نی نی سایت > تبادل نظر > فروشگاههای نی نی سایت > انباری! > ****از دست دادن کسی که زندگی ام را به من برگرداند ******

موضوع: ****از دست دادن کسی که زندگی ام را به من برگرداند ****** + اظهار نظر

1   2  
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
ياسمنگولا پست ها : 4056عضویت:1390/11/30
1391/10/28 - 7:26 عصر
حتماً خبر فوت دکتر سید امیر میر باقری و شندید....

از روزی که شندیم دارم روانی میشم ....

شما ریز قضیه رو میدونید ؟ برای چی رفته بودن دزفول ؟ چرا این سرمایه ها توی یه خونه کوچیک بودن ؟ چرا نرفتن توی هتل ؟ آ خه چرا ؟ مگه دانشکده پزشکی جایی واسه اسکان دکترای حاذقی مثل این 3 تا نداشته که اینها کف زمین کنار بخاری بخوابند .....؟

من بعد از خدا سلامتی و زنده بودن شوهرمو مدیون این عزیز از دست رفته میدونم

لطفاً برای شادی روحشون 3 تا صلوات بفرستید ..... جای دوری نمیره
نگاهت با نگاهم کرد برخورد .....خدا مرگت بده حالم بهم خورد
پارادايس پست ها : 384عضویت:1391/5/4
1391/10/28 - 7:30 عصر
jarian chie?
man ferestadam
پرنسس ايراني پست ها : 1671عضویت:1388/11/30
1391/10/28 - 7:32 عصر
به نظر من كه كاسه اي زير نيم كاسه بوده.... زير ابشونو زدن متاسفانه.... چرا ازين گاز گرفتگيها واسه ملا ها اتفاق نميفته؟؟؟؟
بنظر من كه خيلي مشكوكه... واقعا متاسفم
پريسا پست ها : 6427عضویت:1386/11/20
1391/10/28 - 7:32 عصر
بله منم دیده بودمشون وافعا یکی از بهترین های ایران بودن
فاطوشکا پست ها : 4637عضویت:1391/1/31
1391/10/28 - 7:36 عصر
خدا رحمتشون کنه
ياسمنگولا پست ها : 4056عضویت:1390/11/30
1391/10/28 - 7:38 عصر
پارادایس جون چی ؟ ....


بر اثر گاز گرفتگی .... 3 تا برادر که هر سه تاشون دکتر بودن خیلی راحت از دست رفتند .....

دکترایی که فقط دکتر نبودند ....

ناجی مرگ یه جوان تاز ه داماد بودند که دکترای اصفهان با آزمایش اشتباه و تشخیص اشتباه و دارو اشتباه 7 ماه داشتند شوهر منو میکشتند و اون با یه آزمایش مجدد همه چی و عوض کرد .... و من الان در کنار همون کسی که گفتند روز های آخرشه الان دارم 7 سال زندگی میکنم با یه دختر 2 ساله ......

نگاهت با نگاهم کرد برخورد .....خدا مرگت بده حالم بهم خورد
پارادايس پست ها : 384عضویت:1391/5/4
1391/10/28 - 7:40 عصر
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ،هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود ، صحنه پیوسته به جاست ،خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.یادشان گرامی و روحشان قرین رحمت الهی باد
عشق ايران پست ها : 2340عضویت:1390/7/27
1391/10/28 - 7:41 عصر
عزیزم من وقتی خبر فوت ایشون رو شنیدم واقعا اشک ریختم .. خدا بیامرزه .....
عسل بانو پست ها : 2239عضویت:1389/9/2
1391/10/28 - 7:43 عصر
مررررررررسی پارادایس ..........خیلی قشنگه این نت
براي دخترم ... اين روزا هرکس گفت : دوستت دارم. نپرس چقدر ؟؟بگو دقيق تا کي...؟؟
       فقط 21 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !
عشق ايران پست ها : 2340عضویت:1390/7/27
1391/10/28 - 7:44 عصر
واقعا جیگرم کباب شد .. من هم شوهرم مریض ایشون بود ... واقعا کارشون چیزی از معجزه حداقل برای ما کم نداشت .....
عشق ايران پست ها : 2340عضویت:1390/7/27
1391/10/28 - 7:45 عصر
صاحب تاپیک مرسی‌ که تاپیک زدین...
پارادايس پست ها : 384عضویت:1391/5/4
1391/10/28 - 7:49 عصر
ممنون که اطلاع رسانی کردین عزیز
ياسمنگولا پست ها : 4056عضویت:1390/11/30
1391/10/28 - 7:52 عصر
تا تو مطبش وارد میشدی انگار یکی از فامیل های درجه یکشون وارد شدند جلوی پای ما بلند میشدند و دست میدادند باا شوهرم و کلی احوال پرسی

اولین باری که رفتیم پیشش ... گفت چقدر وقته عروسی کردین گفتیم 7 ماهه گفت بچه دارین ..؟ گفتیم نه ( منظورش این بود که حامله ام یا نه ؟) به من گفت با خوردن این دارو هایی که مصرف میکنه حالا حالا شانس بچه دار شدن و ندارین یعنی خیلی کمه ... ( من اون موقع فقط برگشت سلامتی به شوهرم برام مهم بود ) خدا رو شکر بعد از 3 سال شوهرم خیلی کم قرص میخورد و کم کم اثر دارو ها از بدنش بیرون رفته بود و من باردار شدم .
اولین بار که با دخترم رفتیم هیچ وقت یادم نمیره .... دخترم 1 ساله اش نشده بود

جلوی پای من بلند شد و کلی خدا رو شکر کرد و از من هم کلی معذرت خواهی کرد و گفت شما باید منو حلال کنید من اون موقع خیلی دل شما رو شکوندم میدونم ولی خدا بهم نشون داد که تو ( یعنی خودشون ) کاره ایی نیستی این منم که اگه بخوام کسی و میبرم اگه بخوام هم یه فرشته مثل این کوچولوی شما به کسی که تو نا امیدش کردی میدم .......


دارم دیوونه میشم من


نگاهت با نگاهم کرد برخورد .....خدا مرگت بده حالم بهم خورد
ياسمنگولا پست ها : 4056عضویت:1390/11/30
1391/10/28 - 7:54 عصر
من معجزه رو با چشم های خودم دیدم ....

دکتر سید امیر میر باقری معجزه ایی از طرف خدا بود که ما الان ازش محروم شدیم .....

نگاهت با نگاهم کرد برخورد .....خدا مرگت بده حالم بهم خورد
شـــاداب پست ها : 19230عضویت:1391/3/29
1391/10/28 - 7:54 عصر
خدا ادمای خوب رو زود میبره
خدا هست هنوز...!
عشق ايران پست ها : 2340عضویت:1390/7/27
1391/10/28 - 7:56 عصر
یاسمنگولا به خدا گریه‌ام گرفت ....... حق داری ایشون واقعا یکی‌ از فرشته‌های خدا بودند روی زمین
ياسمنگولا پست ها : 4056عضویت:1390/11/30
1391/10/28 - 7:57 عصر
مادر عروس عموم هم یکی از بیماراش بود الان 3 روزه بیمارستان بستریه ...... از وقتی فهمیده شوک بدی بهش وارد شده ..
نگاهت با نگاهم کرد برخورد .....خدا مرگت بده حالم بهم خورد
ستاره آرزوها پست ها : 1231عضویت:1391/8/10
1391/10/28 - 8:00 عصر
اخییییی....حیف که من نمی شناختمشون....بعضی ها فرشته های خدا رو زمین هستن....
در هياهوي زندگي دريافتم: چه دويدن هايي که فقط پاهايم را از من گرفت. چه غصه هايي که فقط سپيدي موهايم را حاصل شد، در حاليکه قصه اي کودکانه بيش نبود. دريافتم:خدايي هست که اگر بخواهد مي شود وگرنه نمي شود...به همين سادگي
ياسمنگولا پست ها : 4056عضویت:1390/11/30
1391/10/28 - 8:06 عصر
3 تا صلوات یادتون نره
نگاهت با نگاهم کرد برخورد .....خدا مرگت بده حالم بهم خورد
ماني*** پست ها : 1588عضویت:1390/8/29
1391/10/28 - 8:10 عصر
زندگی دفتری از خاطره هاست....یکنفر در دل شب، یکنفر در دل خاک...یکنفر همدم خوشبختی هاست...
یکنفر همسفر سختی هاست...چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد...ما همه همسفرو رهگذریم..
آنچه باقیییییییییییییییست فقط "خوبیهاست"


روحشون شاد... دلمون آرام
در تمام رنجهايي كه مي بريم .صبر اوج احترام به حكمت خداوند است
1   2  
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: