نی نی سایت > تبادل نظر > دوران بارداري > زايمان و تولد نوزاد > بيمارستان عرفان يا پارسيان؟

موضوع: بيمارستان عرفان يا پارسيان؟ + اظهار نظر

1   2  
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
مريم پست ها : 4عضویت:1389/12/18
1389/12/20 - 9:03 عصر
فريبا جان بيمارستان پارسيان پزشكي به اسم دكتر فاطمه مهديزاده اومده كه معركه هست
من هيجدهم همين ماه زايمان داشتم بسيار عالي و كم هزينه
از زيرميزي و ايناهم خبري نبود و خيليم مهربون
فقط روزهاي چهارشنبه تو درمانگاه پارسيام هستش
بسيار بانجربه و عالي بود
البته خانم صفارزاده از منم 1200زير ميزي خواست براي همين زايمانمو تو پارسيان انجام دادم وخيليم راضيم
مريم پست ها : 4عضویت:1389/12/18
1389/12/20 - 9:06 عصر
فريبا جان بيمارستان پارسيان پزشكي به اسم دكتر فاطمه مهديزاده اومده كه معركه هست
من هيجدهم همين ماه زايمان داشتم بسيار عالي و كم هزينه
از زيرميزي و ايناهم خبري نبود و خيليم مهربون
فقط روزهاي چهارشنبه تو درمانگاه پارسيام هستش
بسيار بانجربه و عالي بود
البته خانم صفارزاده از منم 1200زير ميزي خواست براي همين زايمانمو تو پارسيان انجام دادم وخيليم راضيم
مريم پست ها : 4عضویت:1389/12/18
1389/12/20 - 9:08 عصر
خانم صفار زاده خيلي خيلي پولكيه
وچون اسمش در اومده زياد هم ديگه تو كارش توجه نداره
دكتر فاطمه مهديزاده كه متاسفانه اخرين فرصتها پيداش كردم واقعا عاليه
خودشم با توجه به سن وسالش و تجربش فقط هفته اي يك روز مياد درمانكاه پارسيان
حتي مطب خصوصي هم نميرن
ناني پست ها : 133عضویت:1388/4/9
1390/1/28 - 11:14 صبح
با سلام خدمت دوستان عزيزم
خداوند سال پيش به من نعمت مادر شدن را اعطا كرد. بدليل اينكه دو سال هست عضو اين سايت خوب هستم و واقعا دلم براي نوگلهايي كه خداوند به دست ما سپرده مي سوزه، با نيت خير و با تاكيد بر اينكه خود من درستي يا نادرستي آن را تحقيق نكرده ام، بر خودم لازم دانستم ايميلي را كه امروز دريافت كردم براي شما در اينجا مطرح كنم. اميدوارم مامانهاي خوب آينده با بررسي دقيق تر صحت و يا سقم مسئله تصميم مناسب را بگيرند.

ايميل ارسالي:

>>ممكن است كمي از وقت با ارزشتان را بگيرد ولي ارزشش را دارد:
>>داستان از اين قرار است كه حدود دو سال پيش يكي از همكاران من براي زايمان به
>>بيمارستان عرفان رفت. و به سلامت نوزاد خود را به دنيا آورد. ولي قضيه به همين جا
>>ختم نشد...
>>
>>به قطعيت مي توانم ادعا كنم كه اكثر خانمهاي باردار وسواس بسيار زيادي در انتخاب
>>دكتر زنان خود دارند و آنقدر در اين خصوص جستجو ميكنند تا در نهايت به يك پزشك
>>اعتماد كرده و او را انتخاب كنند. اين امر موجب ميشود كه به ميزان اهميت
>>بيمارستاني كه قرار است در آن زايمان كنند و از آن مهمتر پزشك كودكي كه قرار است
>>كودكشان را درست پس از تولد در آن بيمارستان معاينه كند خيلي توجه نكنند. در حقيقت
>>از آنجاييكه سزارين در كشور ما بسيار رايج گرديده است ، بيشتر توجه خانوادههايي كه
>>قرار است كودكي بدنيا بياورند بر روي اين نكته است كه جراح متخصص زنان و زايمان
>>ماهري را پيدا كنند. دليل اين موضوع هم با يك جستجوي ساده در اينترنت پيداست :"
>>سزارين يكي از 5 جراحي پر ريسك دنياست"
>>
>>خب روي اين موضوع نمي خواهم خيلي تكيه كنم، بالاخر ه برخي از زايمانها مثل زايمان
>>خودم به طبيعي ختم نميشود و مادر ناچار است براي نجات جان كودك و صد البته خودش،
>>تن به سزارين دهد. در اينجا مي خواهم به موضوع اهميت انتخاب بيمارستان و از آن
>>مهمتر پزشك كودك بپردازم. چيزي كه ممكن است اين سوال را در ذهنتان ايجاد كند كه
>>"پزشك كودك چه اهميتي دارد؟؟؟؟"
>>حالا به ادامه داستان ميپردازم....
>>دوستم پس از زايمان كودك هفت ماهه خود با تشخيص پزشك كودكبيمارستان عرفان به نام
>>خانم دكتر حاجي ابراهيم تهراني، كه خانمي با ظاهر چادري و محجبه است (منظورم ظاهري
>>است كه ما ايرانيها به عنوان مظهر مؤمن ميشناسيم)، در ان آي سي يو بستري شد. مدت
>>بستري اين كودك بيش از دو ماه طول كشيد و در طول اين مدت هر بار يك عيب و ايراد و
>>مرض به بچه اضافه ميشد. البته قبل از بستري كردن كودك شغل پدر و نوع بيمه درماني
>>خانواده توسط پزشك كودك اين بيمارستان پرسيده مي ‎ شد و بعد از آن سيل بيماريها بود
>>كه به نوزاد خانواده نسبت داده ميشد. و در شرايطي كه پدر و مادر كمرشان از
>>هزينههاي بيمارستان شبي 1.5 ميليون ان آي سي يو خم ميشد و درخواست دريافت شرح حال
>>كودكشان را از بيمارستان ميكردند تا او را به بيمارستان دولتي با شبي 15000 تومان
>>انتقال دهند كودك به طور معجزه آسايي بهبود مي ‎ يافت و چند روز بعد از دستگاه خارج
>>شده و سپس مرخص ميگشت. به گفته دوست من كه نوزادش را اواخر سال بدنيا آورده بود و
>>ناچار شده بود او را تا اواخر فروردين سال بعد در بيمارستان و زير دستگاه نگه دارد
>>و سال نوي تلخي را گذرانده بود، اين پزشك هر روز تعداد نوزاداني كه در دستگاه ان آي
>>سي يو بستري بودند را چك ميكرد و با يك مقايسه تلفني با ساير بيمارستانها به ساير
>>همكاران زير دست خود خرده ميگرفت كه چرا بايد بيمارستانهاي ديگر نوزادان بيشتري
>>در دستگاه داشته باشند ولي ما نه؟؟!!!!
>>و اين اخبار از دهان پرستاراني كه ديگر تاب رفتارهاي غير پزشكي بلكه پولدوستانه
>>ايشان را نداشتند به گوش خانوادهها ميرسيد. البته تا آن موقع كه وجدان زير خاكستر
>>وجودي اين انسانها برانگيخته شود، چه هزينههاي كلاني را خانوادهها نپرداخته بودند
>>و چقدر پول تو جيب بيمارستان نرفته بود.
>>
>>واقعه دردناكي كه باعث شد دست به قلم ببرم و اين متن را بنويسم اين بود كه اين
>>موضوع هنوز تمام نشده است. و بدون شك دليل آن اين است كه اين خانوادههاي تيغ خورده
>>همينكه كودكشان از بيمارستان مرخص شده فرار كردهاند و ديگر پشت سرشان را نگاه
>>نكردهاند و آنقدر خدا را شكر كردهاند كه بچهشان سالم است كه نگو و نپرس. همين
>>امسال، دو ماه پيش يكي ديگر از دوستان من دوقلوي خود را در اين بيمارستان بدنيا
>>آورد و با تشخيص پزشك پولدوست خانم تهراني در همين چاه افتادند.
>>
>>بماندكه چقدر تن و بدن اين پدر و مادر لرزيد و چند تا بيماري براي بچههايشان تشخيص
>>داده شد. قبل از تمام اين تشخيصات هم اول شغل پدر و بعد نوع بيمه درماني آنها بررسي
>>شد. پدر اين خانواده برايمان تعريف ميكرد كه چقدر از شنيدن اين سوال تعجب كرده است
>>و در نهايت صداقت هم پاسخ داده است. جالب توجه اين است كه همزمان با دوست من، خانم
>>ديگري نيز در بيمارستان دوقلو بدنيا آورده بود كه شغل پدرش بازاري بود (يعني عجب
>>طعمهاي!!!) ولي درايت اين خانواده آنها را از دام اين پزشك عنكبوت صفت نجات داد.
>>درست هنگامي كه پزشك براي اين دوقلوها تشخيص داد كه مشكل آب مغزي دارند و بايد
>>جراحي شوند، بلافاصله پدر خانواده درخواست شرح پزشكي كرده و بچه را از بيمارستان
>>بيرون آورد، البته با تهديد بيمارستان برگههاي رضايت شخصي را امضا كرد و همه چيز
>>را بجان خريد و بلافاصله با پزشكان ديگر و بيمارستان هاي ديگر مشورت كرد و نتيجه
>>آزمايشات جديد كاملاً مشخص بود، دوقلوها كاملاً سالم بودند.آنها به سلامت به
>>خانهشان برگشتند و زندگي شيرين و جديدشان را شروع كردند.
>>
>>ولي دوستان من كه هنوز هم يكي از نوازادانشان در بيمارستان عرفان بستري است، در دام
>>اين عنكبوت افتادند. البته آنها هم وقتي پزشك تشخيص داد كه بايد قلب هر دو كودك
>>جراحي شود، درخواست شرح پزشكي كردند تا بچهها را به بيمارستان دولتي انتقال دهند و
>>البته در اين مسير با مدير بيمارستان هم مشاجره كردند. و در كمال تعجب روز بعد
>>مشاهده كردند كه هر دو كودك از ان آي سي يو به بخش منتقل شدهاند و ميزان زردي شان
>>كه تا به آن روز از 12 پايينتر نيامده بود ناگهان به 3 رسيد. و درست همان روز يكي
>>از نوزادان مرخص شد.
>>با اين بذر پاشي كه هدفشان جلب اعتماد بود موفق شدند تا نوزاد ديگر را همچنان در
>>بيمارستان نگه دارند و تا مي توانند آنها را به اصطلاح تيغ بزنند. ميدانيد صحبت از
>>چه مبلغي است 21ميليون تومان.... و آن هم فقط براي طمع اين پزشك و نه بخاطر اينكه
>>واقعاً آنها مريض باشند. خانم تهراني عنكبوت صفت كه لياقت پيشوند دكتر را ندارد با
>>استفاده از الفاظ و لقاط سلنبه و قلنبه پزشكي خانوادهها را فريب ميدهد و ما هم كه
>>از علم پزشكي بيخبريم فكر ميكنيم واقعاً خبري است.
>>
>>درحاليكه پدر اين خانواده به ما ميگفت كه دليل بستري كردن كودكشان اين است كه كودك
>>شير بالا ميآورد. من رشتهام پزشكي نيست بلكه فقط يك مادرم كه خيلي در خصوص
>>تشخيصهاي پزشكي و داروهايي كه براي خانوادهام تجويز ميشود تحقيق و مطالعه ميكنم.
>>و اين را ميدانم كه شير بالا آوردن يكي از مشكلات بسيار بسيار رايج در نوزادان است
>>كه به اين خاطر نوزادان را بستري نميكنند.
>>
>>همسرم هربار پاي درد و دل دوستانمان مينشيند مي گويد: " اميدوارم نتيجه اين خيانتش
>>به اعتماد خانوادهها را در همين دنيا ببيند و هرگز هم تمام نشود."
>>و البته من هم اميدوارم و بيشتر از اين اميدوارم كه خانوادههايي كه از در دام اين
>>عنكبوت افتادهاند و يا از دام آن رهانيدهاند تجربيات خود را به اين متن افزوده و
>>به همه اطلاع رسانيكنن
باربا ماما پست ها : 301عضویت:1391/7/26
1392/3/7 - 12:23 عصر
نظرتون در مورد بیمارستان عرفان چیه دوستان؟ پست بالا صحت داره یعنی واقعا؟
دلشاد پست ها : 5744عضویت:1390/8/21
1392/7/1 - 12:54 عصر
حجتی عالیه.
انسان ها در دو صورت چهره واقعی خودشان را نشان می دهند: اول آنکه بدانند کامل به خواسته هایشان رسیده اند یا اینکه بدانند هرگز به خواسته هایشان نمی رسند!!
1   2  
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: