نوشتن نامه به فرشته ها - صفحه 6
نی نی سایت > تبادل نظر > متفرقه > عمومي > نوشتن نامه به فرشته ها

موضوع: نوشتن نامه به فرشته ها + اظهار نظر

1   2   3   4   5   6   7   8   9  
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
$ مامان اينده $ پست ها : 6913عضویت:1389/4/1
1390/11/19 - 7:27 عصر
مهتاب جان ميشه كتاب رو اسكن كني بذاري تو تاپيك نامه نوشتن به فرشته ها؟يا اينكه براي من بفرستي؟خيلي مشتاق شدم كتابي رو كه مادربزرگ همسرتون بهتون هديه كردن بخونم.
ميشه اگه امكانش نيست اسم نويسنده و مترجم و اسم كامل كتاب و نام انتشارات و سال چاپ رو بگي؟بينهايت ممنونم
نيما يوشيج در جشن يک سالگي فرزندش نوشت:پسرم!يک بهار،يک تابستان،يک پاييز و يک زمستان را ديدي!از اين پس همه چيز جهان تکراريست جز مهرباني...
مهتاب پست ها : 227عضویت:1390/10/27
1390/11/21 - 6:35 صبح
مامان آينده جان اين كار رو مي تونم بكنم ولي زمان مي بره ، اخه يه صفحه دو صفحه نيست كه ولي يه چيزي رو مي خوام بگم لطفا همه دوستان با دقت بخونن ، قصد توهين به هيچكسو ندارم ، شاه ماهي عزيز هم كار بسيار به جايي كردي كه تحقيق كردي ، اصولا با شكه كه آدم به يقين مي رسه اما
قبل از همه اينا بگم كه من آدميم كه حتي به چشم زدن اعتقاد ندارم يعني در باورم نمي گنجه كه مثلا من با بچه م ميرم بيرون بچه م حالش خوبه ، ولي يه نفر چشم شور باعث بشه بچه م همون شب مثلا ريه ش به شدت عفونت كنه ، اين رو به چه علت گفتم ،؟ واسه اينكه بدونيد اگه دارم در مورد اين نامه نوشتن حرف مي زنم اصلا آدم خرافاتي نيستم ، و خيلي خيلي هم به خداي مهربون و عادلم ايمان دارم ، يعني اينقد اعتقاد دارم كه خدا مهربونتر از اينه كه به خاطر چشم شور يك نفر ، طفل معصوم و بي گناه منو مريض كنه ، يعني از عدالتش دور مي بينم و قطعا هزاران نفر ديد خلاف ديد منو دارند اما هدف من اينه كه بگم ، مني كه به چشم زدن اعتقاد ندارم شايد تقريبا برام پيش نمياد يعني نه اينكه بگم پسرم زيباترينه ، ولي با اينكه پسر خوشگليه ، ولي اين موضوع واسم اتفاق نيفتاده ، چرا ؟؟ چون بهش اعتقاد ندارم حالا پست بعديم رو بخونيد
مهتاب پست ها : 227عضویت:1390/10/27
1390/11/21 - 6:41 صبح
ببينيد فارغ از كتابي كه من خوندم يا بهش اعتقاد دارم يه چيز مي خوام بگم كه هر چيزي كه ما رو به خدا نزديكتر كنه ، حقيقته ، ببينيد زماني شما مي تونيد بگيد اينكار شريك قايل شدن واسه خداست ، كه اعتقاد بر اين باشه كه اين فرشته بدون اذن خدا هم مي تونه كاري بكنه ، كه اين شرك محضه ، ما هميشه از ائمه واسه كارامون التماس شفاعت و وساطت داريم ، حالا ممكنه بعضي ها نه ، با اينكه دوست دارند اماماشونو ولي هميشه از خدا همه چيزو مي خوان ،ولي اون چيزي كه تو اين موضوع واسطه مهمه اينه كه بعضي وقتا ما آدما نياز داريم كه يه چيز جديد يه چيز ديگه يه چيزي كه بقيه بگن درست بوده رو پيدا كنيم و اونو بكنيم واسطه واسه خواسته هامون ، مثال مي زنم ، مثلا يه وقتايي گره افتاده تو كارمون ، خوب هممون كه مي دونيم خدا از رگ گردن نزديكتره ، پس چرا اگه كسي بهمون بگه فلان سوره يا آيه معجزه ميكنه سريع مي ريم و مي خونيمش ، خوب شايد بگين چون كلام خداست ، اگه اينه ، پس اينا هم فرشته هاي خدا هستند ، كسايي كه ما آدماي خسته و رونده از همه جا ، داريم به دامنشون چنگ مي زنيم كه واسه ما پيش خدا وساطتت كنن ،
مهتاب پست ها : 227عضویت:1390/10/27
1390/11/21 - 6:48 صبح
شاه ماهي عزيز اگه مطلب قبليمو درست خونده بودي اونجا گفتم كه اصلا نيازي نيس كه با دست خودمون كاري كنيم كه واسه خودمون شك درست كنيم ، گفتم نه نياز به چندين بار وعين هم نوشتنه و نه نياز به نوشتن نام خدا ، ننوشتن نام خدا دليل بر ناديده گرفتنش نيست اعوذ با... ولي خوب وقتي كه باور داريم كه اين فرشته ها از سمت خدا ماذون هستند و ايمان داريم كه بدون اذن خدا هيچ اتفاقي نمي افته ، خوب پس شرك نيس ، بازم مي گم نه نياز هست بسوزونيد نه چيز ديگه ، اگه خوب نمي خواين نگهش دارين بسوزونين ، ولي بذاريم اين دلخوشيها واسمون بمونه ، شايد اين يه قانونه واسه جذب انرژي كه فرشته ها دارند ، چرا مانع خوشحالي و آرامش بقيه بشيم ، من كماكان به اين نامه نوشتنا اعتقاد كامل دارم

ضمنا كتابي هم كه من دارم چيز خاصي نداره كه فكر كنيد اگه بدونيد خيلي فرق مي كنه ، نه ، فقط شما با زبون عاميانه خودتون كه اصلا لازم نيست طومار هم باشه ، فقط چند خط كوتاه بنويسيد

ممكنه يه هفته اي ، يا شايدم يك ماه يا برحسب موضوع چند ماه طول بكشه ، ولي من هنوزمي گم كه بعيد مي دونم نشه ، فقط خوبه كه خير بخوايم ، هيچ شري ، بار مثبت واسه نويسنده نخواهد داشت ، مثلا بگم خدا شوهرم از مامانش بدش بياد ، بخت فلاني بسته بشه ، يا مثلا درخواستاي عجيب و غريب ، البته مي دونم كه اينطورنيس فقط گفتم كه بدونيد

داستان موسي و شبان يادم اومد

وحي آمد سوي موسي از خدا بنده ي ما را ز ما كردي جدا
تو براي وصل كردن آمدي ني براي فصل كردن آمدي
هر كسي را سيرتي بنهاده ام هر كسي را اصطلاحي داده ام
در حق ِاو مدح و در حق تو ذم در حق ِاو شهد و در حق ِتو سم

من نكردم امر تا سودي كنم بلكه تا بر بندگان جودي كنم
ما زبان را ننگريم و قال را ما درون را بنگريم و حال را
ناظر قلبيم اگر خاضع بُود گرچه گفت لفظ نا خاضع رَوَد
زانكه دل جوهر بود گفتن عَرَض پس طفيل آمد عرَض، جوهر غرض
مهتاب پست ها : 227عضویت:1390/10/27
1390/11/21 - 6:51 صبح
مامان آينده جان چشم فردا نگاه مي كنم همه مشخصات كتاب رو بهت مي گم گلم
**دريا** پست ها : 7981عضویت:1390/5/14
1390/11/21 - 10:58 صبح
منم يه چيزي بكم
من اون موقع كه كتابو خوندم توش نوشته بود و اكه دعوام نمي كنين نامه نوشتم و خداييي درست شد.فقطم يه بار نامه نوشتم نه 5تا و اخرشم مثل هميشه قربون خدا رفتم و بوس به خدا.:)
ولي جواب داد.
***** فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين *****
**دريا** پست ها : 7981عضویت:1390/5/14
1390/11/22 - 12:18 صبح
از بس كه گلي شاه ماهي جونم.
بووووس برا شاه ماهي عزيزم.
***** فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين *****
مهتاب پست ها : 227عضویت:1390/10/27
1390/11/22 - 6:51 صبح
خواهش شاه ماهي جون ، من بعد از چندين سال امروز صبح يه نامه نوشتم واسه يه كاري ، انگار هوس كرده بودم باورم رو تقويت كنم ، باورتون نميشه فقط سه ساعت ، فقط سه ساعت طول كشيد همين
*پريناز * پست ها : 7650عضویت:1390/8/6
1390/11/22 - 1:47 عصر
مهتاب جون منظورت اينه كه سه ساعته به خواستت رسيدي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
*****لطفابريدتو وبلاگم مطمئنم خوشتون مياد ****** http://mofidtypik.blogfa.com/
نوگل من       فقط 9 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !
نيلوفر ( آريانا ) پست ها : 1278عضویت:1388/6/27
1390/11/22 - 8:04 عصر
سلام مهتاب جون مهربون و انرژي مثبت...چقدر حرفات به دل ميشينه و ادم رو اميدوار ميكنه...مرررسي و ممنونم از خداي خوب و مهربون كه كسي مثل تو رو اينجا گذاشته كه اين حرفا رو بزني دوستم...منم شروع ميكنم و از امشب همين كار و در كنار دعاها و نمازهام انجام ميدم...اميدوارم خدا كمكم كنه و مشكلم كه خيلي خيلي داره عذاب و زجرم ميده حل كنه...اگر مهتاب جون منو يادت بود وقت دعاهات واسم دعا كن...خيلي دعا كن...خيلي محتاجم به نظر و رحمت خدا
مهرآفرين پست ها : 14106عضویت:1390/8/1
1390/11/23 - 8:16 صبح
مرسي از مهتاب عزيز با توضيحات كاملش
عزيزم برات آروزي موفقيت ميكنم
من پسته، بادوم، گردو، شکلات زرورق پیچ، گوهر توی صدف، صندلی پایه شکسته و ... نیستم. من یه انسانم! انسان!
مينياتور پست ها : 1223عضویت:1390/5/7
1390/11/23 - 10:10 صبح
______________________________________________
مهرآفرين
*كاربر تاييد شده*

مينياتور اسم و مشخصاتش كه هست!!!!

بهار(زهرا) حقيقي.همسر افشين سنگ چاپ. يه دختر كوچولو به اسم حورا هم دارن
كلي هم كلاس تفكر مثبت و اين چيزا داره
توي سايت باشگاه ايرانيان هم هست
______________________________________________

مهرآفرين جان

ميشه لطف كني و لينكش رو بذاري؟؟؟؟

شايد سواد من قد نميده لينكش رو پيدا كنم يا چشمام آلبالو گيلاس ميچينه!!!
والا چند دفعه دنبالش گشتم...

مينياتور پست ها : 1223عضویت:1390/5/7
1390/11/23 - 10:16 صبح
______________________________________________
شاه ماهي
*كاربر تاييد شده*

باهات موافقم مينياتور جان ....منم خيلي گشتم دنبال يه مشخصاتي ازش ولي نبود... خوب شايد نميخواد شناسايي بشه
______________________________________________

سلام شاه ماهي عزيز

اينكه بخواد يا نخواد خيلي مهمه.... مگه دست خودشه؟؟؟؟ Smileyكسي كه مطلب مهمي رو مينويسه و تاكيد هم ميكنه كپي برداري ممنوع حتي با ذكر منبع .... يعني خيلي خودشو قبول داره...
اگه اينطوره بايد خودشو معرفي كنه تا من نوعي ببينيم ميتونيم قبولش كنيم يا نه!!!

پيغمبري كه از سوي خدا مياد و ميگه حرف حق رو فقط من ميزنم و لاغير، خدا بهش يه كتاب ميده به اسم "قران" يا "زبور" يا "انجيل"‌ يا "تورات" .... ايشون هم كتابش رو به مردم نشون ميده تا مردم باور كنن كه ايشون حقانيت داره

تا اينجاي كار، البته من نميخوام در مورد صحت و سقم حرفهاي ايشون اظهار نظري كنم، صرفا حرفم اينه كه كسي كه به خودش اطمنيان داره بايد خودشو معرفي كنه.

همين ...

بقيه اش بمونه تا بعد
مهرآفرين پست ها : 14106عضویت:1390/8/1
1390/11/23 - 11:51 صبح
مينياتور جان
من قبلا مشخصاتش رو توي همون وبلاگش ديده بودم.توي لينكها هم وبلاگ همسرش هست. تازه عكساشون رو هم ديده بودم. عكس تولد حورا هم بود!

حالا بذار باز برم ببينم چه خبره

حتما - اگر باز هم مشخصاتش بود- لينكشو برات ميذارم عزيزم
http://afshinsangchap.blogfa.com/

اينجا ريز و درشت خودش و همسرش نوشته شده
من پسته، بادوم، گردو، شکلات زرورق پیچ، گوهر توی صدف، صندلی پایه شکسته و ... نیستم. من یه انسانم! انسان!
مينياتور پست ها : 1223عضویت:1390/5/7
1390/11/23 - 12:29 عصر
ممنون مهرآفرين جان

چرا تو وبلاگ خودش اين لينك ها رو نگذاشته؟؟؟

شما شناختي از اين خانم داري؟‌
مهرآفرين پست ها : 14106عضویت:1390/8/1
1390/11/23 - 1:54 عصر
مينياتور جون منم در حد بقيه خوانندگان وبلاگش ميشناسمش


نميدونم چرا عزيزم!! ولي اگر ميخواست كاملا ناشناس و مرموز باشه مسلما اطلاعات موجود در اون لينك رو هم حذف ميكرد

من چون از اول همه پستاهاشو به دقت خوندم از لابه لاي نوشته هاش حتي ميدونم كه خواهر و خواهر زاده هاش كيا هستن و چه كاره هستن
خود من كه خيييييلي از درسهاي ايشون استفاده كردم و به آرامش رسيدم
اميدوارم براي شما هم همين طوري باشه عزيزم
من پسته، بادوم، گردو، شکلات زرورق پیچ، گوهر توی صدف، صندلی پایه شکسته و ... نیستم. من یه انسانم! انسان!
مينياتور پست ها : 1223عضویت:1390/5/7
1390/11/23 - 1:59 عصر
ممنون مهرآفرين عزيز
ولي بازم ميگم الان تو وبلاگش اين لينك نيست، شما احتمالا قبلا ديده بودي

من فقط محض اطلاع دنبال اين اطلاعات هستم،‌نه اينكه بخوام كسي رو زير سوال ببرم ...
دلم ميخواد بدونم چه كسي اين مطالب رو مينويسه بعد آگاهانه مطالبش رو بخونم

هرچند كه مراجع اين مسائل رو رد ميكنن (نظر خانم شاه ماهي) منهم تحقيق كردم
اما نميدونم چرا يه چيزي تو دلم ميگه به اين راحتي از اين كار نگذر چون پاي فرشته ها در ميونه نه شياطين

بايد يكم فكر كنم
مهرآفرين پست ها : 14106عضویت:1390/8/1
1390/11/23 - 2:06 عصر
مينياتور جون
من همين امروز طبق درخواستي كه كردي رفتم توي وبلاگش و اون لينكو برات گذاشتم!!!
عجيبه برام كه ميگي اطلاعاتو نميتوني از خود وبلاگ ببيني؟!!!!

آخه من از همونجا برش داشتم عزيزم؟!!!
من پسته، بادوم، گردو، شکلات زرورق پیچ، گوهر توی صدف، صندلی پایه شکسته و ... نیستم. من یه انسانم! انسان!
مهرآفرين پست ها : 14106عضویت:1390/8/1
1390/11/23 - 2:09 عصر
خوبه كه داري تحقيق ميكني دوستم

من خودم اگر تجربه موفق دراين باره نداشتم هرگز هرگز هرگز اين موضوعو به كسي پيشنهاد نميدادم

من جديدا ديگه حتي چيزي رو نمينويسم. چون نوشتن يكي از راههاي تمركز كردنه. من الان فقط با فرشته ها صحبت ميكنم و درخواستمو بهشون ميگم. به همين راحتي!!!!!

براي من كه اين صدا زدن فرشته ها خيلي مثبت بوده.
اميدوارم براي شما هم همين طور باشه
من پسته، بادوم، گردو، شکلات زرورق پیچ، گوهر توی صدف، صندلی پایه شکسته و ... نیستم. من یه انسانم! انسان!
مينياتور پست ها : 1223عضویت:1390/5/7
1390/11/23 - 2:09 عصر
ااا بذار برم راستش من امروز نرفتم سه روز پيش ديدم ببخشيد الان ميرم نگاه ميكنم
1   2   3   4   5   6   7   8   9  
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: