نی نی سایت > تبادل نظر > دوران بارداري > پدران آينده > چجوري به شو شو هاتون محبت ميكنين؟

موضوع: چجوري به شو شو هاتون محبت ميكنين؟ + اظهار نظر

1   2   3   4   5  
کاربران حاضر: 0 کاربر و 0 مهمان
فاطيما پست ها : 286عضویت:1389/3/27
1390/5/13 - 1:50 عصر
ببخشيد ريحان خانوم متوجه نشدم .....يعني چي؟
مامان رادين پست ها : 719عضویت:1388/6/30
1390/5/14 - 10:31 صبح
منم اصلا محبت كردن بلد نيستم . منم خيلي مغرورم اين باعث مي شه كه نتونم محبت بكنم و محبت ببينم . اين هميشه عذابم مي ده .
آراميس پست ها : 3670عضویت:1388/12/5
1390/5/14 - 11:15 صبح
اي بابا من به اين نتيجه رسيدم هر چي بيشتر به شوهرم محبت كنم نتيجه عكس ميده مثلا ديروز يدم شوهري سحري خواب مونده خواستم با كمر دردم واسش سنگ تموم بزارم از صبح مشغول اش رشته درست كردن شدم كلي تحويلو محبت و سفره افطاري و همزمان غذاي سحرو رو هم براش پختم سفره با عشق و محبت افطاري پهن كردم ديگه ديدم كمرم داره ميشكنه پسري اب خواست گفتم براش اب بيار من كمرم بدجور گرفته به خدا از صبح سر پا هستم عوض تشكر گفت نه افطارتو ميخوام سحرتم نمي خورم خودت پاشو اب بيار
خلاصه وقتي مزد زحمتتو اينجوري بهت ميدن ادم ميخواد منفجر شه خيلي ناراحتو عصباني شدم كلي بهش حرف زدم بي خيال داشت با موبايلش ور ميرفت اصلا من داشتم ميتركيدم به ....ش هم نياورد
بيچاره پسرم گوشاشو گرفته بود
فاطيما جون ببين زيادي هم ليلي به لالاشون ميزاري لوس ميشن
افتادگي آموز اگر طالب فيضي هرگز نخورد آب زميني که بلند است
آراميس پست ها : 3670عضویت:1388/12/5
1390/5/14 - 3:47 عصر
كسي نيست
افتادگي آموز اگر طالب فيضي هرگز نخورد آب زميني که بلند است
ماه بانو پست ها : 1302عضویت:1390/5/2
1390/5/14 - 7:47 عصر
آراميس جان هر كسي روش محبت خودش رو داره به بعضيا بايد قطره قطره محبت كرد ...
به بعضي ها بايد سطل آب يخ رو بريزي رو سرش تا حال بياد (هههههه)
بعضي ها رو بايد تشنه نگه داشت ....
آراميس پست ها : 3670عضویت:1388/12/5
1390/5/14 - 11:23 عصر
هههههه ماه بانو جون اره به خدا دقيقا
بعضيارو هم بايد به ديوار ميخ كوب كرد انقدر شوك الكتريكي بهشون زد تا بفهمن دنيا دست كيه هههههه
افتادگي آموز اگر طالب فيضي هرگز نخورد آب زميني که بلند است
ماه بانو پست ها : 1302عضویت:1390/5/2
1390/5/15 - 1:00 صبح
آره واقعا آراميس
من ازدواج نكردم هنوز ولي من تو روابط چيزي كه اذيتم ميكنه اينكه وقتي مثل خودت همه جوره از همه زندگيم ميزنم براي كسي كه دوستش داشته باشم و ميخوام همين رو هم ببينم از طرف مقابل ....
هي هي هي ...
خاله باران پست ها : 1عضویت:1390/5/23
1390/5/26 - 5:18 عصر
بستگي به طرف مقابل داره بعضي آدماوقتي بهشون محبت ميكني پرو ميشن فكر مي كنن وظيفته بايد طرفتوخوب بشناسي
مريم777 پست ها : 1274عضویت:1389/8/22
1390/5/26 - 5:47 عصر
من تصميم گرفتم شوشو رو بكشم
مريم777 پست ها : 1274عضویت:1389/8/22
1390/5/26 - 5:55 عصر
اصلا به شوهر نبايد زياد توجه كني من واقعا بعد سه سال به اين نتيجه رسيدم . الكي حرص بخوري وهي بخواي نازشو بكشي لوس ميشه
مريم777 پست ها : 1274عضویت:1389/8/22
1390/5/26 - 5:59 عصر
امروز يه دعوايي باهاش كردم كه خدا ميدونه حتي كار به كتك كاري رسيد . تا حد انفجار عصبانيش كردم بعد منو هل داد كه برم پايين ولي ميخنديدم اونم همين طور حرص ميخورد و من هم بلند ميخنديدم (مثل جادو گرا) بعد اومدم بالا دوباره بهش فحش دادم ويكي محكم زدم تو شكمش (روزه هم داره كه بخوره تو سرش) و الآن هم با هاش قهرم . براش افطاري درست نميكنم كه بميرهههههههههههههههههه از گرسنگي!!!
مريم777 پست ها : 1274عضویت:1389/8/22
1390/5/26 - 6:01 عصر
ديگه خسته شدم . مهم ترين علت دعوامون دخالت پدر شوهرمه. نفرينش نميكنم فقط دعا ميكنم خدا هدايتش كنه
فاطيما پست ها : 286عضویت:1389/3/27
1390/5/27 - 1:47 صبح
خيلي باحال بود مريم به خصوص قسمت خنديدن مثل جادوگرش.
hakimeh65 پست ها : 44794عضویت:1388/9/8
1390/5/27 - 2:30 صبح
heheeeee maryam chikar kardi dokhtar
مهراوه پست ها : 4213عضویت:1388/2/2
1390/5/27 - 2:58 صبح
عجب....به نظر من هر چيزي بايد در حد تعادل باشه...اينكه خيلي با خشونت و بي احساس باشي درست به همون اندازه بده كه دائم در حال بذل محبت هاي بي جا باشي....مهم ترين مسئله حفظ اعتداله....اگه منظورتون روش هاي ابراز محبت هست من فكر مي كنم بهتره قبول كنيم كه آدم ها با هم فرق دارن و زندگي ها هم فرق دارن و نمي شه براي همه يه نسخه پيچيد....اما يه سري مشتركات هم هست...مثلا من با بررسي كه دربين آقايون دور و برم كردم متوجه شدم كه اكثرا از اينكه خانومشون براي علايق اونها احترام قائل بشن لذت مي برن....منم طوري با همسرم رفتار مي كنم كه به علايق شخصيش برسه مثلا استخرش رو بره....فوتبالش رو بره....جلسات ماهيانه ي دوستانه شون رو معمولا باهاش همراهي مي كنم...
مريم777 پست ها : 1274عضویت:1389/8/22
1390/5/27 - 10:41 صبح
آره فاطيما جان الآن كه دوباره پستمو خوندم كلي خندم گرفت كه چي كارا كردم !!!!!!!
فاطيما پست ها : 286عضویت:1389/3/27
1390/5/27 - 3:31 عصر
اخه مريم جون منم بعضي وقتا دلم ميخواد شوهرمو بزنم ولي جرات نميكنم.هميشه هم تو دعواهامون اون منو حرص ميده.
فاطيما پست ها : 286عضویت:1389/3/27
1390/5/27 - 3:38 عصر
اراميس جان ومريم و همه اونايي كه ميگين محبت كردن به شوهر باعث لوس شدنش ميشه باهاتون موافقم ولي خونواده شوهر من خيلي زرنگ و با سياست تشريف دارن و اگه من نتونم شوهرم رو با محبت وابسته به خودم كنم سريع ميره طرف اونا از بس كه اونا زبون بازن .راه ديگه اي براي نگه داشتن شوهرم تو تيم خودم بلد نيستم.نميدونم چطوري بعضي خانما از اووووووون راه شوهرشونو رام ميكنن من كه بلد نيستم هيشكي هم نيست يادم بده!
مريم777 پست ها : 1274عضویت:1389/8/22
1390/5/27 - 8:16 عصر
سلام فاطيما جون . بهت حق ميدم . امان از دست خانواده شوهر
من كه هنوز باهاش آشتي نكردم . دلم تنگ شده براي حرف زدن باهاش اما حتي بهش نگاه هم نميكنم . اون موقع از تو شيشه بوفه داشتم انعكاس چهره شو نگاه ميكردم!!!!!!! دلم براش سوخت .
fati پست ها : 4عضویت:1389/1/5
1390/5/28 - 2:34 صبح
بيچاره زن. همه مشكلا مال زنهاست.اه ه ه
1   2   3   4   5  
اظهار نظر

پر کردن فیلدها یی که با علامت * مشخص شده اند الزامی است.
*متن: