نی نی سایت > تبادل نظر > دوران بارداري > آگاهي از بارداري و خوش خبري! > گرسنگي و ضعف شديد در دوران بارداري حالم خيلي خرابه بچه ها كمك كنيد

موضوع: گرسنگي و ضعف شديد در دوران بارداري حالم خيلي خرابه بچه ها كمك كنيد + اظهار نظر

1   2  
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
مارال پست ها : 3604عضویت:1387/4/9
1388/10/26 - 1:49 عصر
سلام بچه ها خوبيد
تو ماه سومم
هر چي مي خورم انگاري تو معدم نمي ره
بدجور ضعف مي كنم
اونقدر كه كم مونده بالا بيارم
نمي دونم چي كار كنم
هيچي دوست ندارم
مجبورم به زور بخورم
چي كار كنم بدجور حالم خرابه
مامان باران پست ها : 561عضویت:1388/5/10
1388/10/26 - 2:00 عصر
مارال جان منم هفته 9 . حالتام مثل توست. منم نميدونم چيكار كنم؟ 3 كيلو چاق شدم. در حاليكه دكتر گفت تو 3 ماه اول حداكثر بايد 1 كيلو چاق بشي.
nasim پست ها : 2362عضویت:1386/11/30
1388/10/26 - 2:04 عصر
مارال جان من هم سه ماه اول بارداريم همينطور بودم تازه حالت تهوع شديد هم داشتم و به غير از نون و پنير و ميوه هيچي از گلوم پايين نميرفت از بوي غذا حالم به هم ميخورد دكتر به من ويتامين b6 تجويز كرد روزي سه تا قرص و روزي يك امپول كه ميگفت امپول رو به جاي تزريق با اب ميوه قاطي كنم و بخورم اما باز تاثير نكرد تا سه ماه تموم شد. غير از صبر و تحمل چاره اي نداري باس استراحت كني و يا سرت رو يك جور گرم كني تااين دوران واست زودتر بگذره
       مبارک باشه :)
مارال پست ها : 3604عضویت:1387/4/9
1388/10/26 - 2:05 عصر
مصباح جان من وزنم عوض نشده اما باور كن مثل خرس مي خورم اما باز سير نمي شم
مامان باران پست ها : 561عضویت:1388/5/10
1388/10/26 - 2:14 عصر
خوش بحالت مارال جان كه وزنت اضافه نشده. من كه همين جوري سير صعودي دارم. تازه خدا رحم كرده اشتها ندارم. وگرنه .......
مينا پست ها : 633عضویت:1387/9/12
1388/10/26 - 2:14 عصر
اشكال نداره نگران نباشين من الان پسرم حدود 2 سالشه ولي وقتي كه باردار بودم هميشه گرسنه بودم و گاهي به حدي دل ضعفه داشتم كه انگار يك ساله هيچي نخوردم . خيلي هم خوب غذا ميخوردم از هيچ چيز هم بدم نمي اومد و همه چي ميخوردم زياد هم ميخوردم . هيچ مشكلي بوجود نمياد فقط وزنم وحشتناك بالا ميرفت به طوري كه تو 9 ماه 21 كيلو اضافه وزن داشتم . نگران اضافه وزنش هم نباشين بعد از زايمان كم كم وزن اضافه را از دست ميدين .
مامان باران پست ها : 561عضویت:1388/5/10
1388/10/26 - 2:17 عصر
مينا جان تو رو خدا بگو چه جوري اين همه وزنت كم كردي؟ ايم مسئله رو عصاب منه. دارم ديوونه ميشم. باور كن اضافه وزنم مال اعصابمه.
مهديا پست ها : 543عضویت:1388/7/15
1388/10/26 - 2:22 عصر
واقعا دروان سختيه هر كسي يه مدل مي ناله منم آنچنان ضعف مي كنم در حد مرگ ولي كاملا بي اشتها هستم الان هفته 20 داره تموم ميشه از اول بارداري فقط 600 گرم اضاف كردم منم نگرانم اصلا ميل به غذا ندارم ولي امان از ضعف شديد .....همش فكر مي كنم ميخوام از گرسنگي بميرم جالب اينه كه نه تهوع داشتم ونه از چيزي بدم مياد فقط ميل ندارم بخورم....چي كار كنم؟؟؟
مينا پست ها : 633عضویت:1387/9/12
1388/10/26 - 2:24 عصر
خانم مصباح الان كه بارداري اصلا خودت را درگير اين قضيه نكن بعد وزنت كم ميشه البته به تدريج .
من موقعي كه باردار بودم 79 كيلو بودم قدم هم 162 حالا فكر كن اين همه اضافه وزن قبل از بارداري در دوران بارداري 21 كيلو اضافه كردم دقيقا زماني كه ميخواستم برم اطاق عمل براي زايمان 100 كيلو شده بودم . 14 روز بعد كه رفتم دكتر بخيه هام را بكشه شده بودم 86 و بعد يك سال طول كشيد تا شدم 81 كيلو بعد رژيم گرفتم تازه الان شدم 75 .
من استعداد چاقي وحشتناك دارم . خيلي ها با شير دادن لاغر ميشن نگران نباش
خانوم طلا پست ها : 7356عضویت:1387/9/4
1388/10/26 - 2:47 عصر
من هم وقتي باردار بودم خيلي گرسنه مي شدم و حتي بعضي وقتها از شدت ضعف گريه م مي گرفت و نصفه شب هم حتما غذا مي خوردم و 24 كيلو هم وزن اضافه كردم . اما گذشت ولي حالا كه بچه م شش ماهشه حدود يه ماهه كه دوباره اينجوري شدم بضي وقتها واقعا از خوردن نفرت دارم ولي مجبورم بخورم . همين امروز صبح بيرون بودم يهو احساس كردم چشمام داره سياهي ميره و خوشبختانه يه سيب همراهم بود و خوردم و كمي بهتر شدم . متاسفانه به خاطر اينكه نينيم حساسيت داره خيلي چيزها رو نمي تونم بخورم مثلا نون و پنير يا بيسكوييت و هر وقت گرسنه م بشه كلافه ميشم كه چي بخورم . تازه با وجود اينهمه غذا خوردن هنوزم دارم وزن كم مي كنم
مارال پست ها : 3604عضویت:1387/4/9
1388/10/27 - 8:04 صبح
شيريني بچه از يك طرف اما اين نفخ و گرسنگي از طرف ديگه حسابي كلافم مي كنه
زود بدنم داغ مي كنه حوصله هيچكي رو ندارم
خدا كنه موقتي باشه
(سارا) پست ها : 3619عضویت:1388/8/3
1388/10/27 - 10:54 عصر
اين حالت ضعف كه همراه با حالت تهوع هستش رو من هم دارم ...مي دونم چي مي كشي خيلي سخته ولي به مرور كمتر مي شه...مال من كه هنوز از بين نرفته ولي گاهي روزا اين جوري مي شم
آسايش دو گيتي نفسير اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا
*سحر* پست ها : 3458عضویت:1389/10/28
1390/3/31 - 10:47 عصر
بچه ها منم دو روزه حالت تهوعم تموم شده ولي عوضش مدام گرسنه ام و ضعف دارم......

ميترسم واسه ني ني اتفاقي افتاده باشه!!!!الآن هفته 9 هستم
آيسودا پست ها : 3عضویت:1390/6/29
1390/8/15 - 10:24 عصر
منم بدجوري ضعف دارم درعين حال هم نميتونم چيزي بخورم همه ش حالت تهوع دارم خيلي بده....هفته هفتم هستم ميترسم بااين تغذيه خرابي كه دارم ني ني رو دچارمشكل كنم...خدايا خودت به همه ي مامانها كمك كن....
shimshim(مامان دريا) پست ها : 129عضویت:1389/8/23
1390/8/25 - 9:09 صبح
من هفته 7 هستم . من يه موقع هايي انقدر گرسنه ام مي شه اما غذا كه ميذارم جلوم يه ذره مي خورم بعد زودي سير مي شم. غذا هم اگه يه ذره بيشتر بخورم انگار خيلي دير هضم مي شه. و ساعتها حالم بده. دلم قلبمه شده البه ني ني نيستا..معده بنده است كه اينطوري ناراحت و متورم شده...نمي تونم موقع نشستن دكمه شلوار ببندم...هنوز هيچي نشده!
goli پست ها : 224عضویت:1390/9/21
1391/6/27 - 11:51 صبح
سلام مامانای عزیز .من هم هفته 8 هستم حالت تهوع داشتم اما الان بهتر شده از غذای خاصی بدم نمیاد اما یکدفعه خیلی ضعف میکنم که انگار میخوام غش کنم .پس این قضیه عادی و نرماله ؟شما هم اینطوری هستید؟مشکلی نیست اگه مقاومت کنیم و چیزی نخوریم؟آخه من خیلی به وزنم حساس هستم!البته سلامتی نی نی مهمتره.اینکه حالت تهوع کم بشه موردی نداره؟!
لي لي پست ها : 944عضویت:1390/8/28
1391/6/27 - 2:48 عصر
این هایی که مارال جان گفتی و سایر بچه ها حال و روزگار من هم هست

از همه چی بدم میاد اون چیزی رو هم که به زور می خورم می رم توالت با حالت بدی بالا میارم ، معده که خالی می شه چنان ضعفی می گیرم که انگار معده ام داره تیکه پاره می شه با معده خالی می رم زرد آب بالا میارم
سرگیجه و افتادن فشار رو هم قلم می گیرم از افسردگی ها هم بگذریم در کل با این که 4 و نیم ماهم هم داره می گذره تغییری نکردم
دارم دق می کنم ولی نگران نباش می گن غذایی که ما می خوریم سهم خودمونه نه بچه چون اون از وجود ما تغذیه می کنه
حتی اگه همه غذایی رو که می خوریم بالا بیاریم
برای رفع تهوع هم دمیترون عالیه تمام این بلاهایی که سر من داره میاد به خاطر قطع کردن دمیترونه حالم خوب شد فکر کرده بودم ویارم تموم شده به خاطر همین قرصم رو قطع کردم
دخترم هر روز بيشتر عاشقت مي شم جگرمييييييييي
nafas پست ها : 12عضویت:1391/1/21
1392/1/15 - 6:17 عصر
سلام کسی الان هست
هميشه پست ها : 2977عضویت:1390/5/31
1392/1/15 - 6:42 عصر
منم هفته 10 هستم وتهوع از همون هفته 4شروع شده ولی من بر عکس همه روزا تهوع کمتر وغذا میتونم بخورم اما همین که غروب میشه تو معدم غوغایی میشه وتهوع شدید که آخر شبم با اجازتون باید بالا بیارم وانقدر فشار به معده م ودل رودم میاد که از خودم فراموشم میشه دکتر میگه تا هفته 12 به بعد خوب میشی اما اگه نشم چی ؟شبها خیلی خیلی حالم بد میشه ترسم از اینه نکنه تا آخرش این حالو داشته باشم دیگه امانمو بریده
عيدي خداي مهربونم بدنيا اومدهههههههههههههههههههه
ني ني جيگرم پست ها : 89عضویت:1391/7/23
1392/1/16 - 1:04 صبح
سلام نه عزیزم نترس از هفته 12 کمتر میشه و تا هفته 16 دیگه کاملا خوب میشی . منم اینطور بودم .الان که تو هفته 28 هستم دیگه از هفته 16 حتی یه بار هم تهوع سراغم نیامده.
1   2  
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: