جستجو نام برای : ه
انتخاب نام

انتخاب نام

فرهنگ نام نی نی سایت با داشتن بیش از 4000 نام به شما کمک می کند تا بهترین و زیباترین نام را برای کودک خود انتخاب کنید. اگر به دنبال 100 نام مشهور دختر یا پسر هستید، یا دوست دارید که یک نام خاص را برای کودکتان برگزینید و یا حتی اگر در جستجوی نام های محلی هستید، فرهنگ نام ما این امکان را به سادگی در اختیار شما قرار می دهد. شما می توانید با ثبت نام و عضویت در سایت از تمام امکانات این ابزار بهره مند شوید.

اسم
جنسیت
معنای اسم
تعداد لایک
(عبری) به معنی '\' نفس یا بخار '\' ؛ (در اعلام) به نقل از تورات دومین پسر حضرت آدم بوده است که داستان وی و برادرش (قابیل) در قرآن سوره‌ی مائده ، آیه 30 آمده است .
7
(عربی) ندا دهنده‌ای که صدایش شنیده شود اما خودش دیده نشود ، مانند فرشته‌یندا دهنده‌ی غیبی ، سروش ؛ (در عرفان) در اصطلاح ، داعی و منادی حق که در دل سالک متجلی شود و او را توفیق سلوک عنایت کند ؛ (در اعلام) هاتف اصفهانی شاعر معروف قرن دوازدهم هجری .
0
(عربی) (مؤنث هاتف) ، ← هاتف .
1
(عبری) به معنی '\' فرار '\' ؛ (در اعلام) همسر حضرت ابراهیم خلیل (ع) و مادر اسماعیل (ع). ]هاجر در ادبیاتِ یهود نشانه‌ی بندگی در شریعت است[.
2
(عربی) هدایت‌کننده ، راهنما ؛ از نام‌ها و صفات خداوند ؛ (در قدیم) دست آموز ، آموخته ؛ (در عرفان) در ادب عرفانی قطب و مرشد را هادی گویند و گاه کنایه از فیض حق است ؛ (در اعلام) هادی از القاب امام علی النقی (ع) امام دهم است .
3
(عربی) (مؤنث هادی) ، ← هادی .
0
(= هارپاگ ، هارپاگوس) (در اعلام) نام خویشاوند و وزیر آستیاک که از طرف آستیاک مأمور کشتن کوروش شد .
3
(عبری ؟) (در قدیم) قاصد و پیک شاه که زنگوله‌ای بر کمر می‌بست تا راه داران مانع او نشوند؛ نگهبان ، پاسبان ؛ (در اعلام) نام برادر بزرگِ حضرت موسی (ع) که به پیغمبری با وی برگزیده شد ؛ [در قاموس کتاب مقدس هارون به معنای '\' کوه نشین '\' آمده] ؛ (در اعلام) هارون نیز نام یکی از فرزندان موسی بن جعفر (ع) است .
2
(عربی) (در قدیم) شکننده ، خرد کننده ؛ (در اعلام) نام ابن عبد مناف از اجداد پیغمبر اکرم (ص) معروف به هاشم بن عبد مناف ؛ هاشم نیز نام یکی از اصحاب حضرت رسول اکرم (ص) است .
2
(کردی) برانگیختن ؛ سرو صدا و جنجال ؛ دوستان ؛ پیچش ؛ (به مجاز) ویژگی دختری که به لحاظ زیبایی ، سرو صدا و جنجال بر پا می‌کند .
1
(در نجوم) حلقه‌ی نورانی سفید یا رنگی که گاهی گِردِ قرص ماه یا خورشید دیده می شود ؛ حلقه یا حاشیه‌ی تابناکی که در اطراف چیزی به ویژه در اطراف سر مقدسین در نقاشی‌ها دیده می شود ؛ (به مجاز) آنچه گرداگرد چیزی یا جایی را فرا می‌گیرد .
2
(در اعلام) هامان [مشهور] وزیر اخشویروش [خشیارشا که او را با اردشیر خلط کرده‌اند] بود که بر مردخای یهودی غضبناک شد. [زیرا که وی را تعظیم ننموده بود] ، بدین لحاظ پادشاه را بر آن داشت که فرمانی صادر کند که یهود را در تمام ممالک فارس به قتل رسانند. اما اِستراین فرمان را باطل نمود و هامان را بر همان داری که از برای مردخای حاضر نموده بود دار کشیدند؛ هامان نیز وزیر فرعون که معاصر موسی (ع) بود و نامش در آیه‌های متعددی از قرآن کریم (سوره‌های '\' قصص '\' ، '\' عنکبوت '\' و '\' غافر '\' ) آمده است .
0
(کردی) زنهار ، دادخواهی ، امید ، بینایی ، خواهش .
23
(عربی) مسرور ، میسر ؛ (در اعلام) نام چند تن از مشاهیر عرب ؛ نام یکی از یاران امام حسین (ع) در کوفه .
3
(هانی + ا (پسوند نسبت)) منسوب به هانی ؛ مسرور و شاد .
4
1    2    3    4    5    6    7    8