نی نی سایت > تبادل نظر > متفرقه > عمومي > بیایید از نذرها و حاجت رواییاتون تو محرم و صفر بگید

موضوع: بیایید از نذرها و حاجت رواییاتون تو محرم و صفر بگید + اظهار نظر

1   2   3   4   5  
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
نيلو پست ها : 898عضویت:1389/12/5
1391/8/17 - 10:37 صبح
این ایام نزدیکه بیایید برای خشنودی امام حسین و یارانش از حاجت رواییاتون بگید

باعث دلگرمی بقیه هم میشه
نيلو پست ها : 898عضویت:1389/12/5
1391/8/17 - 10:42 صبح
بچه ها حاجت نگرفتید تا حالا؟
shnia پست ها : 12445عضویت:1387/11/6
1391/8/17 - 10:45 صبح
شوشوم شدیدا مخالف بچه بود ضمنا گفته بود اجازه درمان هم ندارم اگه با مشکلی مواجهه بشیم چون خواست خداس بخواد بده میده!!!

رفتم خونه مادر شوشو نزدیک خونشون هر سال تعزیه راه میندازن و خیمه آتیش میزنن من و مامانشوشو داشتیم میرفتیم گفت دعا کن سال دیگه پسرت بغلت باشه بیاریش اینجا .... منم همون موقع نیت کردم.....

خیمه رو آتیش زدن همه حمله کردن یتیکشو بردارن منم تو دلم گفتم اگه منم حاجتمو بگیرم به منم میرسه... یه تیکه از خیمه تو هوا چرخید و چرخید و چرخید صاف اومد تو دست من!!!!!!! جوریکه دورو بریام فقط نگاه کردن.....

بعدشم دیه کدم:))
shnia پست ها : 12445عضویت:1387/11/6
1391/8/17 - 10:46 صبح
خودت چی؟؟؟
نيلو پست ها : 898عضویت:1389/12/5
1391/8/17 - 10:48 صبح
چه زیبا حاجت گرفتی شنیا جون
نيلو پست ها : 898عضویت:1389/12/5
1391/8/17 - 10:50 صبح
من پارسال نه پیارسال تو کوچه حلوا تو بازار تهران هفت مشت آرد برای حلوا نذر کردم به حاجتم برسم

که رسیدم و سال بعد رفتم و پختم
shnia پست ها : 12445عضویت:1387/11/6
1391/8/17 - 10:52 صبح
زیبا و خانم مانه:)))) سر جام ایساده بودم اصلا جلو نرفتم روم نشد جلو مامانشوشو.. تازه خواهر شوشو هم اونموقع خودشو بما رسونده بود تلاش کرد له هم شد بهش چیزی نرسید!
ساده پست ها : 2782عضویت:1389/7/21
1391/8/17 - 10:53 صبح
منم پارسال شب شهادت علی اصغر دلم خیلی گرفت هیچ وقت اونحوری نشده بودم . یاد جنین از دست رفتم داشت خفم میکرد. بعد احساس کردم به زودی یه اتفاقایی برام میفته . به هفته نرسیده فهمیدم باردارم ولی هنوز دو روز نگذشته بود که راهی اتاق عمل شدم جنین که هیچ لولم هم از دست دادم. یه کاری کرده بودم قبلش که همه میگفتن حتما یه جایی دستگیرت میشه. که اینجوری دست گیرم شد. بعد ملت برای اینکه دوباره منو دلدلری بدن میگفتن لابد بدترش برات توی راه بوده که اینجوری به خیر گذشته. هر چی فکر کردم دیدم دیگه بدتر از این مردن بود . لابد قرار بوده بمیرم که اینجوری به خیرررررررررر گذشته.
نيلو پست ها : 898عضویت:1389/12/5
1391/8/17 - 10:54 صبح
اگر اون کسی که بخواد بشه میشه عزیزم

نيلو پست ها : 898عضویت:1389/12/5
1391/8/17 - 10:56 صبح
ساده جون نمیدونم چی بگم

راضی باش به رضای خدا عزیزم
Emmy پست ها : 1646عضویت:1391/2/15
1391/8/17 - 10:56 صبح
نيلو پست ها : 898عضویت:1389/12/5
1391/8/17 - 10:57 صبح
امی جون چی شده
shnia پست ها : 12445عضویت:1387/11/6
1391/8/17 - 10:57 صبح
چیکار کرده بودی مگه این جوری تنبیه کردن؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!

یه گوششم بگی من یکی حد و حدودم دستم بیاد...
Emmy پست ها : 1646عضویت:1391/2/15
1391/8/17 - 10:58 صبح
بچه ها دعا کنین منم امسال حاجت بگیرم

خیلی درمونده و خسته ام
نيلو پست ها : 898عضویت:1389/12/5
1391/8/17 - 10:59 صبح
ان شاءالله میگیری

امی جون تهرانی
ايلي پست ها : 1066عضویت:1390/9/27
1391/8/17 - 11:00 صبح
مامان منم نذر شیر کرده بوده واسه روز عاشورا اما یادم نیست نذر واسه بارداریش بوده یا اینکه بارداریش به خیر و خوشی بگذره که حاجتشم گرفت اون موقع....منم خیلی می خوام که امسال حاجت بگیرم
Emmy پست ها : 1646عضویت:1391/2/15
1391/8/17 - 11:00 صبح
از دیروز هم شروع کردم اول نماز حاجت میخونم بعدم 30 صفه قرآن
تا روز عاشورا ختم میشه ایشالا

هدیه به امام حسین و یاراش


اگه حاجت نگیرم باز چی ؟ :((
ساده پست ها : 2782عضویت:1389/7/21
1391/8/17 - 11:00 صبح
شنیا جون گفته بودن خدا جزای خوب بهم میده خیر سرم کار خوب کرده بودم..... این جواب خوبم بود.
وای به حالم اگه قرار باشه جواب بدیام رو بگیرم .... اونوقت اجتمالا باید همین دنیا زنده زنده بسوزم.....
نيلو پست ها : 898عضویت:1389/12/5
1391/8/17 - 11:01 صبح
بچه ها یکی تعریف میکرد میگفت هرچی نذر و نیاز میکردم برای ازدواج و کارم درست نمیشد

میگفت یک شب گریه کنان بعد از نماز عشا گفتم خدایا راضیم به رضای تو هر جور صلاح میدونی

میگفت در عرض یک ماه رفتم سرکار و همونجا تازه نرفته یک پسره آقا ازم خواستگاری کرد
Emmy پست ها : 1646عضویت:1391/2/15
1391/8/17 - 11:01 صبح
بله نیلو جان


واسم دعا کن :((
1   2   3   4   5  
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: