موضوع: درمان تهوع در بارداري؟ + اظهار نظر

کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
هستي پست ها : 438عضویت:1390/3/18
1390/10/30 - 4:29 عصر
ميشه لطفا بگيد براي درمانش چه كار كنم من الان هفته 6 هستم و خيلي حالم بده. سرگيجه و حالت تهوع زياد دارم نميدونم چه كار كنم . كمك.........
@GiT پست ها : 2165عضویت:1389/12/21
1390/10/30 - 4:31 عصر
عزيزم اب خنك + عسل+يه ليمو ترش تازه بريز توش و صبح بخور
يك عدد ماماي خسته پست ها : 415عضویت:1390/2/28
1390/10/30 - 4:43 عصر
ab miveye tabii ham kheli khube vali avale hamelegit jegar nakhor bad ghorse giahi ham nakhor chun avale hamelegite mive bokhor k az hame chi tabii taro bikhatar
يك عدد ماماي خسته پست ها : 415عضویت:1390/2/28
1390/10/30 - 4:45 عصر
ghors hichi nakhor hata giahi chun hamoon giahi ham mavade khodesho dare say kon mive ya abmiveye tabii ziad bokhori
هستي پست ها : 438عضویت:1390/3/18
1390/10/30 - 4:47 عصر
مرسي دوستهاي گلم ولي واقعا دارم كلافه ميشم من تنها چيزي را كه تحمل نمي كنم همين حالته و الان مستاصلم و ديشب مهمون داشتم اينقدر حالم بد بود وقتي رفتند كلي گريه كردم آخه هنوز به كسي نگفتم.
فرانك67 پست ها : 9593عضویت:1390/8/16
1390/10/30 - 4:52 عصر
سلام ركسانا جون هستي عزيزم؟
ماماني باران پست ها : 5803عضویت:1390/10/29
1390/10/30 - 4:53 عصر
شبا مايعات نخور جون اب توي معده باعث ميشه حالت تهوع بگيري جوشنده زنجفيل عاليه وصبحا قبل از بيرون اومدن از تختخواب بيسكويت خشك يا يه نان خشك عاليه
خدايا:يا فرياد در گلويم را بگير يا بغض گلو گيرم را... هر کدام راه ديگري رابسته
يك عدد ماماي خسته پست ها : 415عضویت:1390/2/28
1390/10/30 - 4:54 عصر
بزار به 10 هفته برسي بعد بگو الول و اخراي بارداري هم مهموني نگير خستگي براي جنين خوب نيست
دختر پاييزي پست ها : 2876عضویت:1390/3/30
1390/10/30 - 5:04 عصر
بايد دورش بگذره چاره اي نيست.شايد خوردن نون سوخاري بد نباشه ولي واقعيت اينكه هيج كاريش نميتوني بكني
ناربن پست ها : 2033عضویت:1389/8/30
1390/10/30 - 5:21 عصر
مامان نيروانا درست ميگه...بايد دوره اش بگذره...فقط بايد تحمل كني...من تمام راههايي كه دوستان گفتن رو امتحان كردم..ولي اصلا تاثير نداشت....الان كه وارد هفته 14 شدم دارم يواش يواش بهتر ميشم...هميشه گرسنه ام بود ولي نميتونستم چيزي بخورم...از گرسنگي و تهوع گريه ميكردم...تنها راهي كه برا من تاثير داشت اين بود كه تعداد وعده هامو زياد كردم و تو هر وعده يه ذره غذا ميخوردم...
زندگي شيرين پست ها : 1205عضویت:1390/8/21
1390/10/30 - 5:22 عصر
نهههههههههههه

جگر واسه زن باردار سمه

جگر بخاطر داشتن آهن حيواني تاثير بدي روي رشد جنين ميگذاره به هيچ وجه نخور

به جاش از دكترت قرص B6 بگير و صبح كه بيدار ميشي يه بيسكوييت ترجيحا ساقه طلايي بخور چون سبوسش مفيده
nasim ( مامان بهراد ) پست ها : 860عضویت:1389/12/22
1390/10/30 - 5:32 عصر
واقعا سخته هستي جون.خدا صبرت بده
من خودم واقعا كلافه شدم.فك كن هرچي ميخوردم چند دقيقه بعدش بالا مياوردمش.هرشب زير سرم بودم
البته دكتر من يهقرص به اسم دميترون بهم داد كه اگه اونو نميخوردم تا الان مرده بودم
بعضي وقتا خوردن دارو از داشتن اين حالتا بهتره،من واقعا هيچي نمتيونستم بخورم
به قوله مامان نيروانا واقعا كاريش نميشه كرد جز تحمل تا دورش تموم بشه
بهرادم.... تو كه ميخندي گوشه هاي لبت به بهشت ميرساند مرا....
هاله پست ها : 5322عضویت:1390/8/25
1390/10/30 - 5:53 عصر
هروز صبح بالا سرت يه تيكه بيسكوئيت بذار تا بيدار ميشي بخور.يا بادوم.اين يكم بهترت ميكنهواصلا روزتو با مايعات شروع نكن!زنجفيل خوبه البته اگه طبعت گرم و خشك نيست.ويتامين ب 6 هم خوبه ولي از همه مهمتر صبره!همه اينا ميگذره!ناراحت نباش!
تو يه مقاله خوندم مادرايي كه تهوع دوران بارداريشون بيشتر بوده بچه هاشون ضريب هوشي بالاتري داشتن!
ترنم(مامان ايليا) پست ها : 1346عضویت:1390/8/23
1390/10/30 - 6:03 عصر
عزيزم خيلي سخته منم همين طور بودم ولي زنجبيل خيلي بهم كمك كرد منم اگه قرص دميترون نخورده بودم واقعا مرده بودم.........ايشالا به زودي دورش تموم ميشه
نفس من ايليا
نينا مامان اميرحسين پست ها : 1519عضویت:1390/8/14
1390/10/30 - 6:35 عصر
vay hasti jun darket mikonam azizam,manam kheili viare badi dashtam va alanam ke tu hafte 14 hastam hamchenan edame dare,man zede tahavo navidoxin mikhoram,mayeatam kam mikhoram chon halamo badtar mikone,ishala zud khub shi azizam
اميرحسينم؛به تو سوگند،به رازگل سرخ و به پروانه که درعشق فنا ميگردد،زندگي زيباست،وآنچه زيباست تويي،توکه آغازمنو و لحظه ي پايان مني
نينا مامان اميرحسين پست ها : 1519عضویت:1390/8/14
1390/10/30 - 6:35 عصر
vay hasti jun darket mikonam azizam,manam kheili viare badi dashtam va alanam ke tu hafte 14 hastam hamchenan edame dare,man zede tahavo navidoxin mikhoram,mayeatam kam mikhoram chon halamo badtar mikone,ishala zud khub shi azizam
اميرحسينم؛به تو سوگند،به رازگل سرخ و به پروانه که درعشق فنا ميگردد،زندگي زيباست،وآنچه زيباست تويي،توکه آغازمنو و لحظه ي پايان مني
ماهور (مامان پارمين) پست ها : 94عضویت:1390/1/26
1390/10/30 - 7:46 عصر
واي تو رو خدا منم حالم خيلي بده ولي من فقط شبها حالم بد ميشه يعني دوست دارم بميرم نميدونم چه كار كنم از اون بدتر اينكه از بوي اكثر چيزا متنفرم
هر روز تکراريست .. صبح ماجراي ساده ايست .. گنجشکها بيخودي شلوغش ميکنند....
شیرین2013 پست ها : 5عضویت:1392/5/28
1392/10/1 - 10:48 صبح
من هفته 6 بارداری هستم دیشب اینقدر کلافه بودم دوست داشتم خودم رو حلقه آویز کنم مهمونی رفته بودیم مرتب به من تعارف می کردن چون نمی دونستن دیوونه شدم می خواستم بمیرم سر بچه اولم هم همینطوری بودم اما تا 3 ماهگی بهتر شدم ولی این یکی خیلی زود شروع شد خدا کنه زود هم تمام شه
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: