوهر بسيار عالي و محبوبه
به هيچ عنوان خودتونو قاطي دعوا هاي فاميلي نكنيد. نميگم خيلي باهاش صميمي بشيد اما رفتار خوب و محترمانه داشته باشيد اينكه خانواده شوهر به اجبار با ازدواج اونا موافقت كردند ربطي به شما نداره. خلاصه كارتون خيلي هم خوب بوده
زندگی زیباست ای زیبا پسند ....
(مامان ببر گرسنه)bobbin پست ها : 2004عضویت:1388/10/15
1389/5/17 - 9:35 صبح
بزرگترين تجربه زندگي من:
با فاميل شوهر خاكي و لوطي نباش .
مودب . گرم باش و شديدا فاصله تو حفظ كن. اصلا شكست نفسي نكن.(جاذبه و دافعه با هم)
متاسفانه من فقط جاذبه داشتم.هميشه برتري هاتو تو پس زمينه ذهنت حفظ كن.
زياد شوخي نكن.نه فقط با جاري بلكه با همه آدم شوهرا
آسمان آبي پست ها : 628عضویت:1389/1/10
1389/5/17 - 10:03 صبح
به نظر من نبايد براش كلاس بذاري اما قاطي هم نبايد باهاش بشي اگه چيزي ازت پرسيد جوابشو بده اما خودت سر حرف رو باهاش باز نكن بزار بگن كه كلاس ميگذاره اما بعد برات مشكل پيش نياد من كه با قاطي شدن فقط ضرر كردم. به خدا اون مي اومد با هام شروع به حرف زدن مي كرد هزار تا خرف ميزن پشت سر شوهرش گرفته تا مادر شوهر و خواهر شوه رو ... اگه او هزار تا حرف ميزن من يك حرف از دهنم مي پريد همون و با هزار تاي ديگه ميگذاشت گردن من و به خاطر اين كه خودشو عزيز كنه به مادر شوهرم مي گفت البته اين رو هم بگم خانواده شوهر من هم با ازدواج برادر شوهرم و هم عروسم راضي نبودن. بعد از 4 سال دوستي و جنگ تونستن به هم ازدواج كنن اما فاصله عقد من و اون 2 روز بود (من عروس بزرگم)
مهدیه جان عزیزم دوست خوبم دلم برات تنگ شده منم ریحانه دوست دوران راهنمایی . هرجایی دنبالت میگردم. امیدوارم که یه روزی ببینمت و همیشه سلامت باشی.
مهراوه پست ها : 4215عضویت:1388/2/2
1389/5/17 - 10:11 صبح
مثل هر آدم جديدي كه مي بيني باش...محترمانه برخورد كن ولي خيلي هم گرم نگير ...خودت باش و به اينكه خانواده ي همسرت نمي خواستنش فكر نكن چون اين مسئله به مرور زمان حل مي شه ولي تصوير تو در ذهن جاريت هميشه خراب مي مونه ...تو با هاش مثل هر آدم جديد باش...
اركيده پست ها : 303عضویت:1389/5/11
1389/5/17 - 10:20 صبح
از من ميشنوي هيچوقت پيش جاريت بد گويي خونواده شوهرتو نكن هر وقت هم خودش خواست بدگويي كنه بگو من از غيبت اصلا خوشم نمياد
1   2  
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: