موضوع: خطرات در ماه هفتم بارداري + اظهار نظر

کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
ليلا پست ها : 872عضویت:1386/2/1
1390/10/6 - 10:07 صبح
يه يك هفته اي هست كه وارد ماه هفتم بارداري شدم . شديدا به اظطرار افتادم . احساس سنگيني زيادي مي كنم . با ورودم به اين ماه يهو همه كارا برام به سختي شده . سخت مي شينم ، به سختي از جام بلند ميشم . نفسم رو كه ديگه نگو !! مدام نفس كم ميارم . احساس مي كنم همش دارم از كوه ميرم بالا! به نظر شما طبيعيه ؟؟ حالا براي اين خستگي ها زود نيست ؟؟ يه وقت نشونه خطر نباشن ؟؟؟
مامان پرنيان و پارميس
ليلا پست ها : 872عضویت:1386/2/1
1390/10/6 - 10:20 صبح
تو رو خدا راهنماييم كنيد
مامان پرنيان و پارميس
ساناز پست ها : 3321عضویت:1389/4/30
1390/10/6 - 10:22 صبح
سلام ليلا جان
من تازه ماهه هشتو شروع كردم.
منم تو ماه هفت همينطور بودم. هنوزم همينطورم
نگران نباش چيزي نيست. داري سنگين ميشي ديگه دختر. حالا سنگينيات مونده. اگه فقط احساس درد مداوم داشتي به دكترت بگو.
به جاي پاک کردن اشک هايتان، آنهايي که باعث گريه تان مي شوند را پاک کنيد !
مامان هانا پست ها : 113عضویت:1390/6/11
1390/10/6 - 1:28 عصر
منم دقيقا همينطوريم فكر ميكنم طبيعيه
baharak پست ها : 117عضویت:1388/6/3
1390/10/6 - 1:49 عصر
عزيزم من آخراي هفت هستم منم مثل شما هستم هنوز هم سختمه خوابيدن بلند شدن نشستن فقط به اين اميدم كه زودتر تموم بشه
نغمه پست ها : 2446عضویت:1389/9/2
1390/10/9 - 1:18 صبح
طبيعيه حالا كو تا معني واقعي سنگيني رو بفهمي

التماس دعا خانمي

چقدر دلم براي دوران باداريم تنگ شدددددددددددد
كوثر ني ني پست ها : 1عضویت:1390/10/8
1390/10/15 - 12:48 عصر
سلام ليلا جون منم دو هفته اي شده كه رفتم تو هشت ماه نگران نباش منم مثل تو بودم سعي كن زياد بهش فكر نكني
mahsa (مامان هستي) پست ها : 4486عضویت:1390/9/3
1390/10/15 - 12:51 عصر
azizam manam mesle shoma hastam tabieye man alan hafte 32 hastam
ستاره ای در آسمان پست ها : 62عضویت:1392/4/17
1392/8/15 - 2:32 صبح
سلام
منم همینطور شدم.
فک کنم برا اینه که از ماهه 6-7 بچه یه دفه بزرگ میشه!
*گل آرا* پست ها : 2320عضویت:1387/3/10
1392/8/15 - 8:29 صبح
منم داغونم همش درد و درد به سختی بلند میشم و میشینم سرکار رفتن هم یه عذاب دیگه
مادرم کاش بودی دلتنگ صدا و نگاهتم
سامین فرشته کوچولوم 4 ماهه شد        مبارک باشه :)
parie darya پست ها : 941عضویت:1391/12/10
1392/8/16 - 3:52 صبح
منم پدرم در اومده نفسم بالا نمیاد تپش قلب شدید دارم ضربان قلبم طوری بالاست که احساس میکنم قبلم داره میاد بیرون قفسه سینم سنگین میشه خوابم هم دیگه نگو فقط لحظه شماری میکنم زودتر تموم شه
پسرم ارسام روز 8 بهمن مامان باباش و خواهرش عسل رو از تنهايي در اورد
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: