صفحه اصلی | درباره نی نی سایت | تماس با ما |   دوشنبه، 30 اردیبهشت 1392
 
نام کاربری: کلمه عبور:
» ثبت نام پسوردم را فراموش کرده ام بخاطر بسپار
 title=
پیش از بارداری بارداری و زایمان شیرخوار (0 تا 12 ماه) نوپا (12 تا 24 ماه) خردسال (2 تا 4 سال) پیش دبستانی (5 تا 8 سال)  
تبادل نظر | سؤالات رایج |  کلوب ها |  بارداری هفته به هفته | سال اول هفته به هفته |  ابزارها | گالری |  خاطرات |  نشریه | فروشگاه |  نیازمندی ها |  بازارچه | آمار سایت |  تبلیغات

نگهداري از كودك توسط بستگان ،تا چه اندازه توصيه مي شود؟

تاریخ نگارش: 18/5/1390
دفعات مشاهده: 6969

نسخه قابل چاپ
برای دیگران بفرستید
نظرات کاربران

شايد مهمترين دليلي كه والدين ترجيح مي دهند كودك را به جاي سپردن به مهد كودك يا پرستار بچه نزد اقوام بگذارند،اعتمادي است كه بستگان خود دارند. والدين مطمئند كه كسي كه به فرزندشان غذا مي دهد يا جايش را عوض مي كند، سلامتي،آرامش و خوشحال بودن كودك برايش مهم است. همچنين ،پدر و مادر خصوصيات اخلاقي و حالات روحي شخصي كه قرار است از كودكشان نگهداري كند تا حدود زيادي مي شناسند.  نگراني  والدين هم از اينكه يك فرد غريبه ممكن است چيزهائي را به كودكشان آموزش دهد كه با آنچه كودك در خانه مي بيند يا ياد مي گيرد متفاوت باشد با سپردن فرزندشان به بستگان برطرف مي شود. ضمن اينكه وقتي كودك در خانه خود يا بستگان است امنيتش بسيار بيشتر از زماني است كه در يك محل غريبه است. ريسك سرما خوردگي يا عفونت هاي مختلف مانند عفونت گوش هم در كودكاني كه در خانه نگهداري مي شوند،به مراتب كمتر از بچه هائي است كه به مهد كودك مي روند.از نظر اقتصادي نيز هر چند كه به هر حال نزديكاني كه از كودك نگهداري مي كنند توقعاتي دارند،اما هزينه هاي كلي نهايتا كمتر خواهد بود. امروزه، به خصوص تا دوسالگي، نگهداري كودك در خانه بسيار توصيه مي شود.

اما طبيعتا، نگهداري از كودك به وسيله بستگان، معايبي هم دارد. ارتباط عاطفي نزديكي كه بين كودك و شخصي كه از او نگهداري مي كند ممكن است مانع از اين شود كه شما بتوانيد از آن فرد انتظاراتي داشته باشيد يا بخواهيد كارهائي كه شما مايليد انجام دهد يا به روشي كه شما فكر مي كنيد صحيح است،رفتار كند. بخصوص اگر آن شخص مسن باشد، ممكن است نظرات شما در مورد تغذيه يا خواباندن كودك را اصلا قبول نداشته باشد. نكته منفي اينجاست كه كودك در اين شرايط گيج مي شود وضمنا ممكن است اين مسائل روي رابطه شما با فاميلتان اثر منفي بگذارد. براي پيشگيري ،بهتر است از همان روز اول كه نگهداري از كودك را به فرد فاميل مي سپاريد، خواسته هاي خودتان و روش هائي كه دوست داريد اعمال شوند را به وضوح مطرح كنيد و در مورد آنها با او به توافق برسيد. مشكل ديگر اين لست كه ممكن است شما پيشنهاد پرداخت مبلغي را، دوستانه،بكنيد اما معمولا بستگان از قبول اين پيشنهاد سر باز مي زنند در حاليكه قلبا مايلند مبلغي بابت كاري كه برايتان انجام مي دهند دريافت كنند و چون در قبال پرداخت هيچ ،كار مي كنند ناخودآگاه آن طور كه بايد و شايد با دلسوزي و دقت از فرزندتان نگهداري نمي كنند.البته ممكن است در بسياري از خانواده ها چنين مسائلي هرگز پيش نيايد اما مواردي هم ديده شده كه در نهايت،والدين به اين نتجه رسيده اند كه بهتر مي بود اين مسئوليت را به افراد غريبه مي سپرند تا بتوانند توقعاتي هم داشته باشند.

ضمنا در مقايسه با يك فرد مسن(مثلا مادر يا مادر شوهرتان يا هر فاميل سالخورده ديگري) يك فرد جوان ،هر چند غريبه، انرژي بيشتري براي انجام كارها دارد.دويدن،ورجه وورجه كردن و سرك كشيدن يك كودك نوپا،افراد مسن را واقعا خسته مي كند. بچه هاي دو ،سه و چهار ساله واقعا فعالند و براي رشد و اجتماعي شدن نياز به اين فعاليتهاي زياد دارند و لازم است كه فردي كه از آنها نگهداري مي كند مانع فعاليتشان نشود و ضمنا مراقب امنيتشان هم باشد.

 نهايتا شما هستيد كه بايد با در نظر گرفتن منافع و معايب كوتاه مدت و بلند مدت سپردن فرزندتان به اقوام، تصميم بگيريد او را به مهدكودك ،پرستار بچه يا بستگان بسپاريد. بعضي از والدين ترجيح مي دهند بعد از دو سالگي، نگهداري از كودك را به مهد كودك يا پرستار بچه واگذار كنند.


نسخه قابل چاپ    برای دیگران بفرستید    نظرات کاربران   
نظرات/تجربیات کاربران شما هم تجربه خود را مطرح کنید

15 نظر
1: آسمان پنجشنبه، 17 آذر 1390 - 12:55
:. درسته اما تو اين مملكت كه وجدان و انسانيت از بين رفته چطور با خيال راحت بچه را به پرستار سپرد؟ ماجراهاي وحشتناكي از دوستانم شنيده ام.
2: مرجان سه شنبه، 22 شهریور 1390 - 0:0
:. من دوقلو دارم كه الان دو سالشون شده.تا الان پرستار داشتن و خداييش پرستارهاي خوبي هم بودن كه متاسفانه بدليل مشكلات خانوادگي رفتن و من چون ديگه نتونستم پرستار خوب پيدا كنم گذاشتمشون مهد ولي نميدونم كار درستي كردم يا نه.يك هفته اول خيلي اذيتم كردن. ولي الان خوابشون تنظيم شده. درضمن مربيهاي مهد خيلي خوبن
3: سياوش دوشنبه، 4 مهر 1390 - 16:16
:. دختر ماه 22 ماهشه.
آدمهاي پير سخت مي تونن از پس اون بر بيآن.

نيم روزي كه همسرم كلاس داره، يا پيش فاميل نزديك يا پيش همسايه مطمئن(معلم دبستان بازنشسته آموزش پرورش) كه دو تا دختر فعال دارن ميزاريم. با اونها خوب بازي مي كنه و سرگرمه.
4: بدون نام شنبه، 9 مهر 1390 - 14:40
:. با سلام
بعد از دوسال بچه ها دوست ندارند كه زياد تو خونه باشند واقعا احساس ميكنيم كه دوست دارند با بچه ها باشند كه چقدر هم به رشد اجتماعيشون كمك ميكنه
اما اي كاش نظارت دقيق تري رو مهد كودك ها ميشد .اينكه هر كسي مشكل مادي داشت نره مربي مهدكودك شه . اگه امنيت وجود داشت بهترين فضا تو اين سن جايي كه بچه ها ساعتي رو با هم باشند .....تا باسنين بالاتر..........افسوس
5: بدون نام پنجشنبه، 5 آبان 1390 - 10:41
:. دختر من 19 ماهشه از 4 ماهگي كه مجبور شدم به سركارم برگردم بين مادربزرگهاش مادر خودم و شوهرم مي مونه خدا رو شكر هر دونفرشون سني ندارند و بيشتر از خودم براي دخترم وقت مي گذارن پارك ،‌ فروشگاه و غذاي روزانه سالم روزي هزار بار خدا رو شكر مي كنم نمي دونم چطور مي تونم جبران كنم
6: دوستدار همه كودكان یکشنبه، 16 بهمن 1390 - 18:52
:. من خودم مدير مهد كودكم كه بچه هاي 3 تا 6 سال دارم.خودم فعلا بچه ندارم. اما پدر و مادرم ساعاتي از روز را از كودك 2/5 ساله خواهرم مراقبت مي كنند.توصيه من به عنوان يك دوست به مادرها اينه كه حداقل اون ساعاتي از روز را كه بچه پيش خودتونه،به بازي و گفتگو با كودكتون اختصاص بديد. و حتي المقدور بچه زير 3 سال رو به مهد نفرستيد. چون كودك زير 3 سال نمي تونه به راحتي اخساس و نيازشو بروز بده.
7: دوستدار همه كودكان یکشنبه، 16 بهمن 1390 - 19:3
:. من خودم مدير مهد كودكم كه بچه هاي 3 تا 6 سال دارم.خودم فعلا بچه ندارم. اما پدر و مادرم ساعاتي از روز را از كودك 2/5 ساله خواهرم مراقبت مي كنند.توصيه من به عنوان يك دوست به مادرها اينه كه حداقل اون ساعاتي از روز را كه بچه پيش خودتونه،به بازي و گفتگو با كودكتون اختصاص بديد. و حتي المقدور بچه زير 3 سال رو به مهد نفرستيد. چون كودك زير 3 سال نمي تونه به راحتي اخساس و نيازشو بروز بده.
8: فرشته دوشنبه، 4 اردیبهشت 1391 - 14:47
:. من دخترم رو از1 سالگي مهد سپردم چون توخونه خيلي تنها بود نگرانش بودم ولي مهدشو خيلي دوست داره و خيلي خوب با بچه ها بازي ميكنه البته از اولين روزهم بيقراري نكرد
9: هستي دوشنبه، 18 اردیبهشت 1391 - 8:39
:. من دختر 2 ساله ام را بخاطر بدنيا آومدن دختر كوچيكم مجبور شدم بذارم مهد و خدارو شكر راضي ام.
10: پرستو دوشنبه، 18 اردیبهشت 1391 - 14:4
:. دخترمو ميزارم پيش مادر شوهرم ميرم سر كار يا بهش نميرسه و يا هر روز يه برنامه اي در مياره ميره گردش به من هم نميگه كه مي خواد بره تا منم يه كس ديگه اي رو پيدا كنم تا از دخترم مواظبت كنه.وجدان هم خوب چيزيه
11: شهاب كاوئي یکشنبه، 16 مهر 1391 - 22:56
:. سلام
من 2 فرزند دارم ؛ دو قلو هستن ( دختر و پسر )
نياز به پرستار دارم
دوستان عزيز اگر پرستار خوب و مطمئن ميشناسين ممنون ميشم معرفي كنين
شماره تماسم : 09357359659

12: مرجان یکشنبه، 28 آبان 1391 - 0:33
:. پسر من 1سالشه و از صبح تا شب فقط با منه و خيلي حوصله اش سر ميره شب هم كه باباش ساعت 11 مياد اغلب خوابه . نمي دونم بذارمش مهد كودك يا نه ؟
13: مامان طه چهارشنبه، 27 دی 1391 - 13:21
:. سلام به عنوان يه مادر كارمند كه لحظه شماري ميكنه تا زمان پايان كار كودكش رو در آغوش بگيره به همه مامانها توصيه ميكنم تا حد امكان قبل از 5 سال بچه ها رو از خودشون جدا نكنن(ابته در صورت خانه دار بودن)چون هيچ چيز براي يك كودك جاي آغوش مادر رو نميگيره
14: سپاس یکشنبه، 8 بهمن 1391 - 10:35
:. من هم سرکار مي رم .پسرم مدتها پيش خانومي بود که ازش پرستاري مي کرد. خانومه هم خيلي با فرهنگ بود هم بسيار تميز و شاد ولي پسرم وقتي صبحها مي بردم خونه خانومه گريه هاي زيادي مي کرد و من ناخودآگاه حالم بد مي شد اما همه مي گفتن طبيعيه بچه از مادر جدا شه گريه مي کنه . حدود 6 ماه اين اتفاق افتاد . پسرم بيماري (وحشت شبانه night terro( گرفته. شبا در حالي که نيمه هوشياره تا نيم ساعت در خواب گريه مي کنه و خودشو به اطراف مي کوبه . و تلاش من براي بيدار کردنش بي فايده است و مي گن از اضطراب و استرس روزه. خيلي ناراحتم که گريه هاي پسرمو جدي نگرفتم و مثل خانوماي قديمي گفتم طبيعيه. توصيه من اينه که فقط فقط پيش خودتون ....وگرنه پيش نزديکاتون بچه تونو بذارين. تا وقتي که بتونه زبون باز کنه . لطفا دلبندتونو جايي که احساس امنيت نمي کنه يا محيط آشنايي نيست نفرستيد
15: ميم دوشنبه، 19 فروردین 1392 - 12:28
:. كيارش يك ساله است و من مجبور شدم به خاطر شرايط مالي از 6 ماهگي به كار برگردم. 6 ماه را به مهد گذاشتم و هر روز با اين كه حال او خوب بود و شاد و سالم بود من حس مادر بد را داشتم كه فرزندش را از خودش دور كرده و در ماه اخير هم به خاطر تغيير مكان دادن عزيزم را پيش مادربزرگش مي گذارم كه علاوه بر حس مادر بد داشتن، حس دختر بد بودن هم بهم دست مي دهد. كاش شرايطي داشتم كه كار نمي كردم ولي متأسفانه بحث مالي خيلي تو زندگيم مهم است. به حال بدي رسيده ام كه اين احساسات منفي كم كم بر روي كيفيت كار كردنم هم اثر گذاشته است.

شما هم تجربه خود را مطرح کنید:(حداکثر 4000 کاراکتر)
نام (اختیاری):
 تصویر جدید
لطفا حروف مقابل را دقیقا وارد نمایید

توجه:

  • نظرات ارسالی قبل از قرار گرفتن در سایت بازبینی شده و نظرات نامناسب حذف می شوند.
  • لطفاً سؤالات خود را در این قسمت مطرح نفرمایید.

گزارش آگهی
تبلیغات متنی

خريد و فروش لوازم و اثاثيه اداري و منزل اجناس نو و دست دوم بخريد و بفروشيد

خدمات پوست،مو ،زيبايي، لوازم آرايشي و... قابل توجه خانم هايي که به دنبال زيبايي هستند


مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست. لطفاً پیش از استفاده از سایت صفحه "شرایط استفاده از سایت" را مطالعه فرمایید. استفاده از این سایت بدان معناست که شما قبلاً صفحه "شرایط استفاده از سایت" را مطالعه کرده و به مفاد آن واقفید.
درباره نی نی سایت | تماس با ما | شرایط استفاده از سایت | رعایت حریم شخصی کاربران | تبلیغات در نی نی سایت
info[at]ninisite[dot]com
نقل مطالب این سایت با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت بلامانع است.

page created in 0.03125 seconds