ماجرای من و لهجه و کودکی!

ماجرای من و لهجه و کودکی!
کد مطلب: 7689   1395/12/4

نی نی سایت: من تا 5 سالگی، از زبان فارسی تنها آواها را می‌شناختم و مفهوم کلمات را متوجه می‌شدم اما بلد نبودم فارسی صحبت کنم! چون پدرم که بسیار اهل مطالعه و پایبند به فرهنگ و رسوم بومی خود بود، با مادرم توافق کرده بود به من و برادرم زبان محلی یاد بدهد . قرار بود  قبل از رفتن به مدرسه، تا می‌توانیم در خانه  تالشی حرف بزنیم.
در کوچه و خیابان و هنگام بازی با بچه‌های همسایه هم، «بازی» زبان مشترک ما و بقیه بود و همان فارسی دست و پا شکسته من و برادرم برای ارتباط با آنها کفایت می‌کرد. تا اینجای کار مشکلی نبود و همه چیز خوب پیش می‌رفت، تا تعطیلات عید و تابستان که به شهرمان بر می گشتیم  یا به روستای  پدربزرگ و مادربزرگ می‌رفتیم.
همه فامیل و دوستان و آشنایان، پدر و مادرم را برای یاد دادن زبان محلی به ما، تحسین می‌کردند. اما همان‌ها وقتی می‌خواستند با من و برادرم همکلام شوند، زبان محلی را کنار می‌گذاشتند و با ما فارسی حرف می‌زدند! هر چقدر هم تلاش می‌کردیم به زبان محلی جوابشان را بدهیم تا شاید به راه بیایند و آنها هم محلی صحبت کنند، فایده نداشت و باز اصرار داشتند که فارسی صحبت کنند! شاید پیش خودشان فکر می‌کردند اگر فارسی حرف بزنند بهتر می‌توانند با ما که از پایتخت  آمده‌ بودیم ارتباط برقرار کنند! این رَوَند در مدت چند سال کار خودش را کرد و حداقل من زورم نرسید که بقیه را متقاعد کنم و صحبت کردن به فارسی را ادامه دادم.

حالا وقتی می‌خواهم به زبان محلی‌مان صحبت کنم، اینقدر لهجه فارسی‌ام توی ذوق می‌زند که دور و بَری‌ها می‌گویند تو به زبان محلی حرف نزنی سنگین تری! عجیب‌تر اینکه حالا بیشتر از گذشته با من به زبان محلی صحبت می‌کنند! در این میان اما، برادرم همچنان مقاومت کرده و با افراد خانواده و فامیل به زبان محلی صحبت می‌کند و این کار تا اندازه‌ای هم مفید واقع شده، چون نصف صحبت‌هایشان به زبان محلی و نصف دیگر به زبان فارسی است!
این ماجرا به عبرتی برای خانواده ما تبدیل شد و وقتی خواهر کوچکترم به دنیا آمد مادرم اجازه نداد به او زبان محلی یاد بدهیم،  دلیلش هم  این بود که :حالا دیگر همه فارسی صحبت می‌کنند، زبان محلی به کار بچه نمی‌آید و ممکن است او را مسخره کنند.
من تا حد زیادی زبان محلی را فراموش کرده‌ام و خواهرم تنها مفهوم جمله‌ها و کلمه‌ها را متوجه می‌شود. بنابر‌‌این در جمع‌های خانوادگی، معنی خیلی از کلمه‌ها و جمله‌هایی که رد و بدل می‌شود را نمی‌دانیم،‌خیلی از ضرب‌المثل‌های بومی و محلی را متوجه نمی‌شویم و خیلی از ظرافت‌های زبان محلی‌مان را درک نمی‌کنیم و احساس می‌کنیم. درِ دنیای بزرگی به روی ما بسته شده است. البته شاید روزی دوباره سراغش برویم و آن را از نو یاد بگیریم.






نسيم مميز      ۱۳۹۵/۱۲/۴
پاسخ

تجزیه طلبانس این مطلب متاسفم برای نی نی سایت که این موضوعات رو متوجه نیست که به درد ایران نمی خوره

zho1==ژوان      ۱۳۹۵/۱۲/۵
پاسخ

سلام واقعا این مطلب پایه ی علمی داره؟؟حرف زدن به زبان محلی ممکنه باعث مسخره شدن بشه؟!!!اواقعا از خوندن مطلب متاسف شدم به جای ایتکه مردم رو تشویق کنید بچه هاشون رو با فرهنگ و گویش بومی و قومیشون آشنا کنید سعی می کنید دورترشون کنید؟!!!!!! همه جای دنیا و در هر زبانی گویش های مختلف داریم و مردم مناطق مختلف یک کشور با گویش های مختلف صحبت می کنند مسخره هم نمیشن اگر مسخره کردنی هم باشه متاسفانه توی ایران و ایرانی هستش واقعا متاسفم بابت همچین مطلب غیرعلمی و توهین آمیزی که گذاشتین

mahsa      ۱۳۹۵/۱۲/۵
پاسخ

سلام ممنون از مطلب خوبتون , خیلی خوبه آدم زبان محلیشو حفظ کنه

مامان امیرحسین      ۱۳۹۵/۱۲/۵
پاسخ

بنظرتون اگه لهجه لری بچه ام یاد بگیره بعدن مورد تمسخر قرار نمیگیره

عالی بود

مامان بهار 88      ۱۳۹۵/۱۲/۱۱
پاسخ

بنده خدا ژوان درست فک کرده...چون کل مطلب لهجه محلی رو کوبوندین و ازش یه جوری حرف زدین که انگار بده، بعد یهو آخر مطلب گفتین که لهجه محلی خوب میباشد!!!!! خب بهتر بود خودتون تو نحوه نگارشتون تجدید نظر میکردین

ژوانا      ۱۳۹۵/۱۲/۱۵
پاسخ

به نظر منم نظر ژوان درست بود و مطلبتون تناقض داشت یکجا به گویش محلی صحبت کردن رو کار اشتباهی میدونه و یه جا اونو خوب میدونه ولی کلا تحلیل درستی نیست اتفاقا دو زبانه بودن یه چیز معنول هست من کودکیم با گویش محلی صحبت کردم و همزمان به خاطر استفاده از تلویزیون و رسانه های دیگه کاملا به زبان فارسی هم مسلط بودم و هیچ مشکلی برای برقراری ارتباط با دیگران نداشتم فکر کنم نویسنده مطلب خاطره اش متعلق به زمانیه که تلویزیون و رسانه های دیگه به ندرت وحود داشته.

باران بهاری95      ۱۳۹۵/۱۲/۱۵
پاسخ

منو داداشمم زبونمونو بلد نیستیم. مامانم دوست داشت بچه هاش فارسی صحبت کنن. بخوایم گیلکی حرف بزنیم بهمون میخندن ازبس غلط داریم توش. درعوض شوهرم حسابی بلده بااینکه فقط یه سال ازمن بزرگتره. بعضی وقتا یه مثالایی میزنه من حالیم نمیشه اصلا ، بعدش دوساعت میمونه توضیح میده بهم اخرشم میگه یه جوری باتعجب منو نگاه میکنی انگار بچه ی تهرانی.. 😧😧😦😧😩


نظر شمـا نسخه چاپی  نسخه چاپی تعداد بازدید : 7951
نظر شما: