نوشته های حسین پناهی - صفحه 1
نی نی سایت > تبادل نظر > متفرقه > عمومي > نوشته های حسین پناهی

موضوع: نوشته های حسین پناهی + اظهار نظر

کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
مامي آترينا پست ها : 853عضویت:1391/4/16
1391/8/22 - 5:26 عصر
دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد

خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم-

اینجا در دنیای من، گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمی درند
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...

اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!


می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!


این روزها به جای" شرافت" از انسان ها *
فقط" شر" و " آفت" می بینی !*


راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!
"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب


می‌دونی"بهشت" کجاست ؟
یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب !
بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری...


وقتی کسی اندازت نیست
دست بـه اندازه ی خودت نزن...


این روزها "بــی" در دنیای من غوغا میکند!
بــی‌کس ، بــی‌مار ، بــی‌زار ، بــی‌چاره بــی‌تاب ، بــی‌دار ، بــی‌یار ،
بــی‌دل ، بـی‌ریخت،بــی‌صدا ، بــی‌جان ، بــی‌نوا

بــی‌حس ، بــی‌عقل ، بــی‌خبر ، بـی‌نشان ، بــی‌بال ، بــی‌وفا ، بــی‌کلام
،بــی‌جواب ، بــی‌شمار ، بــی‌نفس ، بــی‌هوا ، بــی‌خود،بــی‌داد ، بــی‌روح
، بــی‌هدف ، بــی‌راه ، بــی‌همزبان
بــی‌تو بــی‌تو بــی‌تو......


ماندن به پای کسی که دوستش داری
قشنگ ترین اسارت زندگی است !


می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما
بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ...


می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!


مگه اشک چقدر وزن داره...؟
که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم...


من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم ...
یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم
ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه ...
و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم
هوايي که تو توش نفس ميکشي، عطر گلش به آسمون ميرسه، شاخه گلي که تو ميگيري دستت، تو هيچ خزوني ديگه خم نميشه
آرتميس (مامان پسرها) پست ها : 9559عضویت:1389/5/18
1391/8/22 - 5:31 عصر
عالی بود.... ممنون
پسرهای دوست داشتنی ما /http://doperancema.niniweblog.com/
**الينا** پست ها : 11742عضویت:1391/5/19
1391/8/22 - 5:31 عصر
چه مهمانان بی درد سری هستند مردگان

نه به دستی ظرفی را چرک می کنند

نه به حرفی دلی را الوده

تنها به شمعی قانعند

واندکی سکوت........
صبور باش بالا بلند دنیا غم آخر است بگذار این یکی چند نیز با عشق بگذرد
مامي آترينا پست ها : 853عضویت:1391/4/16
1391/8/22 - 5:32 عصر
واقعا الینا جان معنا دار بود
هوايي که تو توش نفس ميکشي، عطر گلش به آسمون ميرسه، شاخه گلي که تو ميگيري دستت، تو هيچ خزوني ديگه خم نميشه
بـهــانــه پست ها : 15645عضویت:1389/7/21
1391/8/22 - 5:38 عصر
يالله يا كريم يا أول يا آخر يا مجيب ♥ لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم
شيرين مامان صدف السادات پست ها : 41411عضویت:1389/4/4
1391/8/22 - 5:39 عصر
خدایا برسان آن صالحی را که وعده کرده ای و به ظهور مبارکش شاد فرما دل شریفش را ((السلام علیک یا ابا الصالح المهدی ادرکنی)))
مامي آترينا پست ها : 853عضویت:1391/4/16
1391/8/22 - 5:40 عصر
مرسی دوستان
هوايي که تو توش نفس ميکشي، عطر گلش به آسمون ميرسه، شاخه گلي که تو ميگيري دستت، تو هيچ خزوني ديگه خم نميشه
پسررر مامان پست ها : 9770عضویت:1390/8/25
1391/8/22 - 5:44 عصر
مگه اشک چقدر وزن داره...؟
که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم...
پيشاپيش شاد باش وشکر گزار چرا که خداوند نه به قدر روياها بلکه به اندازه ايمان واطمينان توست که ميبخشد.
خداجونم شکرت       مبارک باشه :)
مامان مهتاب پست ها : 1994عضویت:1391/7/24
1391/8/22 - 5:45 عصر
ین آیـنده کدام بـود که بهترین روزهای عُمر را،
حرام ِ دیدارَش کـردم... ؟!
خدايا اميدمو هيچ وقت ازم نگير مديونتم . مهتاب و همسر و خودمو به خودت سپردم
پسررر مامان پست ها : 9770عضویت:1390/8/25
1391/8/22 - 5:45 عصر
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!
پيشاپيش شاد باش وشکر گزار چرا که خداوند نه به قدر روياها بلکه به اندازه ايمان واطمينان توست که ميبخشد.
خداجونم شکرت       مبارک باشه :)
مامي آترينا پست ها : 853عضویت:1391/4/16
1391/8/22 - 5:47 عصر
هی روزگار من به درک،خودت خسته نشدی از دیدن تصویر تکراری درد کشیدن من....
هوايي که تو توش نفس ميکشي، عطر گلش به آسمون ميرسه، شاخه گلي که تو ميگيري دستت، تو هيچ خزوني ديگه خم نميشه
مامان مهتاب پست ها : 1994عضویت:1391/7/24
1391/8/22 - 5:48 عصر
چه اوقات سختی که بر من گذشت!
گواهِ دلِ ریشِ من، ماه بود!
دمی شک نکردیم به شاه‌راه‌ها ،
دریغا که بی‌راهه‌ها راه بود!
خدايا اميدمو هيچ وقت ازم نگير مديونتم . مهتاب و همسر و خودمو به خودت سپردم
* جـــــــــــــودي ابوت * پست ها : 11505عضویت:1389/10/13
1391/8/22 - 5:53 عصر
ممنون لذت بردم
Live for ourselves not for showing that to others
فرناز پست ها : 7354عضویت:1390/11/12
1391/8/22 - 5:57 عصر
سلام مرسی
اینها هم کار حسین پناهیه:

پس آن سومی که بود که گریه می کرد؟
ما که دو نفر بیشتر نبودیم...


صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان ما از درون زنگ زدیم
مامي آترينا پست ها : 853عضویت:1391/4/16
1391/8/22 - 6:02 عصر
مرسی دوستای گلم من خودم از خوندنشون لذت بردم خواستم شماهم استفاده کنید
هوايي که تو توش نفس ميکشي، عطر گلش به آسمون ميرسه، شاخه گلي که تو ميگيري دستت، تو هيچ خزوني ديگه خم نميشه
•~ سَـميـا ~• پست ها : 112660عضویت:1389/4/7
1391/8/22 - 10:15 عصر
ممنـــــــــــــوووون عزیزمممممممممم

عالی بود
امضــا نـدارم انگشـت ميـزنــم...
•~ سَـميـا ~• پست ها : 112660عضویت:1389/4/7
1391/8/22 - 10:15 عصر
امضــا نـدارم انگشـت ميـزنــم...
مـــــريـــــــم پست ها : 2305عضویت:1390/5/14
1391/11/11 - 12:45 عصر
انسانهاي بي هدف مجبورند تا آخر عمر براي انسانهاي هدفمند کار کنند!
مـــــريـــــــم پست ها : 2305عضویت:1390/5/14
1393/4/3 - 5:57 عصر
انسانهاي بي هدف مجبورند تا آخر عمر براي انسانهاي هدفمند کار کنند!
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: