دوش گرفتن یک مادر و ماجراهایش!

ترجمه:
1396/03/31 بازدید1910
دوش گرفتن یک مادر و ماجراهایش!

این شرح‌حال یک مادر است، وقتی می‌خواهد کار ساده‌ای مانند دوش گرفتن انجام دهد! یک دوش ساده 10 دقیقه‌ای هم وقتی نوزاد در خانه داشته باشید، فرق دارد. تجربه شما چطور است؟

دقیقه اول
کودک روی تشکچهاش روی زمین خوابش برده و شما فکر میکنید بهترین موقع است که به حمام بروید. وارد حمام میشوید و لباس‌هایتان را در میآورید

دقیقه دو
ناگهان نگران میشوید نکند کودک از خواب بلند شود و این طرف و آن طرف برود و کار خطرناکی بکند. به این هم فکر نمیکنید که کودک شما اصلا تکان نمی‌تواند بخورد یعنی کوچک‌تر از آن است که بتواند حتی غلت بزند. اما دیگر نگرانی به سراغ شما آمده. می‌دوید بیرون و با موفقیت کار انتقال بچه را به تختش صورت می‌دهید.

دقیقه سوم
می‌روید زیر دوش. برای لحظهای از گرمای آب روان لذت می‌برید.

دقیقه چهارم
بچه شروع به گریه کردن می‌کند. صبرکن ببینم! صدای گریه بچه است؟ مطمئن نیستید. سرتان را از در حمام بیرون میکنید و با دقت گوش میدهید. احتمالا خیالاتی شده بودید. به سرعت هر چه تمامتر شامپو می‌زنید. بدنتان را هم با سرعت برق میشویید. صدای گریه بچه بلندتر می‌شود. بله! خودش است. بچه دارد گریه میکند. اما نرم‌کننده چی؟ بدون آن که نمی‌شود. وقت برای آن دارم؟ باید هرچه سریعتر کارم را تمام کنم. صبرکن! اصلا شامپو زدهام؟ ای وااای! یادم نیست.

دقیقه پنجم
صدای گریه بچه به مرحله غیرقابل تحمل می‌رسد. وای خدای من. الان بچه
ام فکر می‌کند همه رهایش کردهاند و این چند دقیقه حمام من چنان اثر بدی روی روحیهاش میگذارد که تا عمر دارد اثرش باقی خواهد ماند.

دقیقه ششم
آب را میبندید. سکوت محض. گریه بچه متوقف شده یا اصلا از اولش هم گریه نمیکرده؟ مهم نیست. وقت نرمکننده است. آب را دوباره باز میکنید.

دقیقه هفتم
چرا بچه اینقدر ساکت است؟ حتما یک چیزی شده. بلایی سرش نیامده باشد. سرتان را از در حمام بیرون میکنید و به سمت بچه داد میزنید: عزیزم...خوبی مامان؟؟؟ کسی جواب نمیدهد. خدای من. حتما یک چیزی شده.

دقیقه هشتم
بچه دوباره شروع به گریه میکند. وای خدایا شکرت.

دقیقه نهم
از دوش میزنید بیرون. خیس. به سمت بچه میدوید. نزدیک است روی کاشی سر بخورید و سرنگون بشوید. بچه را بغل میکنید. عزیزم ببخشید. واقعا ببخشید. قول می‌دهم از این به بعد حمام نروم.

دقیقه دهم
لعنتی! این نرم‌کننده روی موهای من چه
کار می‌کند؟

 

 

ارسال نظر شما

login captcha

وااای من که دلم خونه  

 خودمو بکشم به زووور بتونم هفته ای یک بار برم حمام اونم با کلی عذاب وجدان و استرس... انقدم که موهام چرب شده بعد زایمانم.. 

من وقتی میخواستم برم حموم، بچه رو خواب میکردم میذاشتم تو کرییر جلو درب حموم. 

با خیال راحت حموم میکردم بچه هم جلوی چشمم بود

  برای من چندین بار اتفاق افتاده

من تا هفت شب که شوهرم بیاد دستشویی هم نمی تونستم برم . حموم رو که اصلا بهش فکرم نمی کردم.

آدم نتونه دستشویی و حموم هم بره ؟

چرا بچه بیاریم آخه  

mari90
mari90
2 هفته پیش
@نفس#1448

فقط اوایلش اینجوریه، بعد خوب میشه. 

کلی لذت میبری که این چیزا فراموشت میشه

sayoo#1
sayoo#1
3 هفته پیش

دقيقا همين روزگار رو داشتم خيلي بد بود

خدا رو شكر تموم شد اون روزا 

دخترم بزرگ شده

واقعا همینطوره

😂😂😂😂من که تا همسرم نیاد خونه حموم نمیرم. جرات ندارم!!!

واقعا همینطوره.تازه وقتی هم گریه نمیکنن همش تو گوشتون صدای گریشون هست.وروجکها