موضوع: مامانای ناز فروردین 92 + اظهار نظر

صفحه 64 از 144 اول قبلی  59   60   61   62   63   64   65   66   67   68   69  بعدی آخر صفحه
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
مامان مهربون پست ها : 802عضویت:1391/5/17
1392/3/17 - 8:50 عصر
سلام مامانا!!
وای میناجون نیکی هم بعضی از علائم رو چندروزه داره!! در طول روز شاید یکساعت پشت سرهم نمیخوابه! جدیدا با گریه یعنی یه جیغ کوچیک از خواب میپره!! همه میگن داره خواب میبینه!! مدام دلش میخواد توی بغل باشه!! همه میگن بغلیش کردی بچه ارو!! گردن میگیره و گاهی محکم سرشو میکوبونه به سر شونه ام و از دردش گریه میکنه!!
باور کن از کت و کول افتادم از بس توی بغلم هست!! ولی شیرخوردنش بد نیست ولی خیلی شیر بالا میاره مدام در حال شستن ملافه بالشش هستم از بس شیر بالا میاره
کلی زحمت میکشم شیر بخوره بعد اینقدر زور میزنه تا همش قلپ قلپ از دهنش میاد بیرون
مامان مهربون پست ها : 802عضویت:1391/5/17
1392/3/17 - 8:52 عصر
البته من شیر اصلا نمیخورم چون نفاخ هست و دلش خیلی درد میگرفت و پی پی نمیکرد. ولی دوغ و ماست میخورم.
جدیدا هم ایستک میخورم خیلی یعنی ممکن هست به خاطر خوردن ایستک باشه!!
مامان مهربون پست ها : 802عضویت:1391/5/17
1392/3/17 - 8:55 عصر
میناجون خوشحال شدم که مشکل پسرت حل شد. جدی این دکترا به هیچ دردی نمیخورن از هر 100 نفرشون یکیشون حالیش میشه.
من خودم الان از 40 ام تا الان همش دستم به لک بینی، خونریزی بند هست چندتا دکتر رفتم هرکسی یه دارو میده بند نمیاد الان دیگه داره 60 روز از زایمانم میگذره و تمومی نداره تازه وقتی پیاده روی میکنم یا جنب و جوشم زیاد میشه که دوبرابر میشه.اصلا افسرده شدم دیگه
MiNa پست ها : 1017عضویت:1391/5/26
1392/3/17 - 10:11 عصر
مرسی دوستای گلم انشالله همیشه بچه هامون سالم سلامت باشن و هیچ ناراحتی واسه هیچ کدوممون پیش نیاد الهی امین

سارا جان واقعا خودم خیلی لاغر شدم توی حاملگی17 کیلو اضافه کردم الان یک کیلو از اون وزن مونده که فکر کنم سینه هام باشه بخاطره شیر دهی!

مامان مهربون جان اگه وزنه نیکی خوبه و نرمال رشد میکنه مشکلی نداره اما حالتهاش خیلی شبیه بردیاست بردیا هم از 20 روزگیش گردن میگرفت که دکتر گفت اینا از درده و بخاطره اینکه تمام سیستم گوارشش درد میکنه گردنش محکم میگیره یهویی میکوبه به بدنه من و گریه میکنه روزها هم 10 دقیقه میخوابید 1 ساعت بیدار بود 5 دقیقه میخوابید نیم ساعت بیدار بود وقتی هم بیدار بود نق نق میکرد یا جیغ میکشید دستهاش سفت مشت میکرد جوری که توی خوابم نمیشد مشتش باز کنم تا ناخنهاش بگیرم بمیرم بچم چقدر این مدت درد میکشید و من نمیفهمیدم وقتی بهش شیر میدادم همه رو تو دهنش نگه میداشت وقتی بلندش میکردم تا اروغش بگیرم همه رو میریخت بیرون انگار قورتشون نمیداد بالشش همیشه خیس بود بزاقه دهنش زیاد بود که حتی من فکر میکردم میخاد دندون در بیاره!!!! اما زیاد بالا نمیاورد همشم دوست داره تو بغل باشه منم دستام خیلی درد میکنه حتی چندین ساعت جلوی تی وی وایستاده نگهش میداشتم چون فقط تو این حالت ساکت بود دکترش گفت چون اسید معدش میاد توی مری بخاطر سوزش زیاد یهویی جیغ میزد و از خواب بیدار میشد و بخاطر برگشت اسید معدش دوست داره ایستاده و عمود بغلش کنم همش دوست داره توی بغل باشه چون اینطوری درد و سوزش معدش کمتره
الانم کامل خوب نشده اما خیلی از قبل بهتره
واقعا خیلی از دکترا باید مطبشون تخته کنن چون هیچی سرشون نمیشه و داروهای الکی به خورده بچه ها میدن تموم دکترایی که رفتم متخصص یا فوقه تخصص نوزادان بودن اما چی بگم که دلم پره...
MiNa پست ها : 1017عضویت:1391/5/26
1392/3/17 - 10:14 عصر
اصلا هم چیزی به عنوان بغلی شدن توی بچه ها نیست همیشه یه مشکلی هست که دوست دارن بغلشون کنیم اینو دکتر گفت
گلنار پست ها : 664عضویت:1390/3/29
1392/3/17 - 11:41 عصر
سلام به همه
خوبید بچه‌ها؟ نی‌نی‌های گلتون خوبن؟

وای مینا خیلی سختی کشیدی. واقعا چه خوب شد بالاخره فهمیدی بردیا مشکلش چیه و این عذاب کشیدن بیشتر از این طول نکشید.

من این چند روز نبودم چون در کمال پررویی رفتم مسافرت. روز دوم مسافرت فرهاد خوابش به هم ریخت و هم من و هم خودش اذیت شدیم. ولی در کل بد نبود.

راضیه جون مرسی از راهنمایی به خاطر آروغ. وقتی توی خواب آروغش رو نمیگیرم انگاری همش آب دهن زیاد داره و هی توی قورت دادنش مشکل داره. البته تا به حال مشکل جدی پیش نیاورده فقط من احساس می‌کنم این قضیه باعث می‌شه خوابش کاملا راحت نباشه. شکر خدا مشکل دیگه‌ای با پسرم ندارم.

این نوزادها واقعا موجودات عجیب غریبی هستن. این چند وقته یه ویروسی افتاده بود به جون همه اعضای خانواده. منم گرفتم. شوهرم هم گرفت. پسرک هم گرفت اما از بقیه کمتر اذیت شد. فقط مدفوعش آبکی شده بود. البته من دقت کردم دیدم آب بدنش کم نشده و ادرارش هم مثل قبله. در نتیجه جای نگرانی نبود. بعد از ۵ ۶ روز مدفوعش هم برگشت به حالت قبل. توی این مدت هم هیچ علامت مریضی نداشت. بدنش با مریضی مقابله کرده بود و تونسته بود بهش غلبه کنه.

مامان مهربون من روز سی ام نزدیکی داشتم. خیلی اذبت نشدم. چون خشک نبود محیط. یک بار هم بعد از اون راحت بود. ولی بار سوم محیط خشک بود و اذیت کننده بود و نهایتا منصرف شدیم. فکر کنم همین چرب کردن خیلی کمک کنه.


در مورد دفعات عوض کردن: پسر من تقریبا روزی ۵ یا ۶ تا پوشک مصرف می‌کنه. نظم داره کارش. یعنی اینکه بیدار می‌شه شیر می‌خوره یه کم در و دیوار رو نگاه می‌کنه و بازی می‌کنه. بعد شکمش کار می‌کنه و من عوضش می‌کنم و بعد دوباره شیر می‌خوره و می‌خوابه. معمولا این سیکل بین ۳ تا ۴ ساعت طول می‌کشه و به همین دلیل تقریبا همیشه موقع خوابیدن پوشک از پی پی تمیزه.

کلا من در مورد ادرار حساسیت ندارم. ادرار خودش یه ضدعفونی کننده است. اما پی پی پوست بچه رو می‌سوزونه. دکتری که ختنه‌اش کرده بود هم گفته بود ادرار مشکلی نداره.
هواي پاک حق مسلم ماست، ميخواهيم زنده بمانيم!!!!!!!!!!!!!!! http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=696437
مامان سارا پست ها : 3033عضویت:1390/2/14
1392/3/17 - 11:55 عصر
من فکر نمیکنم که همه علاىمی که نینی مینا جون داره,حتما نشون دهنده مشکلی باشه,چون ملورین هم بزاق دهنش خییییلی زیاده و مدادم لباسشو خیس میکنه,خیلی شیر بر میگردونه و دکتر میگه چون زیاد میخوره اینجوریه و اگر بخوبی وزن بگیره و به اندازه پیپی کنه مشکلی نیست.ملورین هم خیلی دوس داره تو بغل باشه ,مخصوصا جلوی تی وی,کلا عاشقه تی وی شده بچم.و اینکه اولاش که داشت تازه گردن میگرفت,چون نمیتونست راحت نگه داره و خسته میشد,همش صورتش میخورد به شونم و گریه میکرد,الانم پیش میاد ولی کمتر.
بخاطر همین فکر میکنم که همه این رفتارهای نینی هامون نشون دهنده مشکل خاصی نباشه و تو خیلی بچه ها مشترکه
مامان سارا پست ها : 3033عضویت:1390/2/14
1392/3/18 - 12:03 صبح
دکتر ملورین به منم گفت شیر و خامه و بستنی نخورم,چون ملورین خیییییلی جوش میزد طفلی,گفت بهشون حساسیت داره,از وقتی نخوردم خداروشکر خوبه و البته از اون موقع راحت پی پی میکنه و دیگه گریه نمیکنه....توجه نکرده بودمااااا الان مامان مهربون گفت متوجه شدم که علت برطرف شدن این مشکلش همین بوده.

مینا جون چه خوشبختی تو ... من که از این شکم و پهلو دیگه حالم بهم میخوره,انقد جلوی آینه نگاه میکنم و حرص میخورم خدا میدونه,همه لباسام بهم تنگه.هر چی.هم میپوشم بدلم نمیشینه,خیلی بد هیکل شدم.خدا کنه زودتر لاغر شممممم
مامان سارا پست ها : 3033عضویت:1390/2/14
1392/3/18 - 12:03 صبح
بچه ها من از ژل لوبریکانت هم استفاده کردم,ولی خیلی تفاوتی نداشت...گریههههه
مامان سارا پست ها : 3033عضویت:1390/2/14
1392/3/18 - 12:10 صبح
منم روزی ۵,۶ بارپوشک دخترکمو عوض میکنم .هربار هم کالاندولا میزنم که نسوزه ولی چون هوا خیلی گرم شده,گاهی پیش میاد که بسوزه متاسفانه.ولی کلا کالاندولا معجزه میکنه خدایی




شيمااا پست ها : 267عضویت:1391/8/1
1392/3/18 - 1:11 عصر
سلام مامان سارا ببخشید دیر جواب میدم اخه مسافرت بودم باید توی بازار سرچ کنیrelax and sleep بعد پیداش میکنه
نی نی منم خیلی از توی خواب میپره ولی من جدیدا شبها توی کریر میخوابونمش ودیگه ازاد نیست که دستاشو هی بده بالا فک میکنم شبها بهتر میخوابه
منم موقع نزدیکی درد داشتم ولی از روغن بچه استفاده کردم بهتر شد شما هم امتحان کنید شاید جواب داد
مینا جان منم شنیدم که بچه ها بغلی نمیشن و هر وقت بغل بخوان باید بغلشون کرد چون بچه ها از لحاظ احساسی با هم فرق میکنن
مینا جان خدارو شکر که یکی مشکلشو فهمید کاش همه دکترا میفهمیدن
بجه ها من یه سوال داشتم شما کادو های نی نی هاتون رو چیکار کردین؟با پولش نمیدونم چیکار کنم
پرستو 1364 پست ها : 7447عضویت:1392/1/17
1392/3/18 - 2:27 عصر
سلام دوستان لباس ها رو امروز با تخفیف می دم لطفا به کلوبم سر بزنید چون همه لباسام رو تو سایت نزاشتم
چون برا فردا پول نیاز دارم امروز با تخفیف می دم همه چی رو حتمت سر بزنید لباسا و پاپوشای خوشملی دارم
http://www.ninisite.com/clubs/chat.asp?clubID=20416&ChatDate=18-3-1392&PageNumber=2
لباس های راحتی و مجلسی زنانه و بچه گانه و مردانه در www.aninaz.com
مامان سارا پست ها : 3033عضویت:1390/2/14
1392/3/18 - 3:56 عصر
شیما جون این برنامه رو گرفتم,مرسی,ولی ملورین اصلن گوش نمیده بهشون,نمیدونم چرا انقدر به موسیقی بی تفاوته!

بنظرم براش طلا بخر و نگه دار,شاید این بهترین کار باشه.
مامان مهربون پست ها : 802عضویت:1391/5/17
1392/3/19 - 8:56 عصر
منم براش یه پلاک ان یکاد و النگو خریدم کادوهاشو. مامان سارا راست میگه علائم نی نی هامون مثل هم هست. خوش به حالت میناجون که به وزن سابقت برگشتی، من که هنوز 6 کیلو با قبل از بارداری فرق دارم و خییییییییییییییییییییلی ناراحتم
وای نگو ساراجون من به امید ژل بودم که !!!!
یعنی فرقی نکرد!!
آخه مشکل من خشکی و داخلش نیست آخه!!
اصلا وارد نمیشه!!وقتی هم زیادی فشار بدیم خونریزی پیدا میکنه یعنی از پایین شکاف پیدا میکنه!! حالا نمیدونم باید اینقدر فشار بدیم تا شکاف بخوره و بره تو یا نه !! باورکنید انگار دربش رو زیادی دوخته!!!و وحشتناک درد داره
آرنيكا پست ها : 848عضویت:1391/4/27
1392/3/20 - 11:18 صبح
سلام به همه.ببخشید که دیر به دیر میام.منم مشکل خشکی رو دارم ولی تنگتر نشده و خونریزی هم ندارم.
شیما جون من برای آرنیکا سکه گرفتم و یه دستبند کوچولو.
مینا جون خدارو شکر که مشکل گل پسرت حل شد .اگه زودتر گفته بودی آدرس دکتر آرنیکارو بهت میدادم.دستش شفاست با یه دارو بچه خوب میشه.البته من اینو از مریضای دیگه شنیدم.خدارو شکر آرنیکا هنوز مشکل خاصی نداره.
تنها مشکلش اینه که از دم غروب نق نقش شروع میشه تا آخر شب که به گریه های بلند میرسه و میخوابه.اولش فکر میکردم خوابش میاد ولی الان فکر میکنم دلش درد میگیره.از امروز میخوام داروی ضد نفخشو بدم.دعا کنید جواب بده.
مامان سارا پست ها : 3033عضویت:1390/2/14
1392/3/20 - 11:53 صبح
مامان مهربون منم نمیدونستم که مشکل خشک بودن محیطه,چون ماهم همین مشکل داخل نرفتنو داریم انگاری یه چیزی جلوشو گرفت یا اون داخل ورم کرده ,و وقتی push میکنه,درد وحشتنااک داره تا حدی که من گریه میکنم.از دکتر که پرسیدم گفت من همین الان معاینت کردم,مشکلی نیست,فقط مسىله خشک بودنه ک با ژل اکی میشه,که نشدددد ...

مامان آرنیکا ملورین هم یه یک ماهی همین مشکلو داشت,از ساعت ۵ گریه ها و بیقراریش شروع میشد.تا 9,10 شب که با گریه و نق نق خوابش میبرد.به دکترش گفتم,گفت کولیکه,یعنی قلنج روده.قطره تا حد کمی آرومش میکنه,اما کاملا خوب نمیشه که البته در مورد ملورین اصلا قطره مفید نبود.فقط همه این ساعتهایی که بیقرار بود,یا زیر سینم بود یا بغلم جلوی تی وی و بهترین چیز بیرون رفتن بود.ساکت ساکت میشد مخصوصا تو ماشین.انقدر اینور اونورو نگاه میکرد که خوابش میبرد,دکترش گفت تا ۴ ماهگی معمولا ادامه داره که خداروشکر الان یه دو هفته ای میشه که این مشکلو تک وتوک داشته . یکی از دوستام میگفت بهترین و موثرترین دارو برای کولیک,کولیکز هستش,خیلی بچه رو آروم تر میکنه.
وقتی نق زدنش شروع میشه,سعی کن برید بیرون,ما برناممون همین شده بود.همسری از سرکار میومد حاضر میشدیم یه دو سه ساعتی میرفتیم خیابون گردی.خیلی براش خوب بود,بعدشم خسته میشد و میخوابید.ایشاله که خیلی طولان نباشه و زودی خوب بشه کوچولوی نازنازی
مامان سارا پست ها : 3033عضویت:1390/2/14
1392/3/20 - 12:05 عصر
ولی مامان مهربون بنظرم با دکتر مشورت کن,شاید واقعا خیلی تنگ شده,اما نزار پارگی ایحاد بشه,حتما با دکترت مشورت کن.
MiNa پست ها : 1017عضویت:1391/5/26
1392/3/20 - 10:22 عصر
مرسی مامانای گل انشالله نینی های شما هم سالم و سلامت زیر سایه پدر مادرشون بزرگ بشن

مامان مهربون عزیزم حق با سارا جونه بیشتر حالتهای بچه هامون شبیه هم هست و دلیل اینکه خدایی نکرده نینی شما مشکل بردیا رو داره نمیشه چون همشون توی یه سن هستن مهم وزنه بچست که اگه نرماله هیییییچ مشکلی نیست
منظوره منم از خوب شدنه بردیا این نیست که دیگه گریه نکنه و صبح تا شب خواب باشه قبلا اگه 5 دقیقه ای میخوابید الان 1 ساعت میخوابه و بقیه روز بیداره
بیماری بردیا خیلی ناجور بود انشالله که هیچ کدوم از نینیهای شما این مشکل نداشته باشن شبها تا خوده اذان من و شوهرم سرپا بودیم خواب بردیا ساعت 6صبح تا 12 ظهر بود بقیه ساعتها بیدار بود و جیغ میزد و به زور شیر بهش میدادم اصلا اشتها نداشت و کولیکش شدید بود!

مامانا امیدوارم شما هم زودتر به وزنه قبلتون برگردین من با اینکه همون وزنه قبلیمم اما شکم دارم شلوار لی هام تمام لباسهای قبل حاملگیم اندازمه اما باید شکمم تو بدم تا دکمه شلوارم بسته بشه انگاری باد داره! کل بدنمم پره ترکه که خیلی حرص میخورم دیگه هیچ وقت شبیه قبلمون نمیشیم اما ارزشش داشت چون یه نینی ناناز داریم

منم هنوز لکه بینی دارم و پیش نیومده برم سفر و همیشه به یه بهونه ای از زیرش در میرم چون خیلی میترسم

ما هم تصمیم گرفتیم کادوهای بردیارو سکه یا یه پلاک که اسم خودش روش حک باشه بخریم
مامان سارا پست ها : 3033عضویت:1390/2/14
1392/3/21 - 1:24 صبح
وااااای بچه ها,امشب بدترین شب زندگیم بود.ما ساعت 8 شب رفتیم خونه مادرشوهرم مهمونی,تا رسیدیم خواهرشوهرم که جلوی در بود,ملورین ُُ ازم گرفت.منم رفتم مغازه بغلی خونشون که لباس ببینم.وقتی برگشتم دیدم ملورین داره شدیدا گریه میکنه.دو سه روزی میشه وقتی شروع به گریه میکنه با �بدبختی ساکتش میکنم,قبلا تا میمی میدادم زودی ساکت میشد اما الان دیگه وقتی گریه میکنه اصلاااا سینه نمیگیره,باید ساکتش کنم با کلی التماس سینمو بزارم دهنش.خلاصه هرکار کردیم آروم نشد,دقیقا دو ساعت پشت هم گریه کرد,از گریه سیاه شده بود بچم الهی بمیرم خیلی اذیت شد.بردیمش بیمارستان معاینش کردن,گفتن باید سونو بشه ولی دکتر سونوگراف نبود.خلاصه ملورینم بعد دو ساعت آروم شد و خوابید.ماهم تصمیم گرفتیم فردا ببریمش پیش دکتر خودش تا راهنماییمون کنه.خیلی اعصابم ریخته بهم.الان نیم ساعته اومدیم خونه,گریم بند نمیاد,همش میترسم مشکلی باشه.اگرچه دکتر گفت احتمالا فقط گاز تو روده هاش هستشو باعث بیقراریش میشه.دعا کنید چیزی نباشه,خیلی نگرانشم.
مامان مهربون پست ها : 802عضویت:1391/5/17
1392/3/21 - 11:23 صبح
نگران نباش ساراجون چیزی نیست فقط چیزای نفاخ نخور منم تجربه اشو داشتم. وقتی گریه میکنن دیگه هیچ چیزی جلوشو نمیگیره و تا گاز دفع نشه خوب نمیشن یه بار منم همینطور شدم و داشتم سکته میکردم. بدترین کار در این مواقع شیردادن به بچه اس چون دردشون رو زیادتر میکنه.
من فهمیدم حبوبات رو باید از شب قبل خیس کنم بعد بپزم، هندوانه به هیچ عنوان نمیخورم، خورشت بادمجون یا هرچیزی که بادمجون توش هست نمیخورم، باقالا اصلا و ابدا
شما هم برنامه غذاییت رو نگاه کن ببین چی خوردی
نگرانی نداره
صفحه 64 از 144 اول قبلی  59   60   61   62   63   64   65   66   67   68   69  بعدی آخر صفحه
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: