موضوع: دل بندگي و بندگي دل + اظهار نظر

1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   11  
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
ziba پست ها : 53عضویت:1390/4/10
1391/8/4 - 9:17 عصر
امروز عصر رفته بودم دعای عرفه یه حال عجیبی داشتم آخر دعا ازخدا خواستم گناهان برادر جوانم را که هنوز بعدازگذشت 5ماه داغش تازه است ودل من ومادرم را به درد میاره وبه خاطر عظمت این عصر واین شب ببخشه وبه ما صبر بده تا بتونیم به زندگی برگردیم اخه من از انجام کارهای روزمره زندگی ناتوان شدم ولی از وقتی برگشتم ا نگار حالم بهتر شده بعد ازمدتها خانه راتمیز کردم .یعنی خدا صدامو شنیده .....]قا پارسا میشه یک کمی از امروز وبرکاتش بگید
پارسا ... پست ها : 718عضویت:1390/5/1
1391/8/4 - 11:12 عصر
عرفات جايي است كه بايد كمي در كوير دلت بيتوته كني
خودت را بشناسي و از اين شناخت به بندگي برسي

گفت: حج نرفتم و دستم از عرفات كوتاه است چه كنم ؟

گفتم: پس امروز به زيارت كسي برو كه هزاران حج مي ارزد:
از بشير روايت شده است كه به امام صادق عليه السلام عرض كردم: چه بسا كه براى انجام مناسك حج توفيق پيدا نمى كنم، ولى در روز عرفه به زيارت قبر امام حسين عليه السلام مى روم، حضرت فرمود: احسنت (بسيار خوب مى كنى) اى بشير! هر مؤمنى كه در غير از روز عيد، قبر امام حسين عليه السلام را زيارت كند و نسبت به حق آن حضرت شناخت و معرفت داشته باشد، ثواب بيست حج و بيست عمره مقبول و صحيح و ثواب شركت در بيست جنگ در ركاب پيامبرى مرسل و يا امامى عادل در نامه اعمال او ثبت مى شود. و هر كس در روز عيد به زيارت آن حضرت برود، ثواب صد حج و صد عمره و ثواب شركت در صد جنگ در ركاب پيامبر مرسل يا امام عادل در نامه اعمال او نوشته مى شود. و اگر شخص با ايمانى مزار آن حضرت را در روز عرفه زيارت كند در حالى كه معرفت به مقام و منزلت او داشته باشد، ثواب هزار حج و هزار عمره مقبوله و هزار جنگ در ركاب پيامبرى مرسل و يا امامى عادل (يكى از ائمه اطهار عليهم السلام) در نامه اعمال او نوشته مى شود.
راوى مى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: ثواب اين زيارت كجا با ثواب وقوف در عرفات برابرى مى كند؟! حضرت نگاهى آميخته به خشم به من كرد و فرمود: اى بشير! اگر مرد با ايمانى در روز عرفه به قصد زيارت قبر امام حسين عليه السلام حركت كند و در فرات غسل كند و سپس عازم زيارت قبر آن بزرگوار شود، به ازاى هر قدمى كه بر مى دارد ثواب يك حج با تمام مناسك و شرايطى كه دارد در نامه اعمال او ثبت مى گردد.
(كافي ج4 ص580 ط اسلاميه)

گفت: توفيق زيارت امام حسين از نزديك ندارم چه كنم؟

گفتم: به يك سلام كفايت كن:
هرگاه فردي از شما از راه دورخواست ما را زيارت كند، پس بر جاي بلندي از منزل برود دو ركعت نماز بخواند و رو به سوي قبر ما كند و با اشاره سلام دهد، پس حتما آن سلام به ما خواهد رسيد.
(كافي ج4 ص587)

حالا كه خوب خودت را شناخته اي
و با توسل به ابا عبدالله به درگاه بندگي خدا آمده اي پس بدان :

امروز، عرفه، روز دعا و درخواست است
(كافي ج4ص145)

گفت: خدايا اجابت ميكني ؟

و خدا هم گفت: هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را -به هنگامى كه مرا بخواند- اجابت مى‏كنم‏ (بقره186)
پارسا ... پست ها : 718عضویت:1390/5/1
1391/8/5 - 12:10 صبح
امشب هم شب احياست
اين عيد مباركت باشد،
بعد از روزهاي عاشقي براي عيد بندگي آماده شو.

اگرچه در اين روز به شكل نمادين مال خود را فداي راه خدا مي كني ولي در واقع نفس خويش را در پيشگاه حضرت دوست سر مي بري. به شيطان اعلان جنگ مي دهي و در پناه خداوند خود را بيمه مي نمايي. عبادت اين روز نيز مثل همه روزهاي ديگر صورت ظاهري دارد و حقيقت باطني و درون آن به دست نمي ايد مگر با حركتي خالصانه و با توكل به خدا.

چه باشد گر نگارينم بگيرد دست من فردا
ز روزن سر درآويزد چو قرص ماه خوش سيما

درآيد جان فزاي من گشايد دست و پاي من
كه دستم بست و پايم هم كف هجران پابرجا

بدو گويم به جان تو كه بي‌تو اي حيات جان
نه شادم مي‌كند عشرت نه مستم مي‌كند صهبا

وگر از ناز او گويد برو از من چه مي‌خواهي
ز سوداي تو مي‌ترسم كه پيوندد به من سودا

برم تيغ و كفن پيشش چو قرباني نهم گردن
كه از من دردسر داري مرا گردن بزن عمدا


تو مي‌داني كه من بي‌تو نخواهم زندگاني را
مرا مردن به از هجران به يزدان كاخرج الموتي
(ديوان شمس)

قرباني كردن سخت است، گناه نكردن سخت است
ببيني ديگران وهم لذت دارند ولي باز دست بكشي سخت است
اما گاه به اندازه ي يك دنيا بخشش مي ارزد :
هر كس نيتش صادق باشد، اولين قطره از خون قربانى‏اش، كفاره همه گناهان او است.
(دعائم الاسلام ج1ص184)
زيبا (مامان كوثر) پست ها : 1575عضویت:1387/7/29
1391/8/7 - 8:19 صبح
جملات و توصیفات شما از روز عرفه و شب عید و قربانی کردن نفس عالی بود....

راستی به وبلاگ دخترم سر بزنید. خوشحال میشم

http://kowsar.niniweblog.com/
قاصدك مهربون پست ها : 2387عضویت:1390/4/13
1391/8/7 - 11:49 صبح
دو متن اخیرتون خیلیییییی عالی بود
ممنون

میشه در مورد عید غدیر هم بنویسید
از دلم تا لب ايوان شما راهي نيست نيمه جانيست، در اين فاصله قربان شما... السلام عليك يا علي بن موسي الرضا
پارسا ... پست ها : 718عضویت:1390/5/1
1391/8/13 - 10:40 عصر
ممنون خانم زيبا و خانم قاصدك

متاسفانه هرچه سعي كردم نه فرصت نوشتن براي غدير پيش آمد و نه لياقتش !

اميدوارم همين چند خط راهنماي خود من باشه.
پارسا ... پست ها : 718عضویت:1390/5/1
1391/8/13 - 10:53 عصر
پيامي از غدير ...

پيامبر در خطبه غدير فرموده اند:

"من هر آنچه گفتنى بود گفتم و مأموريتم را كاملا به انجام رساندم، تا آنجا كه براى هيچ كس؛ چه حاضر و چه غايب، چه آنان كه متولد شده‏اند و چه آيندگان جاى عذر و بهانه‏اى باقى نماند، پس سفارشات مرا به ديگران ابلاغ كنيد، حاضر به غايب، و پدر به فرزند خود تا روز قيامت برسانند. (الاحتجاج ج1ص62)

در ابتداي خطبه غدير پيامبر نه تنها ولايت بلكه خلافت را نيز متعلق به علي(ع) مي دانند.
خطبه غدير يك خطبه كاملا سياسي است كه هيچ گاه دين از سياست جدا نيست. اينكه تمام هم و غم مسلمان بايد تشكيل حكومت اسلامي باشد تا تمام قوانين اسلام در سطح اجتماعي نيز اجرا شود؛ و اين ملك و حكومت در اختيار صاحب اصليش حضرت مهدي قرار گيرد. (برگرفته از كلمات امام خميني، ر.ك به صحيفه امام)

حفظ حكومت اسلامي از بالاترين واجبات يك مسلمان است
حالا با همه ي اينها آيا در حكومت اسلامي نبايد اعتراض كرد؟ اگر ظلمي رخ داد بايد ساكت نشست؟
مگر نه اينست كه خود علي(ع) فرمودند: " كسي كه ظلم مي‌كند، و كسي كه با او همكاري دارد و كسي كه بدان رضايت دارد، "هرسه" شريك‌اند". (الخصال ج1ص107)
مگر نه اينكه منطق قرآن در برخورد اجتماعي با ديگران بر پايه‌ي حكمت، اندرز و آرامش است، اما در برخورد با ظالمان شيوه‌ي گفت‌وگو با آنان را متفاوت دانسته و سخن محكم و معترضانه را در پيش مي‌گيرد: خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر [از] كسى كه بر او ستم رفته باشد (نساء148)
براي باقي بودن حكومت اسلامي ايمان كافي نيست، عدالت لازم است: تا آن‌جا كه در جمله‌اي مشهور و منتسب به پيامبر اكرم(ص) آمده است: حكومت با كفر به همراه عدل باقي مي‌ماند ولي با ظلم به همراه ايمان باقي نمي‌ماند(جامع الاخبار ص119)

ملاك همين حفظ حكومت اسلامي است كه از غدير به جاي مانده است.

پس بايد در مورد اعتراض به ظلم چند چيز را در نظر گرفت:
1- اعتراض يك مسلمان در برابر ظلم، منحصر به كشور و دين خودش نبوده و نارضايتي او نيز نه تنها در حد اعتراض زباني، بلكه امري قلبي و دروني است. چنانچه امام رضا(ع) فرموده‌اند: هر كس از كارى راضى باشد مثل كسى است كه آن‌را انجام داده، و اگر كسى در مشرق كشته شود و ديگرى در مغرب از اين قتل راضى باشد، نزد خدا با قاتل شريك خواهد بود.(عيون اخبار الرضا ج1ص273) اينكه ظلم در فلسطين و سوريه را نبيني غلط است، همان قدر كه ظلم را در كشور خودت نبيني.

2- مهم‌ترين نكته اين است كه در همه اين كارها، از قيام و جهاد و امر به معروف و نهى از منكرها و از سكوت و تقيه‏ها، بايد به اثر و نتيجه آنها در آن موقع توجه كرد. گاهى قيام و جهاد براى حفظ اسلام مفيدتر است و گاهى سكوت و تقيه. در نتيجه نبايد اعتراض موجب فتنه بزرگتر شود.

3- قيام بايد براي رضاي خدا باشد، همان ابومسلم خراساني كه ما ايراني ها او را قهرمان پنداشته ايم، وقتي براي منافع بني عباس قيام كرد و به امام صادق(ع) نامه نوشت، امام نامه او را سوزاند و از قيام در برابر ظلم بني اميه حمايت نكرد. (تاريخ مسعودي)

4- خطوط خود را از دشمن جدا كنيم و برائت خود بلند فرياد كنيم كه هر كس به دامان استكبار پناه برد خودش مصداق واقعي ظالم خواهد بود :
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، يهود و نصارى‏ را دوستانِ [خود] مگيريد [كه‏] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند. و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد، از آنان خواهد بود. آرى، خدا گروه ستمگران را راه نمى‏نمايد. (مائده 51)

همانا مردم به فقر و احتياج و گرسنگي و برهنگي دچار نشده‌اند، مگر از رهگذرِ گناهان ثروت‌مندان
(وسائل الشيعه ج9 ص12)
پارسا ... پست ها : 718عضویت:1390/5/1
1391/8/13 - 11:37 عصر
علي(ع) و فاطمة(س) چگونه يكديگر را خطاب مي كردند؟

حضرت علي‌‌ از نظر ارتباطات عاطفي بسيار به حضرت زهرا‌ توجه داشتند و از تعابيري مثل "حبيبتي فاطمه؛ (عشق من فاطمه)" استفاده مي كردند.
يا مثلا حضرت بارها و بارها به فاطمه زهرا‌ مي‌فرمودند "بنفسي انت، (جانم فدات)" البته جالب است كه حضرت صديقه كبري‌ پاسخ مي دادند "روحي لروحك الفداه؛ (روح من فداي روحت)".
يا حضرت در تعبيري دارند "انا كنا كزوج حمامه في ايكه (من و زهرا مثل دو كبوتر عاشق در لانه اي بوديم)"
(تفسير فرات كوفي ص523؛ ديوان امير المومنين ص86)
اينها نشان مي‌دهد كه ارتباطات عاطفي عميقي بين آن بزرگورارن وجود داشته است.

از امام علي‌‌(ع) نقل شده است: "فوالله - ما اغضبتها و لا اكرهتها على امر حتى قبضها الله عزوجل اليه و لا اغضبتنى و لا عصت لى امرا و لقد كنت انظر اليها فتنكشف عنى الهموم و الأخزان. (بحار ج43 ص133)
(به خدا سوگند هيچ گاه فاطمه‌ را به خشم نياوردم و او را بر كارى - كه ميل نداشت - وادار نكردم تا روزى كه خداوند او را برد و او نيز هيچگاه مرا به خشم نياورد و از فرمان من سرپيچى نكرد و هر گاه كه به او مى نگريستم نگراني‌ها و غم‌ها از من زدوده مى‌شد) .
زيبا (مامان كوثر) پست ها : 1575عضویت:1387/7/29
1391/8/14 - 6:43 صبح
سلام آقای پارسا

پیام غدیر خیلی عالی بود. به جنبه های جدیدی اشاره کردید. ممنون

و مطلبی که در مورد امام علی (ع) و بانو فاطمه زهرا (س) هم گذاشتید واقعا خوندنی و جالبه

متشکر از حضور و نظرات خوبتون در وبلاگ. بازم تشریف بیارید!
پارسا ... پست ها : 718عضویت:1390/5/1
1391/8/18 - 7:10 عصر
پيش بيني آخر يك داستان ...

سال دهم هجري است. محمد(ص) افرادي را براي تبليغ به سوي نجران مي فرستد. حرف هاي جديدي به گوش مي رسد. مردي عرب زبان ادعاي پيامبري كرده و مي گويد خدا يكي است؛ و تمام ادعاي سه خداييِ مسيحيت را زير سوال برده است!

مسيحيان گروهي را براي گفتگو به مدينه مي فرستند. بحث ها بالا مي گيرد. هر چه دليل و برهان عقلي اقامه مي شود، باز هم مسيحيان تن به حرف حق نمي دهند. پيامبر از جانب خدا مي فرمايد: "مَثَل عيسى در نزد خدا، همچون آدم است كه او را از خاك آفريد، و سپس به او فرمود: "موجود باش!" او هم فوراً موجود شد. (بنا بر اين، ولادت مسيح بدون پدر، هرگز دليل بر الوهيّت او نيست.)".(آل عمران/59)
آخر كدام عقل سليم باور مي كند كه خدايي كه بي نهايت كمال و خوبي است، سه تا بوده و خود يكي از (پدر، پسر و روح القدس) باشد؟! (مائده/73)

آنها همچنان بهانه جويي كرده و در حقانيت اسلام ترديد مي كنند. وقتي منطق و برهان جواب نمي دهد، سبك روشن گري تغيير مي كند. به ناگاه دستوري عجيب از خداوند مي رسد، كه ديگر فرصتي براي لجاجت نمي گزارد: "هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم".
لرزه بر اندام آنان مي افتد، تقاضاي شور و مشورت مي كنند.

در نهايت اسقف چنين دستور مي دهد: شما پيشنهاد را بپذيريد و اگر ديديد كه پيامبر با سر و صدا و جمعيّتى انبوه براى نفرين مى‏آيد، نگران نباشيد و بدانيد كه خبرى نيست، ولى اگر با افراد معدودى به ميدان آمد، از انجام مباهله صرف نظر و با او مصالحه كنيد.

روز مباهله فرا مي رسد، چشم ها همه خيره مانده است. پيامبر اسلام(ص) همراه با دو كودك و يك جوان و يك زن بيرون آمده است. آن دو كودك، حسن و حسين و آن جوان، جان پيامبر(ص) علىّ بن ابى طالب(ع) و آن زن فاطمه‏ى زهرا (س) دختر پيامبر است. اين مرد عجب عقيده محكمي دارد كه نزديك ترين افراد خانواده اش را با خود آورده است!!

اسقف مسيحيان گفت: من چهره‏هايى را مى‏بينم كه اگر از خداوند بخواهند كوه از جا كنده شود، كنده مى‏شود. اگر اين افراد نفرين كنند، يك نفر مسيحى روى زمين باقى نمى‏ماند. لذا از مباهله اعلام انصراف كرده و حاضر به مصالحه شدند.

"اگر سخنان حق شما را مخالفان نپذيرفتند آنها را به مباهله دعوت كنيد".
راوى مى‏گويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم چگونه مباهله كنم؟
فرمود:" خود را سه روز اصلاح اخلاقى كن" و گمان مى‏كنم كه فرمود: روزه بگير و غسل كن، و با كسى كه مى‏خواهى مباهله كنى به صحرا برو، سپس انگشتان دست راستت را در انگشتان راست او بيفكن و از خودت آغاز كن و بگو: خداوندا! تو پروردگار آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه‏اى و آگاه از اسرار نهان هستى، و رحمان و رحيمى، اگر مخالف من حقى را انكار كرده و ادعاى باطلى دارد بلائى از آسمان بر او بفرست، و او را به عذاب دردناكى مبتلا ساز! و بعد بار ديگر اين دعا را تكرار كن و بگو: اگر اين شخص حق را انكار كرده و ادعاى باطلى مى‏كند بلائى از آسمان بر او بفرست و او را به عذابى مبتلا كن! سپس فرمود:" چيزى نخواهد گذشت كه نتيجه اين دعا آشكار خواهد شد، به خدا سوگند كه هرگز نيافتم كسى را كه حاضر باشد اين چنين با من مباهله كند"

هر چند آن مباهله رخ نداد، ولي اگر صورت مي گرفت نتيجه چه بود؟
پارسا ... پست ها : 718عضویت:1390/5/1
1391/8/18 - 7:45 عصر
و 13 سال گذشت

پس از آنكه پيامبر(ص)، على(ع) را در غدير خم به خلافت منصوب مي كند و مي فرمايد "من كنت مولاه فهذا على مولاه"، اين مسئله در همه جا منتشر مي شود،"نعمان بن حارث" (كه از منافقان بود) خدمت پيامبر(ص) آمده و مي گويد: به ما گفتى شهادت به توحيد و نفى بت‏ها بدهيم، و گواهى به رسالت تو بدهيم، و دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زكاة دادى، همه را پذيرفتيم، ولى به اين قناعت نكردى و اين پسر (منظورش على بن ابى طالب(ع) است!) را خليفه كردى و گفتى" من كنت مولاه فعلى مولاه" آيا اين سخن از تو است يا دستورى از طرف خداست؟

پيامبر فرمود: به خدايى كه جز او معبودى نيست از ناحيه خداست، نعمان بر مي گردد، در حالى كه مى‏گويد: خداوندا اگر اين سخن از ناحيه تو است بارانى از سنگ از آسمان بفرست؛ و چيزى نگذشت كه سنگى بر او سقوط كرد و كشته شد. و چنين آيه نازل شد: "تقاضاكننده‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد" (معراج/1)

مسلماني ولايت علي(ع) را نفي مي كند، اينچنين نفرين خودش، گريبان گيرش شده و هلاك مي شود؛ حال اگر پيامبر آن مسيحياني را كه نفي توحيد مي كردند، نفرين مي نمود چه ميشد؟!!

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: سوگند به كسى كه مرا پيامبر حقّ قرار داد، اگر مباهله انجام مى‏گرفت، آن وادى آتش را بر آنان فرو مى‏ريخت.

(برداشت به زبان حال از تفسير مجمع البيان طبرسي، مفاتيح الغيب فخر رازي، تفسير نمونه، ذيل آيات 61آل عمران و 1معراج؛ روايات اصول كافي، ج2، باب المباهله؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج3، بابي در استدلال امامت ائمه)

مباهله دليلي محكم و انكار ناپذير بر فضيلت اسلام بر باقي اديان
و فضيلت اصحاب كساء بر باقي انسان هاست.
پارسا ... پست ها : 718عضویت:1390/5/1
1391/8/19 - 11:20 صبح
واقعه مباهله دو تا نکته مهم داره :

1- در برخورد با مخالف مرتبه اول برخورد علمی و منطقی هست و به بهترین و زیباترین شکل :

"ادْعُ إِلى‏ سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدین"

با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر مى‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است و او به هدایت‏یافتگان داناتر است

2- آدم باید به قدری بر مذهب و عقیده حق خودش محکم باشه که بتونه برای دفاع از ارزش دینی خودش حتی خانواده و عزیزانش رو هم فدا کنه.

و این هدف و نتیجه یعنی شاه کلید تربیت دینی صحیح.
قاصدك مهربون پست ها : 2387عضویت:1390/4/13
1391/8/25 - 5:24 عصر

شبِ اول محرَّم میقات اهل دل است و همه‌ی محرّمیان لبیک‌گوی اباعبدالله هستند.

* مُحرَّم ماهی است که انسان خود را پیدا می‌کند و به دلیل یافت خود امنیّت و آرامش خاصی بر او حاکم می‌گردد.

* گاهی اوقات انسان خودش را، یا حقیقتش را، یا فضیلتش‌ را و یا بعضی از ارزشهایش را گم می‌کند، خاصیّت ضیافت اباعبدالله این است که او گم‌شده‌های خود را می‌یابد.

*پیدا کردن گم‌شده‌های انسان ابزاری می‌طلبد که حضور در مجالس اباعبدالله آن وسیله و ابزار است.

* اشک بر اباعبدالله وسیله‌ای است که استعداده‌های نهفته انسان را به ظهور می‌رساند.

* اثر اشک بر اباعبدالله از کارافتادگی و ناتوانی نیست بلکه اثر این اشک سرور باطنی است.

*غیر ممکن است که اشک بر اباعبدالله علیه السلام فقط برای عالَم قیامت فایده داشته باشد قطعا این اشک در همین عالم به ما آرامش و امنیت می‌بخشد.
از دلم تا لب ايوان شما راهي نيست نيمه جانيست، در اين فاصله قربان شما... السلام عليك يا علي بن موسي الرضا
قاصدك مهربون پست ها : 2387عضویت:1390/4/13
1391/8/25 - 5:25 عصر

السَّلَامُ‏ عَلَى‏ الْحُسَیْنِ‏ وَ عَلَى‏ عَلِیِ‏ بْنِ‏ الْحُسَیْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَیْن‏ علیهم السلام
از دلم تا لب ايوان شما راهي نيست نيمه جانيست، در اين فاصله قربان شما... السلام عليك يا علي بن موسي الرضا
پارسا ... پست ها : 718عضویت:1390/5/1
1391/8/26 - 8:27 عصر
آقا جان بر سر جنازه ما هم مي آيي ؟

شيعيان نيشابور، در زمان امامت امام كاظم(ع) جمع شده و شخصي به نام محمّد بن علي نيشابوري ـ معروف به ابوجعفر خراساني ـ را انتخاب كردند تا به مدينه برود و حقوق شرعي و هداياي شيعيان آن سامان را خدمت امام هفتم(ع) تقديم كند.
آنها سي هزار دينار، پنجاه هزار درهم، مقداري جامه و پارچه را به همراه دفتري مُهر و موم شده كه در آن هفتاد ورق كه در هر يك صورت مسئله‌اي شرعي نوشته شده بود، به او سپردند و به وي گفتند: هر گاه خدمت امام رسيدي، سؤالات و دفتر را به آن حضرت تسليم نما و فردا صبح آنها را بازپس گير. اگر ديديي كه مُهر و مُومِ دفتر شكسته نشده، خودت مُهر آنها‌ را بشكن و ببين كه آيا امام بدون شكستن مُهر و مُوم، پاسخ سؤالات را داده است يا خير؟ اگر پاسخ آنها را بدون شكستِ مُهر و موم دفتر، داده و نوشته است، بدان كه او همان امام است و ايشان شايستة اَخذ اموال مي‌باشند وگرنه اموال را به ما برگردان.
[شيعيان خراسان با اين آزمون مي‌خواستند امام حقيقي را شناخته و به او يقيين كنند و بدين وسيله فريب مدّعيان دروغين امامت را نخورند]

در هنگام حركت نمايندة نيشابوريان ـ محمّد بن علي نيشابوري ـ بانوي بزرگواري به نام شطيطه كه از پارسايان و زاهدان زمان خود بود، به نزد ايشان آمده، مبلغ يك درهم به همراه يك قطعه پارچه به او داد و گفت: “اي اباجعفر! در حالِ من، از حقِّ امام، اين مقدار تعلّق گرفته، اين را خدمت امام برسان”. محمّد بن علي نيشابوري به او گفت: “من خجالت مي‌كشم كه اين وَجه ناقابل را خدمت امام دهم”.

شطيطه گفت: “خداوند از حق خجالت نمي‌كشد” [منظور آنكه حقوق امام را، اگر چه اندك، بايد پرداخت] آنچه بر ذمّة من است، همين است. مي‌خواهم در حالي خدا را ملاقات كنم كه چيزي از حقِّ امام، در گردن من نباشد”.

نمايندة نيشابوريان وجه اندك شطيطه را گرفت و به مدينه رفت. در آنجا پس از امتحانِ “عبدالله اَفْطح” [پسر امام صادق و مدّعي امامت پس از وي] دانست كه او شايستگي مقام امامت را ندارد، لذا نوميدانه از خانة او بيرون آمد، در اين هنگام كودكي او را به خانة امام كاظم(ع) هدايت كرد. تا چشم حضرت بر او افتاد فرمود: “ اي اباجعفر! چرا نااميد هستي… به من روي كن كه حجّت و ولّيِ خدا هستم. من سؤالات شما را ديروز جواب دادم، آنها را نزد من بياور.

همچنين درهمِ شطيطه را ـ كه وزنش يك درهم و دو دانق مي‌باشد ـ بياور.

علي بن محمّد نيشابوري مي‌گويد: از سخنان و نشانه‌هايِ درستِ امام حيران شدم و فرمانِ او را انجام دادم. امام(ع) يك درهم و پارچة شطيطه را برگرفت و مابقي اموال را برگرداند و روي به من كرده، فرمود: “انّ الله لا يستحي من الحق” اي اباجعفر! سلام مرا به شطيطه برسان و اين كيسة پول را ـ كه چهل درهم در آن است ـ و همچنين اين قطعة پارچه را ـ كه قطعه‌اي از كفن من است ـ به او بده و بگو: “آن را كفن خود قرار دهد كه پنبة اين پارچه از مزرعة خود ماست و خواهرم آن را رشته است”.ضمناً به شطيطه بگو: از هنگام وصول پول و پارچة كفن، نوزده روز بيشتر زنده نيستي، شانزده درهم از چهل درهم اهدايي را براي خود خرج كن و بيست و چهار درهم آن را جهت صدقه و تجهيز و تكفين خود نگاه دار و به او بگو “من بر جنازة او نماز خواهم گذارد”. سپس امام كاظم(ع) فرمود: “اين اموال را به صاحبانشان برگردان و مُهر سؤالات را بگشاي و ببين آيا جواب سؤالات را پيش از ديدن آنها داده‌ايم يا خير”؟!

محمد بن علي نيشابوري مي‌گويد: “به مُهرها نگاه كردم، آنها را دست نخورده ديدم و بعد از شكستِ مُهر و موم، ديدم پاسخ سؤالات داده شده است”.

هنگامي كه نمايندة نيشابوريان به خراسان بازگشت با تعجب ديد كساني كه امام، اموالشان را نپذيرفته به مذهب “فَطحيّه” وارد شده‌اند امّا شطيطه همچنان بر مذهب حقّ خود باقي مانده است. سلام حضرت را به او رسانيد و كيسة پول و پارچة كفن را به وي تقديم كرد و همان طور كه امام فرموده بودند، پس از نوزده روز از دنيا رفت.
چون شطيطه درگذشت، امام در حالي كه سوار بر شتر بود به نيشابور وارد شد و بر پيكر او نماز گذارد و به هنگامِ بازگشت، اين بشارت شيرين و مژدة دلنشين را به همة شيعيان در همة عصرها و نسل‌ها داد كه:

من و امامانِ نظيرِ من بايد و ناگزير بر جنازه‌هاي شما حاضر شويم، در هر جا كه از دنيا برويد، پس تقواي خدا را در خود حفظ كنيد.

(مناقب ابن شهر آشوب/ج4/ص291)
لازم به يادآوري است كه امروزه قبر اين بانوي سعادتمند در شهر نيشابور همچنان زيارتگاه ارادتمندان به خاندان پيامبر(ص) و شيعيان آنها است و به نام “بي‌بي شطيطه” معروف مي‌باشد.
پارسا ... پست ها : 718عضویت:1390/5/1
1391/8/26 - 8:33 عصر
خدا يا شكرت كه اجل مهلت داد و محرمي ديگر را درك كردم

مي خواهم درد دلي كنم

اين محرم عهد من با مهدي (عج) باشد
اگر قرار است اين آخرين محرم من باشد
تو را به حق اين اشك هاي حسيني
او را شفيع من كن و قابلم بدان كه بر بدنم نماز بخواند ...
قاصدك مهربون پست ها : 2387عضویت:1390/4/13
1391/8/27 - 2:29 عصر
با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد

احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است

در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت

باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست

بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند

با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید

در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را

اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت

بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود


خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...

در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...
از دلم تا لب ايوان شما راهي نيست نيمه جانيست، در اين فاصله قربان شما... السلام عليك يا علي بن موسي الرضا
پارسا ... پست ها : 718عضویت:1390/5/1
1391/8/28 - 9:01 عصر
اشكي كه طوفان به پا مي كند

گفت: هركه روزي را در سپاه علي بگذراند، يقينا از اهل بهشت خواهد بود!
گفتم: آيا ميداني خوارج و شمر بن ذي الجوشن نيز در صفين پا به ركاب علي(ع) بودند و زخمهايي نيز برداشتند؟

گفت: چون دلم با حسين است، كسي را ياراي آن نيست كه به دوزخ راهم دهد!
گفتم: آناني كه در برابرش تيغ از نيام برون كردند نيز قلبشان با حسين بود!
(قلوب‏ الناس معك و سيوفهم‏ مع بني اميّة)

گفت: اشكي بر مصيبت حسين ريختم. آتش جهنم را با آن خاموش كردم.
گفتم: مولايم و فرزند مولايم با صداي ضعيف و بيمارش بر اشك ريزاني نهيب زد كه : خود شما كوفيان ما را كشتيد! چه فايده كه اكنون اشك مي ريزيد؟
(وقال الإمام زين العابدين رضي الله عنه لأهل الكوفة:"هل تعلمون أنكم كتبتم إلى أبي وخَدَعْتُموه وأعطيتموه من أنفسكم العهد والميثاق، ثم قاتلتموه وخَذَلْتموه. بأي عين تنظرون إلى رسول الله (ص)، يقول لكم: قاتلتُم عِتْرَتي، وانتهكتُم حُرْمَتي، فلستم من أمتي". وقال أيضاً عنهم: إن هؤلاء يبكون علينا، فَمَنْ قَتَلَنا غيرُهم)

گفتم: مگر نبود وقتي كه زينب (س) نداي يا للمسلم برآورد (كه نا مسلمان اين كسي كه مي كشيد مسلمان است)، عمر بن سعد اشك ريخت؟
مگر نبود كه معاويه پس از شهادت علي(ع) به شعرا و مداحان مي گفت برايم از علي بگوييد، سپس اشك مي ريخت و مي گفت آري كه ابو تراب چنين بود!

گفت: گمان كنم تو از آن دسته سست ولايتاني هستي كه ارج بر اشك نمي نهند! نكند از اصحاب سقيفه اي؟!
گفتم: گر تو خود را برتر از حسيني نبيني كه عرفات را غرق مناجاتش كرد.
گر تو دنباله رو سربازي باشي كه جان خويش را فداي نماز حسين كرد!
گر تو مرام آن برده اي را داشته باشي كه شيعه بودنش تنها هنگام سرخوشي ها نبود!
گر مرگ در راه حق را سعادت و شرافت بداني!
گر تو شيعه بودن را مجوزي براي سرپيچي از دستورات پروردگارت نداني!!
و ....
آن وقت است كه حرارت يك قطره اشكت در ترازوي عمل، دريائي از گناه را خواهد خشكاند.
و گوارايت باد اين قطره اشك!

امام على(ع) جد بزرگوار امام سجاد(ع) نيز پيروان سست عنصر خويش را سرزنش كرده است: نامردان مرد نما، ... اى كاش شما را نديده بودم و نمى‌‌شناختم. به خدا قسم حاصل شناختن شما پشيمانى و غم و غصه است. خدا شما را بكشد كه دلم را پر از خون كرديد، و سينه‌‏ام را مالامال خشم نموديد، و پى در پى جرعه اندوه به كامم ريختيد، و تدبيرم را به نافرمانى و ترك يارى تباه كرديد.
يَا أَشْبَاهَ‏ الرِّجَالِ‏ وَ لَا رِجَالَ...
پارسا ... پست ها : 718عضویت:1390/5/1
1391/8/28 - 9:11 عصر
فقط یادمان نرود وقتی هارد را فرمت می کنند تمام ویروس هایش از بین می رود

ولی تضمینی ندارد که دیگر ویروس نگیرد

به دنبال یک آنتی ویروس قوی باشیم !
زيبا (مامان كوثر) پست ها : 1575عضویت:1387/7/29
1391/8/29 - 11:48 صبح
سلام آقاي پارسا
استفاده كرديم. ممنون
وبلاگ و سايت ما هم بروز شده.

http://widenet.ir/

http://kowsar.niniweblog.com/
1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   11  
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: