صفحه اصلی | درباره نی نی سایت | تماس با ما |   چهارشنبه، 1 خرداد 1392
 
نام کاربری: کلمه عبور:
» ثبت نام پسوردم را فراموش کرده ام بخاطر بسپار
 title=
پیش از بارداری بارداری و زایمان شیرخوار (0 تا 12 ماه) نوپا (12 تا 24 ماه) خردسال (2 تا 4 سال) پیش دبستانی (5 تا 8 سال)  
تبادل نظر | سؤالات رایج |  کلوب ها |  بارداری هفته به هفته | سال اول هفته به هفته |  ابزارها | گالری |  خاطرات |  نشریه | فروشگاه |  نیازمندی ها |  بازارچه | آمار سایت |  تبلیغات

از تهی سرشار جویبار لحظه ها جاریست... (مامان پرهام و ساراجون لطفا اینجا تبلیغ نکنین)

25 آبان 1391


صفحه 1 از 41234>>|

آرام

1391/8/25   12:23 ق.ظ
سلام کسی هست ایا؟


آرام

1391/8/25   12:37 ق.ظ
بابا بیاین دیگه منم گناه دارم.


آرام

1391/8/25   12:49 ق.ظ
وا خوب بیاین.


آرام

1391/8/25   12:53 ق.ظ
رفتم یه کم پستا رو خوندم.مهدیه جون برای آیدینم خیلی خوشحال شدم.خدا را شکررررررررررررر


سارا مامان عليرضا

1391/8/25   7:13 ق.ظ
سلام
خوبین خوشین؟؟؟؟؟؟؟؟
منم مراتب شادی و خوشحالی و شکر گذاریم رو بایت وزن ایدین خان اعلام میکنم
************ خدای تا پاکم نکردی خاکم نکن ***********بر چهره پر ز نور مهدی صلوات ........... بر جان و دل صبور مهدی صلواتتا امر فرج شود مهیا بفرست .............. بهر فرج و ظهور مهدی صلوات


*معصومه*

1391/8/25   9:10 ق.ظ
سلام صبح بخیر


*معصومه*

1391/8/25   9:10 ق.ظ
نمیدونم چی بگم والا حس آرامش بعد طوفانو دارم دلم نمیاد خرابش کنم


*معصومه*

1391/8/25   9:12 ق.ظ
دوستانی که خواسته بودن کل پستای دیروزو پاک کنم یه سوال دارم میشه کل پستارو با هم پاک کرد؟یا باید بنده بشینم و 385 تا پستو دونه دونه بپاکم؟


*معصومه*

1391/8/25   9:13 ق.ظ
مهدیه من فکر میکنم دیروز بیشتر از همه به تو ظلم شد یه همچین خبری خودش تنهایی باید 385 تا پستو به خودش اختصاص میداد ولی نشده دیگه شرمنده من واقعا خوشحال شدم انگار که علیرضای خودم وزن گرفته به مبارکی و میمنت ایشالا این روند ادامه پیدا کنه


*معصومه*

1391/8/25   9:27 ق.ظ
اریکا اول میخوام اگه از دستم ناراحت شدی معذرت خواهی کنم ولی به نظرم من چیزی نگفتم که تا این حد ناراحتت کنه نمیدونم من که از بیرون به این موضوع نگاه میکردم به نظرم اومد که اگه تو یه معذرت خواهی بابت سو تفاهمی که پیش اومده بود میکردی کار به اینجا نمیکششید و الی هم همون روز از دلش درمیرفت من کاملا احساس الی رو درک میکنم ولی رفتار تو رو همون موقم درک نکردم.
ببین وقتی ایران بودی الی بد جور در تب و تاب دیدنت بود واقعا از ته دل ازینکه شنید میخوای بیای ایران خوشحال شد اون مدتیم که ایران بودی بارها اینجا برات پیغام گذاشت که برای یه ملاقات برنامه ریزی کنه ولی تو سرت شلوغ بود و پستارو نخوندی و دست برقضا اس هاتونم به هم ارسال نمیشد خب تا اینجا هیچ کدومتون مقصر چیزی نبودین تا رسید به اینجا که تو برگشتی دانمارک و اومدی اولین پستو گذاشتی و خیلی شاکی بودی ازینکه کسی تحویلت نگرفته یا تو این مضامین دقیقا پستتو یادم نیست. این موضوع برای الی که اونقدر اشتیاق داشت گرون تموم شد و یه کم رو دلش سنگینی کرد و اومد و تمام ماجرا رو توضیح داد و موضوع دقیقا ازینجا مسیر مستقیمشو از دست داد میدونی چرا؟ به خاطر اینکه یه معذرت خواهی از جانب شما کم بود و این موضوع نتونست دیگه مستقیم و آروم پیش بره اون سنگینیه همچنان رو دل الی موند و با بی تفاوتی تو هی بزرگتر شد هی الی نیومد و حضورش کم رنگ تر شد و شما خودتو بیخیال تر و حتی یه کم هم طلب کارتر نشون دادی و باز گذشت زمان موضوع به اون کوچیکی رو اینقدر بزرگ و پیچ در پیچ کرد اریکا جدیی جدی و بدون عصبانیت به این موضوع فکر کن و جواب بده آیا واقعا به نظرت جای یه معذرت خواهی اینجا خالی نبود؟ حاضرم برات قسم بخورم که اگه همون روز به الی میگفتی الی ببخش من نمیدونستم تو اینقدر در تلاش برای دیدن من بودی خیلی حیف شد منم خیلی دلم میخواست ببینمت موضوع همون روز و همونجا حل میشد اما تو چیکر کردی خیلی سطحی حتی بدون اینکه به الی ثابت کنی که حرفاشو باور کردی یه جور طعنه آمیزی از روی موضوع رد شدی و این شد که کار به اینجا کشید
به نظر من هنوزم دیر نشده یه کمی حرمتا شکسته شد که مرور زمان میتونه دوباره جمع و جورش کنه و یه کمی هم گذشت باید چاشنی کار بشه.
اریکا واقعا دلم نمیخواد ازین کلوپ بری تو و الی از اعضای اصلی کلوپین واقعا دلم میخواد هر دوتون مثل گذشته بیاین و کنار هم باشیم .
اریکا اونی که حرف نمیزنه همیشه بهش سخت تر میگذره ...


*معصومه*

1391/8/25   11:05 ق.ظ
نرگس الی حرفتون نمیاد؟
الان سوسک میشین


نرگس

1391/8/25   11:12 ق.ظ
سلام

کشتی تو مارو از بس هر روز سوسکمون کردی


نرگس

1391/8/25   11:15 ق.ظ
معصومه رفتی؟


نرگس

1391/8/25   11:18 ق.ظ
اااااااااااااااااااای کجا سرتون گرمه الی معصومه و سپیده


*معصومه*

1391/8/25   11:23 ق.ظ
دارم رون سرخ میکنم میسوزه اگه بیام اینجا


سپيده(مامي هليا)

1391/8/25   11:23 ق.ظ
سلام
نرگس جون هستی؟وبلاگ نازنین زهرا بلاگفاست ؟


سپيده(مامي هليا)

1391/8/25   11:29 ق.ظ
من دیروز یه وبلاگ درستیدم تو بلاگفا ولی امروز هر کاری میکنم نمیتونم وارد بشم،واسه تو هم اینجوری شد؟راستی خودش توضیح داده که ممکنه همچین اتفاقی بیفته و راهکار داده ولی اونا هم جواب نداد


نرگس

1391/8/25   11:33 ق.ظ
سپیده جون بله بلاگفاست من الان وارد شدم . چه پیغامی میده ؟


نرگس

1391/8/25   11:34 ق.ظ
ای معصومه کدبانو برو رونت نسوزه بندازی گردن ما


سپيده(مامي هليا)

1391/8/25   11:36 ق.ظ
نرگس جون میگه رمزت اشتباهه
بعد مدتها گفتم یه وبلاگ درست کنم واسه هلیا حالا نمیتونم وارد بشم."رمزم رو فراموش کردم" میزنم ایندفه میگه نام کاربری با ایمیل همخوانی نداره .خودشم توضیح داده که برای کسایی که تازه وبلاگ زدن ممکنه همچین اتفاقی بیفته .


سپيده(مامي هليا)

1391/8/25   11:37 ق.ظ
میگم واسه تو اون اوایل همچین اتفاقی نیفتاد؟


نرگس

1391/8/25   11:42 ق.ظ
نه سپیده یادم نمیاد .ببین اگه هنوز چیزی ننوشتی دوباره درست کن کاری نداره یا میتونی رمزو عوض کنی توی همن صفحه اصلی نوشته که کلمه عبور رو فراموش کردم اونو بزن و مراحلو انجام بده


*معصومه*

1391/8/25   11:46 ق.ظ
خوبین؟ رونم سرخ شد :)


سپيده(مامي هليا)

1391/8/25   11:48 ق.ظ
مرسی نرگس جون،برم یکی دیگه درست کنم
خسته نباشی معصومه جون


*معصومه*

1391/8/25   11:51 ق.ظ
Myspace Layouts



*معصومه*

1391/8/25   11:52 ق.ظ
ظرفای دیروز ناهارمو هنوز نشستم اینجا پلاسم به منم میگن خانه دار؟


نرگس

1391/8/25   12:10 ب.ظ
ممنون معصومه روحم شاد شد

بعدشم فکر کنم من امروز تا شب اینجا پلاسم چون حالم اصلا خوب نیست به خودم مرخصی دادم.


فرناز

1391/8/25   2:27 ب.ظ
سلام

چه طوفانی بوده دیروز

منم خیلی ناراحت شدم از وضیعت بیش امده و امیدوارم هر چه زودتر همه چی رو به راه بشه



فرناز

1391/8/25   2:39 ب.ظ
اریکا جون منم کاملا با معصومه موافقم شما خودت اینجا از همه بزرگتری بچه ها انتظارات دیگه ای ازت دارن

وای فدای این دخمل خوشگل نازنین زهرا عزیزم مثل ماه می مونی


فرناز

1391/8/25   2:42 ب.ظ
بچه ها تخم بلدرچین طعمش مثل تخم مرغه؟؟؟

آندیا 4 تا دندون اخریش داره در میاد روزگار بسیار دلنشینی دارم منننننن



پامچال

1391/8/25   3:02 ب.ظ
فرناز دقت کنی یه طعم خاصی میتونه از توش در بیاد اما باز خیلی شبیه تخم مرغه..من خیلی واسه آیدین درست میکردم...بله..آیدین هم داره 4 تا دندون آخر رو در میاره دیشب پدر من و باباش رو در آورد حسابی...به زحمت ساعت 2 نیمه شب خوابید اونم اینقدر من صدای آژیر آمبولانس در آوردم تا آروم گرفت!!!تا صبح هم لول خورد تو تخت...


پامچال

1391/8/25   3:04 ب.ظ
از همه دوست های عزیزم که ذوق کردن واسه وزن آیدینم خیلی ممنونم...ایشالله خدا روز به روز سلامتی بیشتر به خودتون و بچه هاتون بده...


ريحان(مامان ايمان)

1391/8/25   3:29 ب.ظ
سلام
چرا امروز هیچکس نیست ؟؟؟
امروز اینجا بوی نازنین زهرا میده ،بوس برا خانم خوشگله عزیز
** با زمینیان مهربان باشید تا آسمانیان با شما مهربان باشند **


پامچال

1391/8/25   3:42 ب.ظ
راستی ها..حواسم نبود نازنین جون قاب کرده ما رو امروز...با اون لبخند نازش


پامچال

1391/8/25   3:42 ب.ظ
راستی ها..حواسم نبود نازنین جون قاب کرده ما رو امروز...با اون لبخند نازش


نرگس

1391/8/25   3:44 ب.ظ
ریحان و فرناز و پامچال ممنون از لطفتون.

پامچال یه سوال پستونک خوردن آیدین به کجا رسید ؟نازنین الان هفته ای سه تا پستونک پاره می کنه مثل چی میکشه به دندوناش دارم کم کم کم میارم


نرگس

1391/8/25   3:47 ب.ظ
من دیگه الان اصلا نمیدونم نازنین زهرا چند تا دندون داره اصلا اجازه نمیده تو دهنشو ببینم


پامچال

1391/8/25   3:47 ب.ظ
آیدین با همون پستونک پاره سر میکنه...موقع خواب..ولی قبلش دقیقا همین حالت نازنین رو داشت تا دندون های نیشش در بیاد هر روز پستونک پاره میکرد..


پامچال

1391/8/25   3:48 ب.ظ
آیدین 16 تا رو داره..ولی از احوالاتش معلومه 4 تای آخر رو داره در میاره...البته عموم میگفت این 4 تا مال 2 سال و 6 ماهگیه در اومدنش..


*معصومه*

1391/8/25   3:52 ب.ظ
سلام من خواب مونده بودم :)


پامچال

1391/8/25   3:54 ب.ظ
ساعت خواب...


نرگس

1391/8/25   3:54 ب.ظ
ساعت خواب
منم رون سرخ کرده بخورم خواب میمونم:))


نرگس

1391/8/25   3:55 ب.ظ
فکر کنم نازنینم داره چهار تا اخریو در میاره


ريحان(مامان ايمان)

1391/8/25   3:55 ب.ظ
:)
** با زمینیان مهربان باشید تا آسمانیان با شما مهربان باشند **


*معصومه*

1391/8/25   3:55 ب.ظ
از صبح رون سرخ میکردم نرگس سر ظهر مثل چی اشتهام بند اومد
رفته بودم علیرضارو بخوابونم خودم بیهوش شده بودم


*معصومه*

1391/8/25   3:56 ب.ظ
:))


ريحان(مامان ايمان)

1391/8/25   3:56 ب.ظ
کلا 20 تا دندون شیری در میاد؟؟؟
** با زمینیان مهربان باشید تا آسمانیان با شما مهربان باشند **


*معصومه*

1391/8/25   3:58 ب.ظ
والا علیرضا که انگاری سی چل تایی درآورد یادم نیست


پامچال

1391/8/25   3:59 ب.ظ
آره نرمال 20 تاست..


پامچال

1391/8/25   4:00 ب.ظ
من دیروز رون سرخ کرده بودم...بعدش اومدم اینجا..خودم سرخ شدم...


صفحه 1 از 41234>>|
گزارش آگهی
تبلیغات متنی

خدمات پوست،مو ،زيبايي، لوازم آرايشي و... قابل توجه خانم هايي که به دنبال زيبايي هستند

خريد و فروش لوازم و اثاثيه اداري و منزل اجناس نو و دست دوم بخريد و بفروشيد


مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست. لطفاً پیش از استفاده از سایت صفحه "شرایط استفاده از سایت" را مطالعه فرمایید. استفاده از این سایت بدان معناست که شما قبلاً صفحه "شرایط استفاده از سایت" را مطالعه کرده و به مفاد آن واقفید.
درباره نی نی سایت | تماس با ما | شرایط استفاده از سایت | رعایت حریم شخصی کاربران | تبلیغات در نی نی سایت
info[at]ninisite[dot]com
نقل مطالب این سایت با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت بلامانع است.

page created in 0.140625 seconds